
به گزارش خبرنگار اروم نیوز؛
۵۷۲۰ نفر بهره بردار به صورت مستقیم و ۲۲۷۴ نفر به صورت فصلی در زنبورستانهای استان مشغول فعالیت هستند و وجود ۱۴ تعاونی زنبورداری فعال در استان نیز در جای خود آمار قابل توجهی است.
عسل طبیعی در بهبود بیماریهای قلبی و گوارشی و غیره کمک کرده و یک غذای مفید برای کودکان دو سال به بالا به حساب میآید که در رشد آنها تأثیر به سزایی دارد، همچنین مصرف آن در کودکان و کهنسالان به علت هضم و جذب سریع حائز اهمیت است. عسل طبیعی به علت جذب سریع در داخل دستگاه گوارش تخمیر الکلی ایجاد نمی کندو وجود اسیدهای آزاد در آن سبب جذب مواد چربی شده و کمبود آهن را جبران میکند. استفاده از آن به عنوان منبع انرژی در ورزشهایی چون : فوتبال، شنا، دو، کشتی، دوچرخه سواری بسیار معمول است. استان آذربایجان غربی با تولید هجده هزار و پانصد تن عسل امسال هم برای چندمین سال متوالی رتبه نخست کشوری را در تولید عسل به خود اختصاص داد. این میزان عسل تولیدی معادل ۲۹ درصد عسل تولید شده در کشور است و نهصد و پنجاه هزار کندوی زنبور عسل در استان موجود است که از این تعداد، ۸۶۰ هزار کندو مدرن و بقیه بومی است. طبق اعلام رسمی میانگین تولید عسل در سال جاری از هر کندوی مدرن ۲۰ کیلو و ۶۰۰ گرم و از هر کندوی بومی ۷ کیلو و ۱۰۰ گرم است که در مقایسه با پارسال حدود پنج درصد افزایش داشته است. در آذربایجان غربی هشت هزار نفر در بخش زنبورداری فعالیت میکنند که از این تعداد پنج هزار و هفتصد و بیست نفر به صورت مستقیم و بقیه به صورت فصلی در زنبورستانهای استان مشغول کار هستند.
در این راستا خبرنگار اروم نیوز گفت و گویی با میر ابولفضل میر نجمی زنبور دار و کار آفرین برتر استان و کشوری در زمینه تولید عسل ترتیب داد.
میر ابولفضل میر نجمی متولد سال ۱۳۱۴ در مراغه است و در حال حاضر نیز در ارومیه زندگی می کند ، وی کارمند و بازنشسته اداره بهداشت ( دانشگاه علوم پزشکی ) بوده و زنبور داری را به عنوان شغل دوم انتخاب نموده.

از او می پرسیم چرا زنبور داری؟
وی می گوید: من از کودکی علاقه زیادی به کوهستان و طبیعت داشتم و اکثر اوقات فراغت خود را در طبیعت و در کوهنوردی می گذراندم. در مسیر کوهنوردی ام که در قسمت زیوه بود زنبوردارانی را می دیدم که مشغول به این کار هستند، که به علت رفت و آمد زیاد با آنها دوست شدم و روزی به چادر آنها رفتم و اطلاعاتی در این زمینه بدست آوردم.
سپس به پیشنهاد یکی از زنبور داران که گفت شما که وقت زیادی در کوهستان برای کوهنوردی می گذارید بهتر است چند تا کندو برای خود خریداری کنید و هر وقت به اینجا آمدید به آنها سر بزنید و نگهداری کنید.
و من پس از پیشنهاد او چهار کندو خریدم و کار زنبور داری را با چهار کندو شروع کردم، سپس به یکی از همان زنبور داران ماهیانه حقوقی در نظر گرفتم تا از کندو های من هم مراقبت و رسیدگی کند.
وی در ادامه از شروع فعالیت خود در این رشته می گوید: در سال ۱۳۳۸ در سن ۲۴ سالگی به صورت رسمی شروع به کار زنبور داری کردم در مدت دو سال به کار زنبور داری علاقه مند شدم و فوت و فن کار را یاد گرفتم و با مطالعه کتاب های زیادی اطلاعات خودم را در این زمینه افزایش دادم.
وی در خصوص علاقه خود به کار زنبور داری می گوید: علاقه زیاد من به این کار باعث شد تا ابتکاری در این زمینه پیاده کنم. از آنجایی که در هر کندو باید یک ملکه وجود داشته باشد من با این ابتکار در هر کندو توانستم چهار ملکه نگه داری کنم این موضوع باعث شد تا زنبور داران و همکارانم به سراغ من بیایند و این کار را از نزدیک مشاهده کنند.

با این کار عسل بیشتری جمع آوری می کردیم.
همچنین در فصل های سرد به مشکل بر می خوردیم تا اینکه ایده کوچ کردن به مناطق گرمسیر به ذهنم رسید و به جنوب کشور رفتیم در فصل زمستان برای جلو گیری از مرگ و میر زنبور ها از شدت سرما به دزفول و اهواز میرفتیم تنها مشکلی که در این زمینه بود مشکلات مسیر و جاده های خاکی و خطرناک بود که مشکلات تصادف را به همراه داشت. به فکر چاره ای برای مشکل کوچ افتادم و از خداوند بزرگ یاری خواستم تا اینکه به این فکر افتادم قبل از اینکه انسان بر زنبور ها مسلط شود چگونه خود را از سرما حفظ می کردند و پس از مشاهدات و تحقیقاتم فهمیدم که زنبور ها برای زنده ماندن از سرما از کنده درختان، شکاف دیوار ها ، زیر چوب خانه های روستایی برای حفظ جان خود استفاده می کنند و دیگر به مناطق گرمسیر کوچ نکردم. و بعد پله به پله تعداد کندو ها را افزایش دادم و پسرانم را با خود برای رسیدگی به کندو ها به کوهستان بردم. آنها نیز به مرور زمان به این کار علاقه مند شده و وارد این کار شدند. در حال حاضر به شکرانه نعمت الهی که در سن ۷۹ سالگی به سر می برم با پسرانم ۱۵۰۰ کندوی عسل نگه داری می کنیم.وی در پاسخ به این سوال که “چه شد که به فکر ساخت کارخانه و اشتغالزایی در این زمینه افتادید؟” گفت:
برای فروش عسل ها ابتدا آنها را به دلال های بازار و بازار یاب ها مغازه دار ها نمونه عسل صد گرمی می دادیم آنها هم برای تاجر ها می دادند تا به شهرهای کشور عرضه کنند. سپس به فکر خرید مغازه افتادم و خریدم. بعد یک قواره زمین در جاده سنتو خریداری کردم و انبار بزرگی در ان درست کردم تا در فصل زمستان جعبه های خالی کندو ها را در انجا نگه دارم تا سرما و برف و باران انها را از بین نبرد سپس انبار را بزرگ و تبدیل به سوله کردیم بعد از مدتی به فکر ان افتادم که در همان جا کارخانه بسته بندی عسل راه اندازی کنیم تا کار تخلیص، تصفیه و بسته بندی را خودمان انجام دهیم و هم چند نفر در اینجا مشغول شوند .
سپس خودم دستگاه کوچکی طراحی کردم و دادم به حلبی ساز ها با حلبی درست کردند که بعد دستگاه های مربوطه را خریداری کردیم و کارخانه بسته بندی را راه اندازی کردیم و جالب آنکه هنوز از دستگاه حلبی ساز من نوه کوچکم فراز نگه داری کرده و با آن در کارگاه خود در منزل کار بسته بندی را انجام می دهد.
در چه مناطقی کندو های خود را نگه داری می کنید؟
ما در سه روستای نزدیک به هم ( نووی ، لورزین، کیسان ، شیخ زر و کریک آباد ) که در منطقه صفر مرزی کشور های همسایه عراق و ترکیه قرار دارد کندو های خود را نگهداری می کردیم.
از خاطرات خود در این کار برایمان بگویید؟
در یک کلمه میتوانم بگویم مار و رقص زنبور عسل!
چون در کوهستان بودیم مار در آن منطقه زیاد بود و خاطرات زیادی در این مورد دارم روزی که برای خوردن ناهار نشسته بودیم من احساس کردم در زیر من سنگی وجود دارد و با خود گفتم اینجا که سنگی نبود، احساس کردم چیزی در زیر من تکان می خورد، بلند شدم و زیر انداز را کنار زدم ماری به بزرگی یک چوب دستی دیدم، مار سرش را بلند کرد و به من سر تکان داد من احساس کردم به من سلام می کند و من هم با خنده گفتم علیکم السلام … سپس مار سرش را پایین انداخت و رفت.
من یک رادیو ضبط قدیمی داشتم و آن را با خود به کوهستان می بردم و هنگام کار روشن کرده و بالای کندو ها می گذاشتم و به کارگرم که خدا رحمتش کند ، گفتم نگاه کن زنبور ها دور رادیو جمع شده اند و خطری برای زنبور ها نداشته باشد گفت نه نگران نباشید عروسیه ؛ با موج رادیو می رقصند!
با توجه به نزدیک بودن به مرز مشکلی برایتان به وجود نمی آمد؟
نه مشکل خاصی نبود فقط بعد از انقلاب در سال ۶۲ برخی گروهک ها در مرزها اذیت می کردند و شب ها کندوها را به آتش می کشاندند. بعد از آن از پاسگاه زیوه ماموران به سراغم می آمدند و من هم با دادن عسل شیرین و ناب آنها را راضی می کردم.
آیا زنبور داری را به عنوان شغل برای جوان ها پیشنهاد می کنید؟
نمی توانم بگویم بله، زنبور داری و تولید عسل شغل خوبی است ولی به نظر من بهتر است به عنوان شغل دوم انتخاب شود
رمز موفقیت شما تا به امروز ؟
ایمان به خدا ، صداقت و پشتکار در کار، حریص نبودن به مادیات دنیوی به نظر بنده هر انسانی را در هر کاری موفق و به سر انجام خوبی خواهد رساند.
در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟
در حال حاضر که در سن ۷۹ سالگی به سر میبرم کارخانه تولید و بسته بندی عسل را به دست پسرانم سپرده ام و با نوه ام که حدود ۸ سالی است که عصای دست پدر بزرگش شده و به شدت علاقه مند به این حرفه است و مغازه را با کارگاه بسته بندی او مدیریت می کنیم.
ناگفته نماند عسل ما از نظر کیفیت ۲۰ سال در سطح استان و ۲ بار در کشور مقام نمونه را به خود اختصاص داده است.



