به گزارش سرویس اجتماعی اروم نیوز,
وقتی همه مردم در خواب شیرین به سر می برند،رفتگران زحمت کش هستند که پاگیزگی را برای شهرمان به ارمغان می آورند،زمانی که خورشید هنوز طلوع نکرده است لباس های نارنجی آنها در شهر خود نمایی می کند،هر روز صبح که از حانه قدم بیرون می گزاریم همه جا را تمیز و پاکیزه می بینیم ولی آیا هیچ وقت از خودمان پزسیده ایم که چه کسی این زحمت ها به دوش می کشد آیا تا به حال از زحمت های رفتگران تقدیر نمئده ایم؟
در این راستا گفتگویی با یکی از زفتگران کر و لال به نام بهرام دقیق کرده ایم که متن آن به شرح ذیل می باشد.
بهرام دقیق ۵۰ ساله است که ۲۰ سال از عمر پر برکت خویش را در راه خدمت به شهر و مردم آن سپری کرده است.
بهرام کرو لال است اما چشمانش گویای زحمات فراوانش می باشد،او صدای خش خش برگ هایی را که از زمین جارو می کند نمی شنود ولی آنها را با چشم دل احساس می کند و با آنها انس گرفته است.
او می خواهد با ما سخن بگوید اما ما متوجه نمی شویم حرکات دست هایش و نشاط روی چهره اش حاکی از آن بود که فرد صبور و با حوصله ای است، با اشاره دست از ما ورق کاغذی خواست تا گفته هایش را در آن بنویسد
یک برگه کاغذ به او دادم دستهای پینه بسته اش نشان گر سالها تلاش او بود،او نوشت سه تا بچه دارم که چشم به دستهای من دوخته اند تا روزی آنها را فراهم نمایم وقتی از کنار مردم رد می شوم آنها را می بینم که دست به بینی گرفته اند و از کنارم رد می شوند،ولی اصلا برایم مهم نیست من روزی حلال را به خانه می برم و پولی که می گیرم حاصل دست رنج خودم می باشد
فرزند بزرگم هر روز دستهای مرا می بوسد و از من تشکر می کند،او دانشجوی برق است و درس و دانشگاه را مدیون کارهای من می داند و من هم مدیئن لطف خدا،دخترم لباس هایم را می شوید و آنها را اتو می کند و با این کار او هم از من تشکر می کند
از زندگیم راضی هستم چون خدا چهار نعمت بزرگ به من عطا کرده است سه فرزند و یک همسر فدا کار که با دار و ندار من مدارا کرده است.
بهرام از ساعت ۴ صبح تا ۱۲ ظهر مشغول به کار می باشد و طبق قانئن کار حق الزحمه خویش را دریافت می کند و اگر هم اضافه کار کند اضافه حقوقی اش نیز طبق قانون کار می باشد.
پاهایش از جور خستگی دنبالش کشیده نمی شد اما او شور و نشاطش را از دست نمی داد سحر خیزی در بهرام تاثیر گذاشته و او را فردی بانشاط به بار آورده است.
او در خیابان مافی کار می کند و هر روز مسیر آن خیابان را طی کرده و آنجا را رفت و روب می کند،فرغون آشغال و جاروی بزرگش همدم او هستند و به غیر از جارو و فرغون در خیابان همدم دیگری ندارد، چون نمی تواند با کسی حرف بزند و رابطه دوستانه داشته باشد.
یک رابطه دوستی با حرف دل به وجود می آید، بهرام قدرت حرف زدن ندارد اما دوست دارد مردم محبت را در چشمانش احساس کنند
زمانی که کار می کرد با خودش گویا شعری را زمزمه می کرد که من متوجه نمی شدم ولی در حین کار کاملا غرق خویش بود و از جلوی هر مغازه ای که رد می شد با دستش سلام می کرد
بهرام خوش حال بود که می تواند با زبان بی زبانی روی پایش بایستد و نان آور خانواده اش باشد و خدا را به خاطر همه نعمت هایش شاکر بود
وی در پایان نوشته اش از آقای شهردار تشکر کرد و گفت :از زحمتهای فراوانی که آقای شردار برای ما می کشد نهایت تشکر را دارم اما می خواهم جایگاه ما را هم در جامعه مشخص کند تا مردم از ما کناره گیری نکنند.
گفتگو با رفتگر کرو لالی که خدا را شاکر بود
بهرام دقیق رفتگر کر و لالی است که با زبان بی زبانی روی پای خود ایستاده و خرج خانواده اش را تامین می کند. به گزارش سرویس اجتماعی اروم نیوز,وقتی همه مردم در خواب شیرین به سر می برند،رفتگران زحمت کش هستند که پاگیزگی را برای شهرمان به ارمغان می آورند،زمانی که خورشید هنوز طلوع […]
بهرام دقیق رفتگر کر و لالی است که با زبان بی زبانی روی پای خود ایستاده و خرج خانواده اش را تامین می کند.
لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=182650



