به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «ارومنیوز»، آب یکی از مهمترین مؤلفههای توسعه پایدار و از ارکان اصلی امنیت اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی هر منطقه است؛ موضوعی که اهمیت آن در آذربایجانغربی، به دلیل برخورداری از منابع رودخانهای، سدهای متعدد، اراضی کشاورزی گسترده و قرار گرفتن بخش مهمی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه، دوچندان میشود.
از سوی دیگر آب صرفاً یک منبع طبیعی برای تأمین نیازهای روزمره نیست، بلکه یکی از مهمترین نهادههای تولید و زیرساختهای اساسی اقتصاد به شمار میرود؛ نهادهای که استمرار فعالیت بخش کشاورزی، صنایع غذایی، اشتغال روستایی و امنیت غذایی به مدیریت صحیح و بهرهبرداری پایدار از آن وابسته است.
در آذربایجانغربی که کشاورزی سهم مهمی در ساختار اقتصادی و معیشت خانوارهای روستایی دارد، هرگونه اختلال در منابع آبی میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی از کاهش تولید محصولات تا افزایش هزینههای تولید و تهدید درآمد کشاورزان را به دنبال داشته باشد.
این استان با وجود برخورداری از ظرفیتهای قابل توجه آبی، طی سالهای گذشته با چالشهایی همچون کاهش منابع آب زیرزمینی، افت سطح آبخوانها، افزایش برداشت از چاهها، تغییرات اقلیمی و مصرف غیربهینه در بخش کشاورزی مواجه بوده است؛ مسائلی که نشان میدهد برخورداری از منابع طبیعی بهتنهایی تضمینکننده امنیت آبی نیست و آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت و بهرهبرداری از این سرمایه ارزشمند است.
دریاچه ارومیه، زرینهرود، سیمینهرود، گدارچای، رودخانه شهرچای و دیگر منابع آبی استان، علاوه بر تأمین نیازهای شرب و کشاورزی، نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیک منطقه دارند. از این رو، هرگونه اختلال در چرخه طبیعی آب میتواند پیامدهایی فراتر از کمبود آب آشامیدنی داشته باشد و معیشت کشاورزان، اشتغال، تولید محصولات غذایی، سلامت محیط زیست و حتی آینده سکونت در برخی مناطق را تحت تأثیر قرار دهد.
عمده منابع آب استان در بخش کشاورزی مصرف میشود
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم بخش عمده منابع آب استان در بخش کشاورزی مصرف میشود.
مجید رستگاری، مدیرعامل شرکت آب منطقهای آذربایجانغربی، در اظهارات خود، سهم بخش کشاورزی از مصرف منابع آب استان را حدود ۷۰ تا ۹۰ درصد عنوان کرده و مصرف بیرویه، تبدیل اراضی دیم به آبی، تغییر کاربری زمینهای زراعی به باغی و توسعه سطح زیرکشت را از مهمترین چالشهای مدیریت منابع آب دانسته است.
این آمار بهروشنی نشان میدهد که اصلاح الگوی مصرف در بخش کشاورزی، یکی از مهمترین مسیرهای عبور از تنش آبی در استان است؛ مسیری که بدون همراهی کشاورزان و حمایت عملی دستگاههای اجرایی به نتیجه نخواهد رسید.

تغییر اقلیم تنها عامل بحران آب نیست
اگرچه کاهش بارندگی، افزایش دمای هوا، تبخیر بیشتر و تغییر الگوهای اقلیمی از عوامل مؤثر بر کاهش منابع آبی هستند، اما نباید تمام مشکلات را به شرایط جوی نسبت داد.
بخش قابل توجهی از چالشهای موجود به نحوه بهرهبرداری از منابع آب، نبود تناسب میان ظرفیت منابع و میزان مصرف، برداشتهای غیرمجاز و استمرار روشهای سنتی آبیاری بازمیگردد.
رامین رستمی، کارشناس حوزه آب در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «ارومنیوز»، با تشریح ابعاد بحران آب، بر این نکته تأکید کرده است که مسئله کمآبی را نمیتوان صرفاً ناشی از کاهش بارندگی دانست؛ بلکه افزایش تقاضا، برداشت بیش از ظرفیت تجدید منابع و ضعف در حکمرانی و مدیریت آب، از عوامل اصلی تشدید این وضعیت هستند.
بر اساس دیدگاه این کارشناس، زمانی که میزان برداشت از منابع زیرزمینی از ظرفیت طبیعی تغذیه آبخوانها فراتر میرود، حتی بارندگیهای مناسب نیز نمیتواند در کوتاهمدت خسارتهای انباشتهشده را جبران کند؛ بنابراین، مدیریت مصرف باید همزمان با حفاظت از منابع و کنترل برداشتها دنبال شود.
وی گفت: یکی از راهکارهای اساسی در این زمینه، اصلاح الگوی کشت و حرکت به سمت محصولات کمآببر متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه بوده و همچنین توسعه آبیاری نوین، استفاده از تجهیزات هوشمند، کاهش تلفات انتقال آب و آموزش بهرهبرداران میتواند میزان مصرف را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.
در همین راستا، تجربههای پژوهشی در حوضه دریاچه ارومیه نیز بر ضرورت مشارکت کشاورزان، اصلاح روشهای آبیاری، پوشش کانالهای انتقال آب و استفاده از سامانههای پایش و اندازهگیری مصرف تأکید دارد.

بارندگیهای اخیر؛ فرصت احیا، نه مجوز افزایش مصرف
در کنار چالشهای موجود، بارندگیهای اخیر در آذربایجانغربی نیز نشانهای امیدوارکننده برای بهبود وضعیت منابع آبی استان بوده است.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان آب منطقهای استان، میزان بارندگی ثبتشده از ابتدای سال آبی تا اول آبان به ۲۷/۳ میلیمتر رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش ۱۰۰ درصدی و در مقایسه با میانگین بلندمدت افزایش ۶۲/۲ درصدی را نشان میدهد.
با این حال، افزایش بارندگی نباید موجب شکلگیری تصور فراوانی آب و بازگشت به الگوهای مصرف گذشته شود؛ چراکه بارشها زمانی میتوانند به بهبود پایدار وضعیت منابع آب منجر شوند که امکان نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی، ذخیرهسازی مناسب در سدها و مدیریت صحیح روانآبها فراهم شود.
احیای دریاچه ارومیه و تأمین حقابه
از سوی دیگر، احیای دریاچه ارومیه نیز به تأمین حقابه زیستمحیطی و جلوگیری از انحراف آب در مسیرهای منتهی به این پهنه آبی وابسته است.
حجت جباری، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجانغربی، اول آبان ۱۴۰۵ اعلام کرد که بر اساس مطالعات انجامشده، حقابه زیستمحیطی دریاچه ارومیه سالانه ۳/۴ میلیارد مترمکعب تعیین شده است.
وی تأمین این حقابه از مسیرهایی همچون آورد طبیعی رودخانهها، رهاسازی آب از سدهای حوضه آبریز، انتقال آب از سد کانیسیب و استفاده از پساب تصفیهخانههای فاضلاب را مورد تأکید قرار داده است و همچنین توسعه کشاورزی پایدار در ۱۱ روستا با هدف کاهش مصرف آب و افزایش ذخیره منابع حوضه آبریز در دستور کار قرار گرفته است.
این اقدامات نشان میدهد که احیای دریاچه ارومیه تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه نیازمند هماهنگی مستمر میان بخشهای مختلف مدیریت آب، کشاورزی و محیط زیست است.

وظایف مسئولان؛ از سیاستگذاری تا نظارت و اقدام عملی
در کنار مسئولیت شهروندان، بخش مهمی از بار مدیریت بحران آب بر عهده دستگاههای اجرایی و نهادهای متولی است. مسئولان باید از اقدامات مقطعی و صرفاً تبلیغاتی عبور کرده و برنامهای جامع، قابل سنجش و دارای زمانبندی مشخص برای صیانت از منابع آبی تدوین و اجرا کنند.
شرکت آب منطقهای باید با پایش مستمر منابع سطحی و زیرزمینی، کنترل برداشتها، جلوگیری از حفر چاههای غیرمجاز، برخورد با اضافهبرداشتها و توسعه کنتورهای هوشمند، زمینه بهرهبرداری متناسب با ظرفیت منابع را فراهم کند.
همچنین تعیین تکلیف چاههای غیرمجاز، اجرای طرح تعادلبخشی آبخوانها، اصلاح شبکههای انتقال و توزیع آب و جلوگیری از هدررفت منابع باید با جدیت دنبال شود.
در بخش کشاورزی نیز سازمان جهاد کشاورزی وظیفه دارد با ارائه آموزشهای تخصصی، حمایت مالی و فنی از کشاورزان، توسعه سامانههای نوین آبیاری و ترویج کشت محصولات کمآببر، زمینه تغییر الگوی تولید را فراهم کند.
از سوی دیگر، شرکت آب و فاضلاب باید کاهش هدررفت آب در شبکههای شهری و روستایی، بازسازی خطوط فرسوده، توسعه تصفیهخانهها و استفاده مجدد از پساب تصفیهشده در مصارف غیرشرب را در اولویت قرار دهد.
سازمان حفاظت محیط زیست نیز باید با نظارت بر تأمین حقابه تالابها، پایش مسیرهای انتقال آب و جلوگیری از تخریب زیستگاههای طبیعی، نقش نظارتی و مطالبهگرانه خود را ایفا کند.
استانداری، فرمانداریها، شوراهای اسلامی و دهیاریها نیز باید با ایجاد هماهنگی میان دستگاهها، پیگیری مصوبات، شناسایی نقاط بحرانی و اطلاعرسانی شفاف، زمینه مشارکت عمومی در مدیریت منابع آب را فراهم کنند.

وظیفه مردم؛ صرفهجویی از خانه تا مزرعه
اما مدیریت آب تنها وظیفه دولت و دستگاههای اجرایی نیست و شهروندان نیز در حفاظت از این سرمایه ملی مسئولیت دارند.
در بخش خانگی، اصلاح عادتهای مصرفی، جلوگیری از باز گذاشتن شیر آب، رفع نشتی لولهها، استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف و پرهیز از شستوشوهای غیرضروری میتواند در کاهش مصرف مؤثر باشد.
در بخش کشاورزی نیز بهرهبرداران باید با پذیرش ضرورت تغییر الگوی کشت، استفاده از روشهای نوین آبیاری، جلوگیری از آبیاری در ساعات گرم روز، پوشش کانالهای انتقال آب و پرهیز از برداشتهای غیرمجاز، در حفظ منابع زیرزمینی مشارکت کنند.
البته انتظار تغییر رفتار کشاورزان بدون حمایت اقتصادی و فنی منطقی نیست؛ کشاورزی که معیشت خود را به تولید محصول وابسته کرده، برای تغییر نوع کشت یا استفاده از تجهیزات جدید به تسهیلات، آموزش، تضمین بازار فروش و حمایتهای جبرانی نیاز دارد و بنابراین، مسئولیت مردم و دولت در این زمینه باید مکمل یکدیگر باشد.
همچنین رسانهها، دانشگاهها، مدارس، سازمانهای مردمنهاد و گروههای فرهنگی میتوانند با آموزش عمومی و تبیین پیامدهای مصرف بیرویه، فرهنگ حفاظت از آب را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل کنند.
آب؛ مطالبهای برای امروز و تعهدی برای فردا
واقعیت این است که بحران آب با یک بخشنامه، یک پویش تبلیغاتی یا چند روز صرفهجویی برطرف نمیشود و این مسئله به تغییر نگرش عمومی، اصلاح ساختارهای مدیریتی، اجرای برنامههای علمی و نظارت مستمر نیاز دارد.
آذربایجانغربی برای حفظ جایگاه خود در تولید محصولات کشاورزی، تأمین آب شرب شهرها و روستاها، حفاظت از تالابها و احیای دریاچه ارومیه، به مدیریت یکپارچه منابع آب نیازمند است؛ مدیریتی که در آن منافع کوتاهمدت جای خود را به نگاه بلندمدت و توسعه پایدار بدهد.
بارندگیهای مناسب میتوانند فرصتی برای ترمیم بخشی از ذخایر آبی باشند، اما تضمینی برای پایان تنش آبی نیستند؛ اگر برداشتها کنترل نشود، الگوی کشت اصلاح نشود و مصرفکنندگان به مسئولیت خود عمل نکنند، حتی افزایش بارش نیز نمیتواند آینده منابع آب را تضمین کند.
امروز حفاظت از آب نه یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است؛ ضرورتی که تحقق آن به اراده مسئولان، همراهی مردم و پاسخگویی همه نهادهای مرتبط وابسته است. آب سرمایهای نیست که بتوان آن را بیمحابا مصرف کرد و برای جبران آن به بارندگی سال بعد چشم دوخت؛ بلکه امانتی است که باید برای نسلهای آینده نیز باقی بماند.
انتهای خبر/




