
به گزارش اروم نیوز به نقل از شیز، معاون اول رئیس جمهور به همراه وزیر صنایع ، استاندار ، رئیس امیدرو و برخی دیگر بعد از گرد و خاک ناشی از فرود بالگرد ، برای افتتاح بزرگترین کارخانه طلای خاورمیانه از بالگرد پیاده می شوند و مورد استقبال مسئولین شهرستان قرار می گیرند.

اطراف کارخانه و مبادی ورودی پر از بنر های خوش آمد به آقای جهانگیری است البته با پیشوند دکتر! درحالی ایشان دکترا ندارند و حتی در یادمان افتتاح هم نوشته اند دکتر جهانگیری ، ناخودآگاه یاد معاون اول سابق رئیس جمهور آقای رحیمی می افتم که ایشان را هم دکتر خطاب می کردند و حاشیه های همان دکتر گفتن ها؛ یاد مرحوم کردان بخیر که دکتر بودن حکایتی دارد!
طبق اعلام قبلی و برنامه ریزی های انجام شده از ساعات اولیه صبح مدعووین خود را به محل برگزاری مراسم افتتاحیه رسانده بودند و در انتظار رسیدن میهمانان اصلی.
میهمانان دعوت شده کارت را نشان داده و از حلقه امنیتی درب ورودی به راحتی عبور میکردند، اما مقابل درب ورودی عده ای نیز در تلاش برای ورود بودند و مامورین در تلاش برای کنترل آنان؛ اینان کارگران معترضی بودند که قصد شرکت در مراسم و رساندن اعتراض خود به گوش مسئولین کشوری را داشتند که چرا حقوق ما کم بوده و چندیدن ماه است که پرداخت نشده.
بالاخره با وساطت مسئولین معدن کارگران راضی شده و به خانه های خود بازگشتند، به امید پرداخت و افزایش حقوق، اما این پایان کار مامورین حفاظت نبود.
عدم صدور کارت عکس دار برای خبرنگاران و عکاسان موجب شد نیروهای نظامی و انتظامی از ورود خبرنگاران به محوطه اصلی ممانعت کنند و تنها چند نفر از خبرنگاران موفق شدند در بدو ورود وارد محوطه معدن شوند.
بعد از ورود به محوطه و طی مسیری به سالن برگزاری مراسم رسیدیم و بعد از بازرسی بدنی، داخل شدیم اما با صحنه هایی مواجه شدیم که اصلا انتطار نداشتیم. فرش قرمز ورودی سالن تجلی مراسم اسکار برایمان بود.از فرش قرمز عبور کردیم بدون اینکه ما عوامل فیلم باشیم یا اینجا اسکار ! اینجا زرشوران است!

میز های پذیرایی و میهمانداران این شباهت را دوچندان کرد. ورودی سالن حکایت از برگزاری مراسمی تجملاتی داشت.
میزهایی تزئین شده با میوه هایی رنگارنگ و نوشیدنی های متفاوت مارا به یاد جشن های عروسی اشرافی می انداخت.


اتاق تشریفات مخصوص میهمانان

حرفهایی ضد و نقیض از هزینه ی ۹۰ تا ۱۲۰ میلیونی برای مراسم را حاضران با خود زمزمه می کردند،
به گفته مسئولین، این معدن برای چرخش اقتصاد مرده شهر تکاب ایجاد شده اما سالی که نکوست از بهارش پیداست
میوه ها و شیرینی موجود در مراسم از زنجان و گرگان تهیه شده بود! حتی روا ندانسته بودند میوه ها و شرینی از تکاب تهیه شوند حال چگونه انتظار فعال شدن اقتصاد مرده و راکد شهر را داشته باشیم.
در سالن هیچ تصویری از امام امت و رهبر معظم انقلاب نیست همان امامی که یک موی کوخ نشینان را به همه دنیای کاخ نشینان نمی داد، خوب بود که نبود تصاویر امام و مقتدای پابرهنه ها و مستضعفین جایش اینجا نیست، همان بهتر که در طاقچه گلین خانه آن مادر شهید روستایی باشد کنار آن جوان دردانه ی شهید.
با اعتراض برخی مدعوین تصاویر امام و رهبر انقلاب نصب شدند.
تصویر اول قبل از شروع مراسم و تصویر دوم بعد از اعتراض مدعوین (نصب تصاویر امام و رهبری بجای پروژکتورها)

یکی از نمایندگان می خواست وارد اتاق طلا شود ولی با ممانعت مامورین حفاظت مواجه شد که او را نشناخته بودند و او از سر عصبانیت که چرا چون منی نشناخته شوم الفاظی را نثار آنها کرد و متقابل نیز هم!
مجری مراسم گوینده خبر ۲۰:۳۰ بود همان که می گوید ممنون از اینکه نگاهتان را به ما هدیه کردید با عجله مراسم را اجرا می کند.
چند سخنرانی با عجله ایراد می شود و تمام می شود.
دوباره گرد و خاک هایی که بلند می شود و بالگردهایی که بلند می شوند و در پهنه آسمان از چشم ها دور می شوند.
معاون و وزیری که آمد و رفت اما محرومیت شهر را در کنار مراسم پر زرق و برق افتتاح حس نکرد، معاون و وزیری که هوایی آمد و رفت اما دشواری رفت و آمد در راههای تکاب را حس نکرد! این آمدن و رفتن چه سودی برای عمران و آبادانی شهر داشت؟؟
در ذهن من این سوال پیش می آید که این معدن هم می خواهد مثل سایر داشته هایمان که سودی برایمان ندارد و فقط با عناوین دهن پر کنی مثل چهارمین اثر تاریخی ثبت شده ایران در یونسکو به آن می بالیم بعد از این به آن به عنوان بزرگترین کارخانه طلای خاور میانه و ایضا غرب آسیا نیز اضافه می شود.
کاش اگر عایدی از این معدن نصیب می شود در آن سهم شهر تکاب نیز محفوظ باشد و شغلی برای انبوه بیکاران این منطقه.
امیدواریم این کارخانه گرهی از گره های کشور و شهرمان را باز کند آمین …



