به گزارش اروم نیوز:
هفته دفاع مقدس بود،تصمیم گرفتیم از خانواده شهدا دیداری داشته باشیم،برای موزه دفاع مقدس از هر خانواده وسایلی از شهیدش گرفتیم تا تحویل موزه دهیم ، به دیدار یک خانواده رفتیم وگفتیم: اگر اشیائی از شهیدتان دارید برای اهدا به موزه به ما دهید.
مادر شهید گفت: به غیر از پیراهن خونینش هیچ اشیایی ندارد،آن پیراهن را از آن خانواده گرفته و تحویل موزه دادیم.
فردای آن روز مادر شهید به ما زنگ زد تا به خانه اش برویم،وارد خانه که شدیم مادر شهید گریه کرد وگفت:دیشب پسرم را در خواب دیدم به من گفت: مادر برو به زیر زمین ، درون یک پوسته چرمی فانوسقه من به جا مانده است،فانوسقه را پیدا کن و تحویل موزه بده،صبح زود از خواب بیدار شدم و به زیر زمین رفتم و فانوسقه را از پوسته چرمی پیدا کردم و با شما تماس گرفتم.
این ماجرا ما را آگاه ساخت و تحولی در زندگانیمان به وجود آورد ،زیرا شهیدی که به فکر موزه است شاهد وناظر اعمال ماست.
بعد از مدتی جویای حال آن خانواده شهید شدم و مادرش گفت: ما هم دیگر کارهایمان را با احتیاط انجام می دهیم و می دانیم که شهیدمان همیشه همراه ماست.
خداوند در قرآن هم می فرماید:فکر نکنید که شهیدان مرده اند، بلکه آنان زنده بوده و در نزد پروردگار از جایگاه ویژه ای برخوردارند.



