
به گزارش اروم نیوز و به نقل از بصیرت ،غرب، بویژه آمریکاییها و تحلیلگران سیاسی آنها در خصوص انتخابات اخیر ایران در چهار مقطع اظهار نظر و موضعگیری نمودند. مراحل چهارگانه رفتار رسانهای و موضعگیری مقامات غربی به ویژه آمریکاییها در خصوص انتخابات ایران عبارتند از:
۱- رفتار غرب در مرحله قبل از انتخابات: چند ماه قبل از آغاز تبلیغات رسمی نامزدها، عمده موضعگیریهای مقامات سیاسی غرب و انعکاس رسانهای آنها حول چند محور صورت بندی میشود.
الف : ادعای آزاد نبودن انتخابات ایران؛ دعوت از مردم به عدم شرکت در انتخابات به دلیل اینکه آرای آنها در تغییر دولت تأثیری ندارد و سران اصلی نظام به هر شکل شده همین دولت را پیروز انتخابات اعلام خواهند کرد، اولین موضع غرب و رسانههای آنها در خصوص انتخابات دهم است. افراط رسانههای آمریکایی در تبلیغ این خط حتی صدای برژینسکی مشاور امنیت ملی دوران ریاست جمهوری کارتر که هماکنون رئیس مؤسسه مطالعات استراتژیک و امور بینالملل واشنگتن است را نیز درآورد: «وقتی درباره ترویج
دموکراسی در ایران صحبت میکنیم باید به خاطر داشته باشیم که هم اکنون هم نوعی دموکراسی در ایران وجود دارد که ما آن را معمولا نادیده میگیریم. به عنوان مثال در انتخابات اخیر در ایران ما واقعا نمیتوانستیم با قاطعیت پیشبینی کنیم چه کسی پیروز انتخابات خواهد بود.»
ب: تشکیک در سلامت انتخابات: در هر انتخاباتی غرب تلاش میکند به نوعی در روند و نتایج انتخابات دخالت و تأثیر گذار باشد. حرکتهای مذبوحانه غرب دامنهای از تردید، تشکیک و تخریب گرفت�� تا تهدید و یا اظهار تمایل به گروه یا فردی خاص را در برمیگیرد. در انتخابات دهم نیز این رویه در اظهارنظر مقامات آمریکایی و صهیونیستی و توصیههای ده گانه سازمان سیا ادامه یافت. از یکی دوماه مانده به انتخابات، دشمنان خارجی و به تبع آنها برخی از وابستگان ازجریانات سیاسی در داخل، بر روی سلامت انتخابات ایران شبههافکنی کردند. از باب نمونه میتوان به مقاله “دانیل کالینگرت” عضو برجسته سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) اشاره نمود که در سایت گذار، ارگان اینترنتی خانه آزادی که خود وابسته به سازمان سیا میباشد منتشر شد و صریحاً دستورالعملی را برای شبههافکنی در انتخابات آن هم در پوشش صیانت از آراء صادر کرد: «باید با انتخابات مهندسی شده مقابله کرد و از آراء مردم صیانت نمود. افشای اعمال کنترل در انتخابات در سرنگونی حاکمان دیکتاتور صربستان در سال ۲۰۰۰ و در گرجستان در جریان انقلاب سرخ سال ۲۰۰۳، در اوکراین در جریان انقلاب نارنجی سال ۲۰۰۴، در قرقیزستان در انقلاب لاله سال ۲۰۰۵ میلادی موثر واقع شد،( خبرگزاری ایرنا، ۱۴/۲/۸۸٫) تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی کاندیداهای اصلاحطلب حاصل چنین القائاتی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران است.
ج: زمینهسازی برای براندازی نرم: پروژه براندازی نرم را اگر بخواهیم به لحاظ تاریخـی آن ردیابی کنیم، به نظریه “قدرت نرم” جوزفنای میرسیم. وی معتقد است که ماهیت قدرت در دنیای کنونی تغییر کرده است و دیگر انبار پر از تسلیحات، نیروی نظامی مقتدر و هواپیمای جنگنده ملاک قدرت نیست بلکه کشورهای قدرتمند است که بتواند ارزشهای اقتصادی و فرهنگی خود را حاکم سازد و از نیروی انسانی معتقد و با ایمان به آن ارزشها برخوردار باشد. به تناسب چنین تعریفی از قدرت نرم، براندازی نرم نیز بدون متوسل شدن به ابزار سخت نظامی صورت میگیرد. دکتر “جین شارپ” ��راحتا دستورالعمل های براندازی نرم را در کتاب ۷۰ صفحهای خود توضیح میدهد. ترجمه این کتاب و تکثیر پرشماره از آن در این انتخابات بسیار به اغتشاشگران و طراحان داخلی بر اندازی نظام اسلامی کمک نمود.
در این خصوص جمله خانم رایس در زمان تصویب بودجه ۷۵ میلیون دلاری برای حمایت از گروههای طرفدار حقوق بشر در ایران، نمونهای است که نشان میدهد زمینه سازی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح کلان در بین سران کاخ سفید مطرح بوده است.دومین نمونه از این دست، تذکر سایت وزارت خارجه انگلیس در چند ماه قبل از انتخابات دهم به کسانی است که قصد سفر به ایران را دارند. این سایت در ۱۶ اسفند ۸۷ در هشداری جدی و به صورت معجزه آسایی به درستی پیش بینی میکند: «امکان برگزاری تظاهرات ناگهانی خشونت آمیز و حتی شورشهای عمومی در ایران به طور قابل ملاحظهای وجود دارد». توجه مجدد به واژگان تأکیدی این سایت، اولین مطلبی را که به ذهن متبادر میسازد، چیزی جز دخالت روش مند و برنامهریزی شده روباه پیر سیاست در انتخابات اخیر نیست.
سخنان توبیخآمیز منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان بعد از اغتشاشات اخیر که با احضار سفرای کشورهای خارجی در جمع آنها صورت گرفت و از برخی اقدامات کشورهای اروپایی در هفته قبل از برگزاری انتخابات پرده برداشت، به فهم روشنتری از ابعاد مداخلات انگلیس کمک میکند. متکی با اشاره به مداخلات انگلیسیها در انتخابات ایران گفت: «انگلیس در سه سطح رسانهای اطلاعاتی و امنیتی از مدتها پیش انتخابات ایران را هدف گرفت بود. نخستین خطی که آنها در پیش گرفتند، تحریم انتخابات و القای آن در داخل ایران بود تا کسی مشارکت نکند. اقدام دوم انگیسی اعزام مسافرانی بود که با اهداف خاص اطلاعاتی و امنیتی به ایران میآمدند، تعداد این مسافران به حدی افزایش یافت که پرواز معمولی و کوچک لندن به تهران به یک هواپیمای جمبوجت بوئینگ ۷۴۷ تبدیل شد. اقدام سوم ورود عملیاتی برخی از کارکنان رده بالای بومی و حتی کاردار انگلیس سفارت خانه این کشور در تهران به اغتشاشات است»
شاهد سوم برای زمینهسازی مداخلات غربی ها در انتخابات ایران با هدف براندازی نرم، مربوط به فعالیت مرکز سابان متعلق به اندیشکده آمریکایی بروکینگز است.
مرکز “سابان” وابسته به اندیشکده آمریکایی “بروکینگز” طی گزارش مفصل راهکارهای لازم برای براندازی نرم در ایران و حمایت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحی کرده بود. مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم در پایگاه اطلاعرسانی خود بخشها و ابعادی از این پروژه را منتشر کرده است.( روزنامه رسالت، ۲۴/۴/۸۸، ص ۲۱٫)
آنچه در محوریابی ذیلالذکر گزارش ۱۶۰ صفحهای مرکز سابان مشهود است، “کار ویژه” اغتشاش عمومی، گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله فروپاشی است که خنثی کردن آن هوشیاری عمومی را میطلبد. در روزهای اخیر از سوی مرکز سابان وابسته به انستیتوبرو کینگز ایالات متحده، با بررسی سناریوهای مختلف علیه ایران در کنار گزینههای مطرح دیپلماتیک و نظامی، موضوع تغییر حکومت در ایران را از طریق کودتای مخملی با ایجاد اغتشاش و هدایت آن توسط اپوزیسیون تا مرحله فروپاشی و سپس حمله نظامی و اشغال کشور، در شرایط فعلی مناسبترین گزینه تشخیص داده است.
این مرکز در گزارشی با عنوان “کدام راه به سمت ایران” گزینههای استراتژی جدیدآمریکا در قبال ایران را بررسی کــرده است. این گزارش توسط شش تن از استراتژیستهای وابسته به انستیتو بروکینگز به نامهای «کنت ام پولاک» مدیر سابان «مارتین ایندیک» سفیر اسبق آمریکا در سرزمینهای اشغالی، «دانیل ال بای من»، «سوزان مالونی»، «مایکل ای اهانلون» و «بوروس ریدل» تهیه شده است.
فصل ششم این گزارش به عنوان “انقلاب مخملی”، مناسب ترین راه برای تغییر حکومت را حمایت گسترده از انقلاب مخملی در ایران دانسته که در ادامه نیز آن را بهترین راهحل مشکلات آمریکا با ایران معرفی کرده که کمترین هزینه را در بر دارد.
نویسندگان این گزارش هدف اصلی این گزینه را براندازی حکومت ایران و ایجاد حکومتی که بیشترین همراهی را با منافع آمریکا داشته باشد، عنوان کرده و گفته اند که تعامل با اپوزیسیون داخلی جمهوری اسلامی، برگ برنده ای در دست آمریکاست که از طریق آن به ایران فشار وارد ساخته و رفتار حکومت ایران را تغییر دهد.
در ادامه این گزارش به چهارچوب زمانی این سناریو اشاره شده و آمده است: «انقلاب مخملی نیازمند وجود رهبران محلی در صحنه است و لذا چارچوب زمانی آن منوط به شرایط حادث شده و پیدایش این رهبران محلی در آن شرایط خاص است که ممکن است در چند هفته یا چند سال پدید آید»
موسسه سابان در ادامه این گزارش نگرشی کلی به این سیاستها را چنین شمرده است:
۱- این که چگونه میتوان جرقهای زد تا انقلاب مخملی صورت گیرد هنوز مبهم است، زیرا انقلابهای مخملی بسیار پیچیدهاند.
۲- گفته میشود که مخالفان جمهوری اسلامی علاقه مند به آمریکا هستند لذا میتوانند انقلابی را رقم بزنند که به منافع آمریکا کمک کند.
۳- ممکن است برخی رهبران پراگماتیست درون جمهوری اسلامی متوجه اصلاح درونی سیستم شوند و اتفاقی مشابه پرسترویکا و گلاس نوست شوروی در ایران پدید
آید که طی آن ابعاد رفرم بامبانی آن حکومت در تعارض قرار گیرد و موجب فروپاشی و تحقق اهداف انقلاب مخملی شود.
4- همچنین ممکن است آشوبهای خیابانی مانند آنچه در عصر چائوشسکو در رومانی و فردیناند مارکوس در فیلیپین به وجود آمده، جمهوری اسلامی را متزلزل ساخته و فرو بپاشاند.
5- آمریکا باید چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملی در ایران ایفا کند؛ از جمله واگذاری کمکهای مالی و حمایت از رهبران محلی انقلاب مخملی.
6- ریموندتانتر “از کمیته سیاست ایران میگوید که ما باید از دانشجویان و سایر گروهها برای انقلاب مخملی حمایت مخفی کنیم. آنها به پول، فکس، اینترنت و حمایت معنوی نیاز دارند.
7- آمریکا از طریق رسانههایی که تحت حمایت او هستند مانند VOA رادیو فردا، باید افراد کم تر شناخته شده را به جامعه ایران معرفی کند.
8- لایحه حمایت از ایران آزاد که در سال ۲۰۰۶ تصویب شده به حمایت مالی و سیاسی از انجمن های جامعه مدنی و حقوق بشری، مطبوعات ضد حکومتی میپردازد.
9- دولت آمریکا برنامههایی تصویب نموده که از طرح های تغییر حکومت در ایران حمایت میکند.
10- همچنین استراتژیست های اندیشکده آمریکایی بروکینگز حمایت آمریکا از اپوزیسیون ایرانی، حمایت آمریکا از رهبران محلی اپوزیسیون،خنثی کردن توانایی دستگاههای امنیتی ایران در مقابله با انقلاب مخملی و نیازمندی به اطلاعات بینظیر و دقیق و هم چنین پول قابل توجه را از الزامات جدی انقلاب مخملی خود ذکر کرده ند.
در ادامه این گزارش دو گونه رهبر به شرح ذیل برای اجرای این سناریو در نظر گرفتهاند.
الف ـ یافتن رهبران محلی مناسب که شریک های بومی خوبی برای آمریکا در ایجاد آشوب باشند. طیف شناسی عناصر اپوزیسیون که میتوانند انقلاب مخملی را برای آمریکا تولید کنند، عبارتند از:
1ـ اصلاح طلبان؛ شواهد نشان میدهد که رفرمیست ها درصدد ایجاد یک حکومت سکولار در ایران هستند.
2ـ روشنفکران؛ این روشنفکران در دوره رئیس جمهوری خاتمی مشروعیت دینی نظام ایران را زیر سوال میبردند و اکنون نیز میبرند، اما با سانسور روبرو شدهاند.
3ـ سازمانهای دانشجویی، کارگری و جامعه مدنی؛ دانشجویان و کارگران، پیاده نظام انقلاب مخملی هستند که در واقعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در حمایت از خاتمی به صحنه آمدند. البته دفتر تحکیم وحدت اکنون خود بر سر اتخاذ استراتژی، درگیر کشمکشهای درونی است.
4ـ رضا پهلوی؛ وی به عنوان فرزند شاه سابق خود را کاتالیزوری (تسریع کننده) میشناسد که سلطنت مشروطه را در تقابل با ج��هوری اسلامی دنبال میکند اما هواداری در ایران ندارد.
البته بسیاری از رهبران اپوزیسیون علیه یکدیگر عمل میکنند. از اینرو، اکبر گنجی از ژورنالیست های اپوزیسیون میگوید که اپوزیسیون سازمان یافته نیست و ما رهبر نداریم.
ب ـ تاکنون رهبر کاریزماتیکی برای اپوزیسیون ایران پیدا نشده است. در ادامه این گزارش آمده است: «برنامهریزی برای حمایت از انقلاب مخملی در ایران خیلی بیش از آن که تاکنون واشنگتن کمک کرده، برای ارتباطات و هزینههای سفرها و …، به پول نیاز دارد. آمریکا باید واقعیت فساد مالی در اپوزیسیون و هدر رفتن بخشی از این پولها را بپذیرد.»
این گزارش افزوده است: «مداخله در امور داخلی یک کشور دیگر برای موفقیت نیازمند اطلاعات دقیق است. آمریکا باید از رهبرانی در انقلاب مخملی حمایت کند که توانمند باشند و توسط دستگاه امنیتی ایران خریداری نشوند. متأسفانه ما (آمریکا) در ایران سفارتخانه نداریم و امکان سازماندهی رهبران و اپوزیسیون را نداشته و ائتلافهای درون ایران را متوجه نمیشویم. جامعه اطلاعاتی آمریکا (شامل ۱۶ سازمان اطلاعاتی) باید برای کسب اطلاعات از درون ایران به جستجوی خود شتاب دهد.»
همچنین در بخش دیگری از این گزارش با تأکید بر لزوم مداخله نظامی آمریکا در امور ایران آمده است: برای تحقق یک انقلاب مخملی، حکومت ایران باید اراده خود را برای برخورد و سرکوب انتظامی آن از دست بدهد. بعید به نظر میرسد که حکومت ایرانی توانایی برخورد قهر آمیز با انقلاب مخملی را نداشته باشد. اگر تجمعاتی در ایران صورت گیرد و ارتش سپاه پاسداران و بسیج و پلیس، آن گونه تضعیف نشده باشند که کنار بنشینند در آن صورت باید برای مداخله نظامی و دفاع از آن تجمع کنندهها آماده شود.
استراتژیستهای مرکز آمریکایی سابان تغییر حکومت ایران و از بین رفتن یکی از اصلیترین دشمنان آمریکا با هزینه بسیار پایین و بدون تهاجم تمام عیار با انقلاب مخملی، تضعیف حکومت ایران و تغییر رفتار آن در صورت عدم تحقق انقلاب مخملی، قویتر کردن نفوذ اطلاعاتی آمریکا در ایران و رهایی آمریکا از عدم تعهد به تغییر رژیمهای خاورمیانه و تحقق شعار دموکراسی با تغییر حکومت در ایران را از جمله محاسن این سناریو دانسته است. از سوی دیگر نشریه فارین پالیسی چاپ آمریکا از کمک مالی موسسه ان ای دی (موسسه ملی وقف برای دموکراسی) به حامیان موسوی برای براندازی نرم در ایران خبر داد.
“پاول روبرتس” معاون اسبق وزارت خزانه داری آمریکا در گفتوگو با نشریه فارین پالیسی اعلام کرد: «ان.ای.دی در طول دهه گذشته میلیونها دلار را صرف براندازی نرم در کشورهایی همچون اوکراین و صربستان کرده است؛ بخشی از این پول هم به دست حامیان موسوی که با سازمانهای غیر دولتی در خارج از ایران که ان ای دی بودجه آنها راتأمین میکند ارتباط دارد رسیده است».( روزنامه کیهان، ۱۸/۴/۸۸، ص ۱۶٫)
2- رفتار غرب در ایام تبلیغات رسمی کاندیداها: رفتار غرب در این برهه با تشکیل جلسات کارشناسی و ارائه تحلیلهای جهت دار برای هدایت مردم به سمت کاندیدای خاص که متعلق به اردوگاه دوم خرداد بود، به شدت پیگیری و از طریق شبکههای ماهوارهای چون بی بی سی فارسی انگلیسی، VOA آمریکا و رسانه های دیگری چون، CNN، ABS، واشنگتن پست، نیویورک تایمز، اکونومیک، فرانس پرس، رادیو دویچه وله آلمان، رادیو اسرائیل و … ۲۴ ساعته بر روی آنتن گذاشته میشد. رسانههای جمعی و فراگیر غرب نظیر BBC، CNN و VOA و خبرگزاریهایی چون AP، رویترز، فرانس پرس و …. بیش از آنچه به عنوان نقش اطلاعرسانی در فضای رسانه ای تعریف شود، در فضای بینالمللی نقش امنیتی و سیاسی دارندو نیات صاحبان سیاسی خود را اجرا میکنند. و متأسفانه فقدان نهادهای نظارتی حرفهای و ورود آسان به نظام رسانهای کشورمان بدون هرگونه ملزومات حرفه ای بیبندوباری رسانه ای و ضربهپذیری رسانه ای کشورمان را موجب شده است. در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ایران کشورهای غربی با ایجاد هزاران پایگاه اینترنتی برای پوشش اخبار ایران، دروغپردازی، ترویج شایعات هدفمند و تحریک مردم پرداختند. روزنامه کویتی السیاسه در گزارش تحلیلی با عنوان “سرخوردگی بیسابقه اسرائیل” به قلم محمود حنفی نوشت: «اسرائیلی ها بیش از ۲۰ هزار پایگاه اینترنتی ایجاد کردند تا جوانان ایرانی را مخاطب قرار دهند و مزدوران سازمان سیا و همه دستگاههای اطلاعاتی غرب تمام توان خود را به کار بستند تا در ایام تبلیغات توجهها را به سمت کاندیداهای طرفدار غرب و پس از برگزاری انتخابات، آتش آشوبها را شعلهورتر کنند.»( خبرگزاری فارس، ۲۰/۴/۸۸، کدخبر: ۸۸۰۴۲۰۰۷۸۸)
از سوی دیگر در هفتههای منتهی به انتخابات و جریانهای بعدی، شاهد هجمـــه تبلیغی و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی بودیم که توسط سایتهای ارتباطات اجتماعی مانند “فیس بوک”، “تویتر” و “یوتیوب” صورت میگرفت. سایتهای ارتباطات اجتماعی در ظاهر به منظور ایجاد فضایی برای حضور الکترونیکی افراد در جامعه چند صدایی غرب و بیان دیدگاه ها، پیدا کردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پیامهای گروهی عمل میکنند اما در باطن اغلب این وبگاه ها در خدمت بنگاه های خبری و اطلاعاتی قرار داشته و با جمع آوری اطلاعات شخصی افراد اقدام به پرونده سازی و بعضاً عضوگیری برای سازمان های جاسوسی و تروریستی غربی مینمایند و در خدمت عقبه اصلی طراحی کننده این اقدامات در حوزه جنگ روانی سایبرنتیک قرار دارند و در حال پیگیری اهداف از پیش تعیین شده هستند.
در این خصوص اشاره خانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در گفت و گو با CNN جالب توجه است. وی گفت: «ما از شبکههای اجتماعی فیس بوک و تویتر که میخواستند فعالیتهای خود را به خاطر تعمیراتی در سیستم هایشان تعطیل نمایند، خواستیم این کار را به خاطر پوشش وقایع انتخاباتی ایران به تعویق بیاندازند و همچنان به کاربران ایرانی ارائه خدمت نمایند»
شایعه سازی و اجرای سیاست «اسب تروا» و دوباره بستهبندی کردن مطالب جعلی در پوشش افراد حقیقی بر روی سایت های ارتباطات اجتماعی از کارکردهای این شبکه ها در فضای انتخابات ایران بود. سایت
“فیس بوک” در هفتههای منتهی به انتخابات به لحاظ عضوگیری و به طریق هرمی در ارتباط اجتماعی و هفته بعد از انتخابات به لحاظ آموزش حملات تخریب آمیز به خصوص حملات اینترنتی داس به سایت ایران و آموزش تخریب اموال عمومی و بانکها نقش اساسی ایفا کرد. در دادگاه پنجم متهمان به این بخش از جرایم اینترنتی و چگونگی طراحی و ایجاد سایتهایی در داخل با نامهای جمهوریت، موج سبز و… اشاره و اعتراف شده است. در کنار سایت فیس بوک سایت دیگری که در خدمت
امپراتوری خبری دشمن فعالیت جدی مینمود، سایت “تویتر” بود. عملکرد “تویتر” به
صورت یک وبلاگ خلاصه و شبیه به پیامکهای اس ام اس بوده و برای تهییج و هماهنگی سران اغتشاشات با اعضا و هوادارانشان در ایران به قصد تجمع، خرابکاری و اغتشاش مورد بهرهبرداری قرار گرفت. “تویتر” امکان ارسال ارزانتر و آسانتر از پیامک را به تعداد زیادی از کاربران فراهم میآورد. پشت پرده و گرانندگان اصلی این شبکههای ارتباطات اجتماعی، یهودیان دارای گرایشات صهیونسیتی هستند.
در همین راستا به نکتهای که “محمد حسین هیکل” تحلیلگر برجسته و روزنامه نگار مصری میگوید، میتوان در خصوص دخالت وقیحانه غرب در انتخابات ایران اشاره کرد. وی مینویسد: «فقط دو روز مانده به انتخابات ایران، ۱۸ هزار پیام با موضوع تقلب و ضرورت اعتراض به آن در سرویس اینترنتی تویتر منتشر شد که بعدها مشخص شد این پیامها از سوی کاربران اسرائیلی ارسال شده است. «وی با بیان اینکه انکار دخالت بیگانگان در ناآرامی های ایران مشکل است و نمیتوان این دخالت را نادیده گرفت، تصریح کرد:«ایران به گونهای که انتظار نمیرفت مورد هدف و حمله قرار گرفت.» هیکل از تحرکات علیه ایران در قبل و بعد از انتخابات به عنوان «جنگ بدون» مرز یاد کرد و گفت : «هزاران سایت اینترنتی در روزهای قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران فعال شدند که کارشان دستپاچه کردن نظام و تحریک مردم به ابزار خشم نسبت به نتایج انتخابات بود و منبع بسیاری از آنها اسرائیل بود».
اما در همین حال “الیوت انگل” یک سناتور دمکرات و حامی اوباما با دخالت در امور داخلی ایران به حمایت از آشوبگران در تهران پرداخت و در گفت و گو با تلویزیون فارسی صدای آمریکا اظهار داشت: «ما که در آمریکا نظاره گر ایستادگی هزاران هزار ایرانی برای باورهایشان هستیم، عمیقاً آنها را ستایش میکنیم» وی که مدعی بود قصد دخالت در امور ایران را ندارد، در پاسخ به سوالی در خصوص انتخابات خواستار حضور ناظران بینالملل و آمریکایی در انتخابات ایران شد و گفت: «اگر این ناظران در انتخابات باشند آن انتخابات، آزاد و عادلانه خواهد بود.»( نشریه صبح صادق، ش ۴۰۷، ۲۲/۴/۸۸، ص۹٫)
3- موضعگیری و رفتار رسانهای غرب در روز رأی گیری: رفتار فشرده رسانهای غرب در قالب تشکیل میزگرد سیاسی و مصاحبه با افراد ضد انقلاب خارج نشین یا مصاحبه با افرادی از داخل کشور و همچنین پخش کلیپ های موزیکال تحریک کنند در روز رأی گیری، یعنی ۲۲ خرداد از ساعت ۸ تا ۱۱ شب ادامه یافت. در این روز بر خلاف روزهای قبل و بعد از انتخابات حتی یک گزارش منفی نیز مشاهده نمیشود بلکه به نظر میرسد رسانههای غرب بعد از ناامیدی از حضور مردم تاکتیک خود را اینگونه طراحی کردند که با ترسیم فضای کشور به نفع کاندیدای دوم خردادی، انتخابات را سالم، امن و مشارکت سیاسی مردم را فوقالعاده گزارش نمایند. زیرا آنها نیز مانند بسیاری از سران اصلاحات در داخل میپنداشتند هر چقدر مشارکت سیاسی مردم و حضور آنها در پای صندوقهای رأی بالاتر باشد، شانس پیروزی و رأی آوری کاندیدای دوم خرداد بیشتر است. “هیلاری کلینتون” وزیر امور خارجه امریکا در روز ۲۲ خرداد در مصاحبهای میگوید: «اینکه مردم ایران میخواهند صدا و آرایشان شنیده و شمرده شود، علامت بسیار مثبتی است. آمریکا از اظهارنظر درباره انتخابات ایران خودداری کرده است، اما مسلماً امیدوار است نتیجه آن بازتاب اراده حقیقی و آرزوی مردم ایران باشد. ما خواستار شمارش آراء به صورت عادلانه و شفاف هستیم و از برخی گزارشهای واصله عمیقاً نگران هستیم. ما وضعیت متحول ایران را لحظه به لحظه زیر نظر داریم اما همانند دیگر نقاط جهان منتظر و نظارهگر این هستیم که ببینیم مردم ایران چه تصمیمی میگیرند.»( سایت بصیرت، ۲۲/۳/۸۸٫)
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم در همان روز گفت: «همانند دیگر نقاط جهان مناظرات قوی و پرشور انتخابات به خصوص در میان جوانان بر ما تأثیر گذاشت. ما همچنان کل وضعیت را به صورت دقیق، به خصوص گزارشهای مربوط به اختلالات رازیرنظر داریم.»(همان)
” رابرت گیتس ” وزیر دفاع آمریکا هم گفت: «هیچ اهمیتی ندارد که چه کسی انتخاب میشود. ما منتظر میمانیم و میبینیم که چه نوع سیاستهایی توسط افراد، انتخاب شده و دنبال میشود. سیاستهای ایران وابستگی کمتری به شخص مجری آن را دارد.» (همان)
روزنامه انگلیسی گاردین هم در تحلیلی نوشت: «تاریخ به غرب ثابت کرده است که احمدینژاد به هیچوجه با غرب کنار نمیآید ولی اصلاحطلبان موضع نرم و خنثی تری در مقابل غرب خواهند داشت. به همین دلیل اگر یک اصلاحطلب در ایران مثل میرحسین موسوی رأی بیاورد، به نفع غرب خواهد بود؛ زیرا رابطه بهتری با ��رب خواهد داشت.»
۴- موضعگیری و رفتار رسانه ای غرب در بعد از انتخابات: البته این بخش باید در دو قسمت مورد بررسی قرار گیرد؛ بخش اول از آغاز اغتشاشات تا زمان برخورد و مدیریت آنهاست و بخش دوم مواضع غرب پس از مدیریت اغتشاشات است. حضور ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی و انتخاب دکتر احمدینژاد با بیش از ۲۴ میلیون رأی برای غربیها و رسانه های دروغپرداز آن، چنان سنگین و شوک آور بود که تا ساعتها پس از اعلام رسمی نتایج آراء نتوانستند خبری یا تحلیلی مخابره نمایند اما پس از اینکه از این شوک بیرون آمدند، زمزمهها و جنجال هایی مبنی بر تقلب و تخلف سردادند که از ماهها قبل برای آن زمینه چینی و سند آفرینی کرده بودند.
بررسی خط خبری رسانههای خارجی از نخستین ساعت شروع شمارش آرای انتخابات بیست و دوم خرداد نتایج قابل تأملی به دنبال دارد. نتایجی که حاکی از پیگیری نوعی خط آشوب از طرف بعضی شبکههای خبری انگشت شمار وابسته به جریان لیبرال سرمایهداری مانند تلویزیون بی بی سی انگلیس، العربیه عربستان، صدای آمریکا و الجــــزیره
ـقطر و بازتولید آن در خطوط خبری و گزارشهای سایر خبرگزاریهای خارجی و بعضا داخلی است.
بی.بی.سی اولین شبکه خبری بود که نتیجه انتخابات ایران را در نخستین ساعات پایان انتخابات با تیتر «هر دو رقیب انتخابات ایران اعلام پیروزی کردند.» منعکس کرد. این رسانه هنوز کمتر از دو ساعت از بسته شدن آخرین شعبه رأی گیری نگذاشته بود که اولین خبر از انتخابات ایران را با این تیتر منعکس کرد. آسوشیتدپرس، “یاهور نیوز” شبکه FORBE، سی بی اس نیوز و دهها شبکه، سایت و خبرگزاری تقریباً بدون هیچ دخل و تصرفی همین تیتر را روی تلکسهای خود قرار دادند و یا آن را از طریق سایتهای اینترنتی منعکس کردند.
رسانههای بیگانه و در صدر آنها بی بی سی و تلویزیون فارسی صدای آمریکا و رسانههای رژیم صهیونیستی که تکلیف شان مشخص است که تا قبل از روز انتخابات در فضایی آرام تر و «البته به امید تغییر» حضور جوانان در خیابانها را نشان میدادند و مناظره تلویزیونی و اظهارات نامزدها را منعکس میکردند! براساس خط مشیهای تعریف شده برای آنها از سوی استکبار جهانی به یکباره چرخش عجیبی پیدا کردند. آنها از همه ظرفیتها و آدمها که ظاهرا همه کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه و جهان هستند! استفاده میکنند تا سلامت انتخابات را زیر سؤال ببرند. رسانههای مورد بحث همه همت خود را گذاشتند تا شاید در گوشهای از ایران به نوعی ناآرامی دست یابند و نام این حرکت مذبوحانه و جنگ روانی را دموکراسی و انعکاس دیدگاههای مردم ایران بنامند. این رسانههای معلوم الحال با نمایش صحنههایی از برخورد مأموران نیروی انتظامی با افرادی که به صورت غیر قانونی در خیابانهای تهران برای مردم و تردد خودروها مانع ایجاد کرده بودند، و با حرارتی زایدالوصف تعبیر به وجود خشونت در خیابانهای تهران میکردند و با استفاده از کارشناسان به اصطلاح منطقه ای در راستای جنگ روانی تلاش
میکردند که بگوند «این تازه اول کار است.» (ماهنامه پیام انقلاب، ش ۲۴ ، تیرماه 1388، ص ۱۰ و ۹)
“جوزف بایدن” در روز ۲۴ خرداد با اعتراف به دخالتهای آشکار امریکا در امور داخلی ایران میگوید: «من تردیدهایی در مورد نتایج انتخابات ایران دارم اما تا زمان بررسی کل روند، اظهار نظر نمیکنم. حکومت ایران مردم را سرکوب کرده است که سؤال برانگیز است. آراء قوی احمدینژاد براساس تحلیلهای قبل از انتخابات غیر محتمل است آیا این پاسخ است آیا این پاسخ صحیح است آیا این خواسته مردم ایران است … منافع ما در قبل و بعد از انتخابات ایران عوض نشده است. ما از آنها میخواهیم که از تلاش جهت دستیابی به سلاح اتمی و یا داشتن این تسلیحات دست بردارند و دوم آنکه حمایت از ترور را متوقف کنند. گفت و گو با ایران پاداشی در قبال رفتار خوب آنها نیست.» (سایت بصیرت، ۲۶/۳/۸۸)
اوباما رئیسجمهور آمریکا نیز فردای آن (۲۵ خرداد) با اتخاذ موضعی دو پهلو میگوید: «من از وضعیت فعلی ایران که در تلویزیون میبینیم رنجیده خاطر هستم. ارزشهایی مثل آزادی عقیده و … ارزشهای جهانی هستند که باید مورد احترام قرار گیرند. اینکه چه کسی رهبری ایران را بر عهده گیرد، مربوط به مردم است اما ساکت نشستن هم غلط است و بررسی درباره انتخابات نباید به همراه خونریزی باشد.» (همان)
“پل وولفوویتز” معاون وزیر جنگ در دولت بوش که از نظریه پردازان کلیدی نومحافظه کاران و از طراحان اصلی جنگ علیه عراق بود در گفت و گو با سی ان ان گفت: «به نظر من لازم است آمریکا با موسوی تماس مستقیم بگیرد و البته اگر او مایل به ارتباط نباشد نباید ما اصرار کنیم. اما در هر حال بهتر است او بداند که می تواند یک خطارتباط مستقیم با ما داشته باشد.» (همان)
وولوفووینز که صهیونیست بودن او و همچنین ارتباطش با برخی ایرانیان ضدانقلاب و وابستگان رژیم پهلوی در آمریکا مشهور است با اشاره به اظهارات اوباما مبنی بر ضرورت پرهیز از دخالت مستقیم دولت آمریکا در ایران میگوید: «من این نگرانی را میفهمم. ما نباید به گونهای عمل کنیم که به مخالفان حکومت ایران انگ عوامل داخلی آمریکا بخورد اما به نظر من مخالفان حکومت به طور کاملاً روشن نشان دادهاند که خواهان حمایت و کمک جهان هستند.»
پلو وولفوویتز و “دیوید گرگن”، تحلیلگر ارشد سی.ان.ان که همراه او در این گفتگو شرکت کرده بود، تأکید کردند که آمریکا باید به اتفاق دیگر کشورهای غربی و حتی برخی متحدین خود در منطقه همچون ترکیه و افغانستان که انتخاب مجدد رییس حتی برخی متحدین خود در منطقه همچون ترکیه و افغانستان که انتخاب مجدد رییس جمهور کنونی را به رسمیت شناختهاند، یک اعتراض جهانی به این وضع راه اندازی کرده و از مردم ایران حمایت کند. وولفوویتز همچنین “موسوی” را «مردی بسیار شجاع» دانست که «در حال مقاومت است و جان خود را در معرض خطر قرار داده است.
گاردین از قول اتحادیه اروپا تهدید کرد که ممکن است به نشانه اعتراض به دستگیری و بازداشت تعدادی از کارمندان بومی سفارت بریتانیا در تهران سفرایش را از تهران فرا بخواند.
از سوی دیگر گروههای حقوق بشری در روزهای پس از اغتشاشات با فرار به جلو و بدون اشاره به نقش غرب در اغتشاشات از دبیر کل ملل خواستند که برای بررسی
آنچه خشونت علیه معترضان به نتایج انتخابات خواندهاند، به ایران سفر کند یا فرستادهای ویژه به ایران بفرستند. “بان کی مون” نیز در واکنش به اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران تأکید کرد که خواست واقعی ملت ایران باید محترم شناخته شود. وی سپس قول داد که مناقشاتی را که در پی این انتخابات در ایران رخ داده، از نزدیک دنبال خواهد کرد.
بررسیها در خصوص مداخلات غرب نشان میدهد که برخی کشورهای غربی چه قبل از انتخابات، چه حین انتخابات و چه پس از انتخابات در سه حوزه سیاسی و رسمی، اطلاعاتی و امنیتی و رسانهای مداخلات آشکاری علیه نظام اسلامی داشتهاند.
تقریباً اکثر کشورهای اروپایی و آمریکا بر خلاف هنجارهای شناخته شده بینالمللی به جای اینکه مردم ایران را به سازو کارهای دموکراتیک دعوت کرده و راهکارهای قانونی را در اظهاراتشان مورد تأکید قرار دهند، عموماً از بخشی از اغتشاشاگران و فرصتطلبان حمایت کرده اند. ترویج هرج و مرج و آنارشیسم و وندالیسم از سوی قدرتها و رسانههای غربی به وضوح قابل رصد در مواضع رسانهای آنهاست. بررسیها نشان می دهد که حتی یک جمله در اظهارات مقامات مدعی دموکراسی غربی وجود ندارد که بتوان در آن ردپایی از دعوت به آرامش، مصالحه و رعایت قانون را مشاهده کرد. به برخی از این اظهارات و موضعگیریهای مداخله جویانه توجه کنید:
ـ رئیس جمهور آمریکا در مصاحبهای گفت: «ما از آنان (اغتشاشگران) حمایت میکنیم. آنها در حال شکل دادن تاریخ ایران هستند و خود را در معرض خطر قرار دادهاند. جهان مشغول تماشای ایران است و آمریکا از آنهایی که در ایران دنبال عدالت از راههای مسالمت آمیزند حمایت می کند».
ـ سخنگوی کاخ سفید اقدامات عناصر اخلال گر را «فوقالعاده و شجاعانه» خواند.
ـ “میرزا بیگ” ژنرال بازنشسته ار��ش پاکستان در اظهار نظری گفت: «سازمان سیا مبلغ 400 میلیون دلار در ایران هزینه کرد تا پس از انتخابات در این کشور آشوب به راه بیندازد.»
ـ “کمال بنخاس” یهودی ایرانی تبار در مصاحبه با رادیو رژیم صهیونیستی گفت”:« با برخی جریانهای سیاسی ایران در تماس بوده تا آنهارا در موفقیت برای کودتا علیه دولت کمک کند».
CNN-در گزارش تلویزیونی اعلام کرد: «آمریکا ۱۰هزار ابزار جاسوسی برای افرادی در ایران در ارتباط با اغتشاشات اخیر فرستاده است».
ـ مجله آلمانی “اشپیگل” : «چند روزی است که دیگر اعتراض علیه تقلب در انتخابات نیست بلکه هدف پایان دادن به جمهوری اسلامی است؛ دست به قضا موسوی باید رهبر سرنگونی نظام ایران باشد».
ـ جزوزالیم پست: «نمایندگان حامی دولت های غرب در رام الله، قاهره، ریاض و بیروت، امیدوارانه بحرانهای اخیر در ایران را سرآغازی بر براندازی دولت و نهایتا تعضیعف گروه های اسلامی در خاورمیانه می دانند».
ـ شیمون پرز: «اجازه دهید جوانان صدای آزادی خود را در راه سیاسی مثبت بلند کنند. اجازه دهید زنان ایرانی که گروهی شجاع از مردم ایران هستند اشتیاق خود را برای برابری و آزادی بیان اعلام کنند. من واقعاً نمی دانم چه چیزی ابتدا از بین می رود؛ اورانیوم غنی شده آنها با دولتشان. امیدوارم دولتشان از بین برد».
ـ گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا تصریح کرد که دولت ایران باید به “سؤالات جدی” در باره انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری این کشور پاسخ دهد براون در باره نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در پارلمان بریتانیا گفت: «نحوه برخورد دولت ایران با بحرانی که پس از انتخابات پیش آمده، میتواند چگونگی روابط این کشور با جامعه بینالمللی را تعیین کند». نخستوزیر بریتانیا در ادامه افزود: «نحوه پاسخ دولت به تظاهرات معترضانه در روابط آتی ایران با سایر کشورهای ج��ان تأثیر خواهد گذاشت».
ـ وزرای خارجه بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای اعلام کردند که این کشورها نتایج اعلام شده توسط ستاد انتخابات ایران و اعتراض تعدادی از نامزدهای انتخاباتی در این زمینه را با نگرانی جدی دنبال می کنند.
ـ آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در واکنش به انتخابات ریاست جمهوری ایران تصریح کرد که نشانه هایی از تخلف در این انتخابات وجود دارد و آنچه را که موج بازداشتها در ایران خواند محکوم کرد.
ـ همچنین “فرانک والتر اشتاین” مایر” وزیر امور خارجه آلمان با اعلام احضار سفیر جمهوری اسلامی در آلمان به وزارت خارجه این کشور در ارتباط با ناآرامی های پس از انتخابات اظهار داشت: «ما برخورد نیروهای امنیتی ایران با تظاهر کنندگان را به شدیدترین نحو ممکن محکوم می کنیم و با نگرانی به سوی تهران چشم دوخته ایم».
وزیر خارجه آلمان همچنین از موضع مشترک متحدان اروپایی این کشور در این زمینه خبر دادو اعلام کرد: «من امروز به اتفاق چندین تن از همتایان اروپایی خود از ایران خواسته ایم هر چه سریعتر در باره وقایع این کشور و اتهامهای مربوط به تقلب در انتخابات اطلاعرسانی کند تا معلوم شود تا چه حد می توان نتیجه انتخابات این کشور را جدی گرفت».
وی همچنین با انتشار بیانیه ای روند برگزاری انتخابات در ایران را سؤال برانگیز خوانده و از مقامهای ایرانی خواست به ابهامهای موجود پاسخ دهند.
ـ وزارت امور خارجه فرانسه هم با احضار سفیر جمهوری اسلامی در آن کشور، نگرانی دولت فرانسه را نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ایران به وی ابلاغ کرد.
ـ همچنین برنارد کوشنر وزیر خارجه فرانسه از ایران به خاطر برخورد خشونت آمیز نیروهای پلیس با تظاهر کنندگان معترض به نتایج انتخابات به شدت انتقاد کرد. وزیر خارجه فرانسه با اشاره به مبارزات انتخاباتی در ایران گفت: «ما بسیار نگران هستیم. چرا که روند گفت و گو در ایران در حال شکل گیری بود. فرانسه از این بابت متأسف است که این روند گفت و گو واکنشی خشونت آمیز را در پی داشته است.»
ـ فرانکو فرانتینی وزیر امور خارجه ایتالیا گفت: «تحولات ایران را با دقت دنبال میکنند». وی با انتشار بیانیه ای خواستار آن شد که دولت ایران اطمینان بدهد نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری بازتاب دهنده خواست ملت ایران است. وزیر خارجه ایتالیا که کشورش روابط اقتصادی گستردهای با ایران دارد همچنین ابراز امیدواری کرد که اوضاع در ایران به خشونت بیشتر منتهی شود.
ـ لورنس کنن وزیر خارجه کشور کانادا نیز مراتب نگرانی شدید کشورش را از روند برگزاری انتخابات در



