
به گزارش اروم نیوز، بالاخره به سر آمد! دوران مدیریت شخصی که از سالها پیش مورد مطالبه اقشار مختلف مردم در آذربایجان غربی بود. محسن شکرنیا این مرد خلخالی که از سال ۱۳۸۳ بر ریاست صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی منصوب شده بود باید صندلی ریاست خود را که ظاهراً خیلی نیز بدان وابسته شده است به معاونش مسعود مجرد داده و خود از این مرکز رخت بربندد.
مدیری که جزء پرحاشیه ترین مدیران و مسئولان استانی در آذربایجان غربی شد و از سالها پیش نوک پیکان انتقادات، نامه های سرگشاده و شکوائیه نامه ها به طرف شخص وی نشانه رفت. شخصی که نه تنها اهمیتی بر مطالبات و خواسته های برحق مردم این استان قائل نشد، بلکه تلاش جمعی رسانه های تأثیرگذار استان نیز کوچکترین تأثیری بر عملکرد و یا جابجایی و تغییر وی نگذاشت.
تا اینکه با تغییر عزت الله ضرغامی و روی کار آمدن محمد سرافراز که سیاست کلی وی ریزش نیروهایی با سابقه بیش از ۳۰ سال است، رفتن وی از گلشهر نیز کلید زده شد. امری که با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر عدم ریاست و یا مدیریت طولانی افراد در سازمانها و نهادهای مختلف و همچنین در جهت پویایی آنها باید بسیار پیشتر از این عملی می شد.
خبری که رسانه ها، مردم و حتی کارکنان صداوسیما به خوبی از آن استقبال کردند و بعد از مدتها بارقه های امید در قلب آنان شروع به درخشیدن کرد تا باشد صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی روزی دوباره در میان سایر مراکز استانها حرفی برای گفتن داشته و بتواند برای خود مخاطبان حرفه ای، همیشگی و از تمام اقشار جامعه جذب کند.
طیفی از مردم آذربایجان غربی حتی به یاد نمی آورند شبکه استانی را کی تماشا کرده اند؟!
شکرنیا مدیری بود سیاستمدار و توانست در دوران ریاست خویش تمامی مسئولان و مدیران استانی و شهرستانی و در مفهوم جزئی تر حتی روستایی را راضی نگه دارد،اما به چه بهایی؟!
این رفتار آقای رئیس سبب روی آوردن مردم این استان به دیگر رسانه ها و حتی رسانه های بیگانه شد. طبق نظرسنجی میدانی که توسط خبرنگاران اروم نیوز از اقشار مختلف مردم ارومیه به عمل آمد نتایج جالب توجهی به دست آمد که بخشی ازآن حتی نشانگر این بود که طیفی از مردم حتی به یاد نمی آورند شبکه استانی را کی تماشا کرده اند؟!
مسئله ای قابل تأمل و تفکر و قابلیت طرح ، بحث ، بررسی و برگزاری جلسات کارشناسی جهت آسیب شناسی اینگونه رفتارهای یک شهروند ارومیه ای با رسانه محلی و بومی خود و یا به عبارت بهتر دلیل آن!
روزگاری برنامه های مرکز آذربایجان غربی صدها هزار مخاطب داشت!
مردم این استان هنوز هم به یاد می آورند که روزگاری بود برنامه های شبکه استانی با اقبال عمومی روبرو می شد و حتی با توجه به پخش همزمان برنامه های تولیدی این شبکه با سریالهای پربیننده کشوری مخاطبان، شبکه استانی را انتخاب می کردند.
نمونه اش برنامه اوبا به تهیه کنندگی غلامرضا نیکنام و برنامه اوزاقلارا یاخین به تهیه کنندگی رحیم جراحی که مخاطبان چندصدهزاری در استان داشت و هنوز هم با گذشت بیش از ده سال از پخش آنها در ذهن مردم باقیمانده اند.
هجرت نیروهای متخصص، زبده و مجرب سبب به وجود آمدن شرایط موجود شد
یکی از عملکردهای ضعیف شکرنیا و شاید مهمترین دلیل در جهت عملکرد ضعیف مجموعه مدیریتی وی در سالهای بعد، هجرت نیروهای متخصص، زبده و مجرب مرکز آذربایجان غربی به دیگر استانها و پایتخت بود که وی ناتوان از جذب آنها شد و یا از این امر غفلت کرد و در احتمالی ضعیف و بسیار بدبینانه اهمیتی برای این موضوع قائل نشد. نیروهایی که منشاء اقدامات و برنامه های ارزشمندی در دیگر استانها شدند و توانستند آن مراکز را که روزگاری حرفی برای گفتن در مقابل آذربایجان غربی نداشتند به رتبه های برتر کشوری برسانند.
روزگاری بود آذربایجان غربی در جشنواره تولیدات مراکز استانها که به صورت سالانه برگزار می شود، همیشه در تمامی بخشها جز رتبه های برتر و در تعدادی از بخشها به عنوان نخستین و برترین مرکز شناخته می شد. اما وضعیت امروزه به چه صورتی است؟ آیا آذربایجان غربی توانایی رقابت با دیگر استانها را دارد؟ اصلا استانها به کنار، توانایی رقابت با صداوسیمای مرکز مهاباد را دارد؟
نداشتن راهبردی عملی در خصوص جنگ نرم و هجمه فرهنگی دشمنان مهمترین عملکرد منفی شکرنیا است
ریزش مخاطب، مهاجرت نیروهای کاردان، متخصص و با تجربه به مراکز دیگر استانها، عدم پاسخگویی به مطالبات اقشار مختلف مردم علی رغم نامه نگاریهای انجام گرفته و درخواستهای متعدد مطرح شده، عدم وجود کیفیت در برنامه های تولیدی، اصرار بر تولید برنامه های تک بعدی، نادیده گرفتن مردم و تلاش در جهت راضی نگه داشتن مسئولان ادارات و سازمانهای مختلف( علی رغم اینکه به واسطه امکانات و اختیارات موجود صداوسیما می تواند ارگانهای کم کار را به چالش کشانده و وادار به پاسخگویی در قبال عملکردشان کند)، نداشتن راهبردی عملی در خصوص جنگ نرم و هجمه فرهنگی دشمنان و مخاطب گریز کردن این رسانه از جمله عملکردهای منفی شکرنیا در مدت ده ساله ریاستش بود که برخی از این موضوعات با غفلتهای انجام شده لطمات جبران ناپذیری بر پیکره فرهنگی این استان در بخشهای گوناگون وارد آورد.
لطماتی که شاید با روی کارآمدن مدیر جدید مرکز آذربایجان غربی وی نسبت به آنها آگاهی بیشتری یافته و درصدد رفع آنها برآید، مگر اینکه ره پر حاشیه رئیس قبلی را بپیماید! و در روزگاری که از کسوت مدیریت و ریاست خداحافظی می کند رسانه ها، مخاطبان و کارمندان زیرمجموعه اش اینگونه بر طبل شادی و سرور بکوبند!
سخنی با مسعود مجرد
رئیس جدید صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی بهتر است با در نظر گرفتن تمامی شرایط و اوضاع موجود در استان و ضرورت ایجاد تحولی عظیم در تولیدات این مرکز گامی مهم و جدی برداشته تا بتواند به اهداف متعالی صداوسیما در ایجاد شبکه های محلی و استانی که همانا جذب مخاطبان محلی به واسطه تولید برنامه های بومی و منطبق با فرهنگ محلی، فرهنگسازی و مبارزه با تهاجم فرهنگی که در این استان نمود بیشتری دارد دست یابد. امری که همت جدی وی را می طلبد تا با تلاشی شبانه روزی و خستگی ناپذیر کم کاریهای سالهای پیشین را به طور نسبی رفع ، با نگرشی بازتر جامعه آماری مخاطبانش را سنجیده و با کنار گذاشتن تفکر بسته رئیس قبلی در مسائل جاری جامعه ورود کند .
تفکری که در سالهای پیش مانع از دیده شدن مردم به عنوان مخاطبان رسانه ای شد که هزینه های آن از بیت المال و از جیب همین مردم تأمین می شود.
مجرد حال به عنوان مدیری خوش سابقه، بومی و با اشرافیتی ۲۰ ساله بر مسائل جاری بر صداوسیما و نیازهای مخاطبان آذربایچان غربی بهتر است در اولین اقدام در طی یک نظرسنجی واقعی و به دور از دست بردن در نتایح آن از طرف زیرمجموعه های آن سازمان اطلاعی کامل از رضایت و همچنین خواسته های مردمی را به دست آورده و نخستین گام خویش را در کسوت ریاست یک مجموعه حساس و تأثیرگذار استانی محکم بردارد. رسانه ای که مهمترین محورهای فعالیت آن باید مردم و فرهنگسازی در خصوص مسائل مختلف جامعه باشد.
پیشنهاداتی چند به رئیس جدید صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی:
۱- ضرورت ایجاد فضای تعاملی با مخاطبان این رسانه مهم و تأثیرگذار.
۲- تلاش در جهت جذب نیروهای خبره و متخصص و حذف و سبکسازی نیروهای زائد که علیرغم نداشتن عملکردی خاص وتأثیرگذار بارمالی برای این سازمان به وجود آورده اند.
۳- داشتن برنامه ای مدون در جهت فرهنگسازی در ابعاد مختلف با استفاده از ظرفیت نخبگان و اهالی فرهنگ و هنر استان.
۴- مخاطب سنجی و ضرورت راه اندازی نظرسنجی در موضوعات مختلف از مردم استان و حرکت در راستای خواستهای آنها.
۵- ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی از طریق گسترش برنامه های مخاطب پسند.
۶- راه اندازی برنامه های آزاداندیشی و تریبون آزاد در آن رسانه در خصوص عملکرد ادارات ، نهادها و سازمانهای مختلف و بیان مشکلات واقعی مردم برای رفع آنها.
۷- در نظر گرفتن اوضاع پیچیده سیاسی- امنیتی منطقه و به تبع آن در استان و حذف و یا تولید برنامه هایی بر این اساس.
۸- تلاش در جهت رساندن صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی به دوران درخشان قبل از سالهای ۱۳۸۵ و حتی بهتر از آن.
۹- حذف برنامه های کلیشه ای کنونی و برنامه ریزی در جهت بالابردن کیفی تولیدات این مرکز به واسطه جذب نویسندگان، مشاوران و برنامه ریزان مجرب درون و برون سازمانی.
۱۰- فعالسازی مجدد شورای شعر و موسیقی این مرکز برای تولید آثار فاخر و تأثیرگذار در جامعه و اهتمام جدی در خصوص رفع موانع فعالیت حرفه ای واحد موسیقی این مرکز.
۱۱- تلاش در خصوص بکارگیری مجریان باتجربه ، آگاه و باسواد در ادبیات بومی . متأسفانه بسیاری از مخاطب گریزیهای این رسانه در این خصوص اتفاق می افتد و با کمال تأسف بخشی از مخاطبان به کانالهای ماهواره ای روی می آورند.
۱۲- تلاش در جهت رفع عقب ماندگی موجود در تمام بخشها و به مرور.
۱۳- ضرورت رفع دیدگاههای حراستی و امنیتی در خصوص مسائل جاری جامعه و همچنین آداب و فولکلور محلی به عنوان بخشی از فرهنگ عامه و به عنوان جزئی از زندگی روزمره مردم.
۱۴- تلاش در جهت اطلاع رسانی صریح و بدون گزینش اخبار و رویدادهای سیاسی، علمی، مذهبی، فرهنگی، هنری و … استان.
۱۵- حذف قسمتی از برنامه های غیربومی و تلاش در جهت جایگزین کردن برنامه های پرمخاطب بومی.
۱۶-ایجاد جلسه های تعاملی با اصحاب رسانه، فرهنگ، هنر، نخبگان و … جهت آگاهی یافتن از مطالبات آنها به عنوان جزئی تأثیرگذار و مطلع از شرایط و فضای جاری بر جامعه.
انتهای پیام/



