
به گزارش سرویس دفاع مقدس اروم نیوز،سوالات مطرح شده خبرنگار و پاسخ های شهید مهدی باکری به شرح ذیل می باشد:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با درود و سلام به پیشگاه امام زمان و نایب بر حقش امام امت و درود و سلام به روح مطهر شهدا مخصوصاً شهدای جنگ و با سلام به خانواده های شهدا ، مفقودین ، اسرا ، و درود و سلام به پیشگاه امت مسلمان ایران به ویژه تبریز .
در رابطه با تاریخچه جنگ حدوداً چهار سال قبل در شهریور ۱۳۵۹ حدود دو سال از عمر جوان انقلاب اسلامی می گذشت. ابرقدرت های جنایتکار دنیا به این نتیجه رسیدند که تمام توطئه های داخلی بی نتیجه بود و با به بن بست کشاندن انقلاب و به سقوط کشیدن آن خواستند یک عمل نظامی انجام بدهند تا از نظر خودشان کاری کرده باشند و انقلاب را به مرحله سقوط بکشانند .صدام جنایتکار دارای خصوصیات پلیدی بود و برای این کار مناسب و خیال می کرد بعد از شاه از کشورهای دارا است، دست به این اقدام زد .
در شهریور ۵۹ صدام با ۱۲ لشگر پیاده و زرهی حمله اش را از قصر شیرین تا جزایر فاو آغاز کرد و با تمام قدرت و پشتیبانی ابرقدرتها و تبلیغاتی که او را حق جلوه می داد و ابرقدرتها چه فکری و چه مالی به او کمک می کردند تا به ایران حمله کنند البته مقاومتها حماسه آفرین و یادآور جانبازی های صدر اسلام بود توسط مردم مسلمان و دلیر که جلوی این تجاوز را می گرفتند .
آن حماسه هایی که در خرمشهر بود جوان ۱۲ ساله ای که نارنجک را به خود بست و زیر تانک رفت و خودش شهید شد و تانک را از بین برد . امام امت این جوان را برای خود رهبر قرار داد حماسه های زیادی اتفاق افتاد و باعث شد رژیم بعثی مقداری از قوای خود را از دست بدهد و به اهدافی که می خواست سریع برسد، نشود . اهدافشان این بود، قسمتی از خوزستان که پالایشگاه نفت ایران را و چند بندر مهم ایران را تصرف کند هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی فشار عمده ای وارد کند و یک منطقه به نظر خودش آزاد شده و توطئه هایی را از آنجا علیه انقلاب انجام دهند .
کردستان را هم از نظر دمکراتها و گروهک های مفسد می خواستند به سقوط بکشانند . غافل از این که این انقلاب از پشتیبانی خداوند متعال برخوردار است . و تمام توطئه ها که قبلاً پیش بینی کرده بودند که همه نقش برآب شد ما در موقعیتی موفق قرار گرفتیم .
با توجه به ایثارگریها و رشادتهای ملت مسلمان بفرمایید این جنگ در چه حالی و چه موقعیتی است و آینده این جنگ به کجا می کشد ؟
برای تجاوز رژیم صدام حدود یک سال بعد از عملیات و برکناری بنی صدر و باند او اتحاد و وحدت بین نیروها و ارتش و سپاه و بسیج و تمام اقشار و به یومن وجود امام و زحمات ایشان ایجاد شد و بعد از یک سال تجاوز و حملات نیروهای بعثی شروع شد و به علت ضعف هایی که در دشمن وجود داشت و با تمام قوا وارد ایران شد با لطف الهی توانستیم با ضربات محکمی همچون عملیات شکستن حصر آبادان ، طریق القدس ، فتح المبین ، بیت المقدس ، رمضان و عملیات کربلا ، عملیات رمضان منجر به شکست دشمن ، گرفتن اسیر زیاد و خسارات بسیار وارد شد . به جایی رسیدند که فهمیدند نباید مقاومت کنند . بعد از عملیات بیت المقدس بود که فرار را بر قرار ترجیح دادند و عقب نشینی تاکتیکی . تمام ابرقدرتها پشتیبان دشمن بودند و ظاهراً دشمن صدام است همانطور که امام فرمودند چرا ما خود را گول بزنیم این جنگ ، جنگ با کفار است و جمهوری اسلامی با امکانات کم و تعداد کم ولی در مقابل جمعیت زیاد کفار اتکا به نیروی الهی و قدرت الهی هستیم . جبهه کفر در ظاهر صدام به تجهیزات مدرن و ابرقدرتها هم پشتیبان آن بنابراین جنگی که در حال حاضر بعد از شکستی که عراق پیدا کرد حال جنگ ابرقدرتها با جمهوری اسلامی است و مکرر امریکا و روسیه شوروی اعلام کردند که سقوط رژیم صدام برای ما قابل قبول نیست . برای ما سخت است در منطقه جمهوری اسلامی پیروز شود بنابراین مشخص است که ما در مرحله ای از جنگ قرار گرفته ایم که ابرقدرتها با اسلام در جنگ هستند که مشکل است اعتقاد و ایمان و پایداری و مقاومت نیاز دارد . تا جنگ را پیش ببریم و این صحبت ده روز پیش امام است و وضع حاضر جنگ ، جنگ جمهوری اسلامی و ابرقدرتهاست . بنابراین تاکتیکها و ادوات جنگی و امکانات و زمان . حال سال چهارم است انشاالله به زودی پیروزی با ماست و خطی که امام برای ما روشن کرده اند خط ایستادگی و مقاومت و مدت جنگ بیست سال . انشاءالله آمادگی در همه ما باشد و ثابت قدم باشیم تا پیروزی نهایی .
با توجه به این که جمعه را قرار داده ایم برای لبیک یا خمینی نقش مردم در جنگ چیست و در آینده چیست تا پیروزی نهایی ؟
امام فرمودند این انقلاب را مردم انجام داده اند مردم در صحنه با اتکا به خداوند رژیم شاه را ساقط کردند و در رابطه با رژیم شاه امریکا در دو قسمت مداخله داشت . مردم باید در صحنه باشند و صحنه گردان انقلاب باشند . تمام سختیها و مشکلات را تحمل کنند و به قول امام هیچ گله ای نداریم با اعتقاد و یقین به این که این انقلاب الهی است در وصف انقلاب هم صحبتها زیاد است یکی از صحبتهای انقلاب جنگ است تا حالا صحنه گردان جنگ مردم بودند با نیروی مختلفی که برای جنگ آمده اند و ایثارگری و جانفشانی، تمام این مشخص کننده حضور آنهاست چه با جان چه با درایت خود که باید پشتیبان این جنگ باشیم که دیدیم آن پیرزنهای مهربان .چه انقلاب چه جنگ پیش نمی رود مگر با پشتیبانی و حضور مردم در صحنه و از این به بعد هم مردم باید صحنه گردان اصلی باشند حضورشان فعال و تمام مشکلات که هست باید تحمل خود را بیشتر کنیم تا این که بتوانیم جنگ را پیش ببریم مگر با حضور مردم . بلندگوهایی که برای جبهه کار می کنند و مردم را دعوت به حضور در جبهه و پشتیبانی می کنند باید انجام وظیفه کنند. چه از مساجد که اعلام می شود که جوانان به جبهه بیایند مانند همان منادیان اوایل اسلام است که پیامبر فرستادند تا در مساجد و محله ها ندا دهند برای حضور در جبهه ها .
این جنگ در ادامه جنگ پیامبر است بنابراین تا شنیدن ندای امام توسط فرماندهان نظام واجب و ضروری است تا موقع نیاز جبهه به منطقه برویم هر کسی که توان دارد ، رئیس ، روحانی ، کارگر و … لبیک یا خمینی همان لبیک به پیامبر است و همان لبیکی که در زمان پیامبر می گفتند و هر کاری داشتند زمین می گذاشتند و خود را به پیامبر می رساندند و این بلندگوها به منزله همان ندادهندگان زمان پیامبر است حال مردم و امت لبیک گویان خالص هستند که آن زمان هم بود . مردم باید با تمام مشکلات که این مشکلات فرعی است و مشکل اصلی به فرموده امام جنگ است را کنار بگذاریم یعنی مشکلات فرعی فدای مشکلات اصلی شود به اندازه ای مردم در جبهه ها شرکت کنند که لازم و ضروری است . با تمام مشکلات بتوانند نیرو به جبهه ها بدهند . با حضور مداوم و مستحکم خود بتوانیم با عملیات پی در پی ضربات محکمی به پیکر پوسیده صدام بزنیم . جنگ با صدام مقداری پیچیده شد و از آن حالت سادگی بیرون آمده چرا چون ابرقدرتها با سیاستهای کارشناسانه و ادوات جنگی خود در مقابل اسلام صف آرایی کرده اند پس چون جنگ پیچیده شد ما هم باید پیچیده جنگ کنیم مثل قبل نیست که جمعی جمع می شدیم و پیش می رفتیم شاید الان گروهی بیایند و جنگی یا عملیاتی هم نشود . وقتی فرماندهان اعلام کردند ما فوراً در جبهه ها حضور به هم برسانیم که انشاءالله با شرکت فعالانه و اطمینان به مسئولین و لبیک واقعی به امام و حضور مستمر ما این جنگ را به اتمام برسانیم . انشاءالله .
صحبت شیرین است ولی به خاطر کمبود وقت شما به عنوان فرمانده لشگر ۳۱ عاشورا در آخرین صحبتهای خود چه پیامی برای رزمندگان و ملت و امت اسلام دارید بیان کنید ؟
اول که انشاءالله همه جوانان آماده باشند تا با ابلاغ عمومی در جبهه ها حضور به هم برسانند . بعضی مسائل در جامعه هست که هم مردم به ما می گویند و خودتان خبر دارید و امام اخیراً صحبتهایی فرموده اند. توطئه هایی در حال انجام است که هم در جبهه ها که مانع پیشروی رزمندگان شوند و هم در داخل جبهه…. اتحاد ما چه کنند ؟ نفاق وارد می کنند تا این مشکلات و توطئه چینی ها و نارضایتی ها باعث شود تا حکومت و دولت و رزمندگان تضعیف شوند و روحیه خسته و کسالت باری را ایجاد نمایند و در بین مردم اشاعه دهند مردم ما باید آگاه باشند به این دسیسه ها . از طرف چه شخص متعهد و چه شخص عادی چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه باید پرهیز کنیم تا حکومت تضعیف نشود . چه شخص متعهد، چه منافقین. نفاق و ایجاد نفاق به وسیله تبلیغات زیاد به وسیله مردم ناآگاه چه نوع خطر جدی است و پرهیز نکردن خیانت است. اتحاد بین مردم از بین نرود و صحبتهایی که امام اخیراً فرموده اند مردم باید با جان و دل آنها را گوش و انجام دهند . همه باید انجام دهید ما در راهی قرار گرفته ایم که خیلی سخت است به فرموده امام باید به اتمام برسانیم و در نیمه راه قرار نگیریم و تا آخر ادامه دهیم .
حفظ وحدت و یکپارچگی مستلزم دوری از نفاق ، تبعیت از امام ،ومهم ترین شناختن دوست و دشمن و کسانی که دلسوز ما نیستند یعنی انقلاب نکردند ، جبهه نیامده اند به سختی نیفتاده اند و خود را خیلی خوب و صحنه گردان نشان می دهند اینان را بشناسیم و بدانیم اینان خیانتکار به ما هستند هرکاری که باعث تضعیف حکومت اسلامی می شود باید پرهیز کنیم چون کارها و عملیات بزرگی در پیش داریم . ما باید به این اهداف برسیم درست است که مشکلات رفاهی هست ولی اینان در نظر ما اصل نیست اگر ما اسلام نداشته باشیم اینها به درد ما نمی خورد . اگرچه بهترین خوراکها و بهترین زندگی ها را داشته باشیم مانند کسی هستیم که دین نداریم.
والفجر چهارچه اثری در منطقه داشت ؟
این عملیات که ضربه مهلک به نیروهای صدامی داشت ، رژیم بعث برای این که آبروی خود را در منطقه بربادرفته می دید و همچنین روحیه بدهد به افراد باقی مانده از لشگر خود، با وارد کردن تیپ گارد ریاست جمهوری آخرین کاری که می توانست برای جلوگیری از آبرو رفته خود کند، به خواست خدا این تیپ نتوانست در مقابل رزمندگان اسلام دوام بیاورد که وسایل و ادوات جنگی از آنها به غنیمت گرفتیم . تمام ملل به خصوص سران بی توجه به اسلام فهمیدند که نباید از رژیم از بین رفته صدام پشتیبانی کنند .
برای خانواده شهدا و رزمندگانی که از این جنگ برگشته اند چه پیامی دارید ؟
پیام برای تمام مردم مسلمان این مملکت ، حمله جنگ به فرمان امام و مسئله اصلی دانستن جنگ، بر حذر بودن از مشکلات فرعی جنگ که در شهرهای ما مطرح شده است . امروز دوام انقلاب و رشد و صدور و پابرجایی انقلاب بستگی دارد به پیروزی ها در جبهه های حق و تقویت جبهه و حضور در آن و شعار لبیک یا خمینی و متشکر بودن و سازماندهی مردمی تا بتوانیم جبهه هارا مستحکم تر نگاه داریم و بتوانیم هرچه زودتر نیروهای عراقی را شکست بدهیم و بتوانیم فرمان امام را که آزادی قدس است به انجام برسانیم . با کمک خداوند متعال . توصیه می کنم به نیروهای جوان و فعال در جبهه ها حضور پیدا کند ( البته به فرمان امام ) بخصوص افراد متخصص و کاردان . از مردم مسلمان تشکر می کنیم بخصوص آذربایجان و تبریز که این لشگر را حمایت کرده اند و با حمایت خود جبهه را فعال تر کنند . اما در رابطه با خانواده شهدا ، شهدا باعث افتخار و سربلندی ماست چه در انقلاب و چه حال . هرچه داریم از شهدا است. شرافت و سربلندی . به خانواده آنها تبریک می گویم که چنین افراد شجاع تربیت کرده اند و در راه اسلام تقدیم کرده اند .
دلاوری این جوانان روز عاشورا و حماسه عاشورا را در نظر ما می آورد دلاوری آنها را نمی توان در کتابها نوشت و امام می فرمایند : ما مانند امام حسین در جنگ وارد شدیم و مانند امام حسین شهید میشویم . وقتی امام چنین تعبیری دارند باید به خانواده شهدا تبریک گفت این جوانان امام حسین(ع) را الگو قرار داده اند و در جبهه ها حضور پیدا کردند و ایثار کردند با زحمت فراوان بی آبی ها ، بی غذایی ها، زیر آتش گلوله و راهپیمایی های زیاد ، مین گذاریها و دژهای محکم دشمن را از بین ببرند تا حمله و یورش این جوانان . این رزمندگان فقط خدا را در نظر گرفته اند و هیچ تزلزلی در رفتار آنها نیست و این شهدا در زمان شهادت خود این دنیا را زندان و آنقدر روح والایی داشتند و با پروازشان به ملکوت اعلی رسیدند . این دلاوران با شهامت پیشروی کردند و دشمن را به قتل رساندند و آخر خود شهید شدند.
با درود و سلام به ولی عصر و نایب بر حقش و شهدای جبهه های حق علیه باطل و خانواده شهدا عملیات اخیر که انجام شد تمام سران مملکتی درباره چگونگی این عملیات را به مردم منعکس کردند . به یاری خدا این عملیات انجام شد و پیروزیهای زیادی به دست آمد و تمام کفار در مقابل جمهوری اسلامی صف آرایی کردند به دلیل این که جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که این عملیات سرنوشت ساز است و صدام با تمام قدرت در مقابل ما صف آرایی کرده است البته عملیات سختی است که نامش عملیات خیبر است انشاالله به قوه الهی این دژهای محکم ولی از تو پوسیده را در هم بکوبیم و رزمندگان اسلام پیروز شوند و مردم ایران به زیارت حرم امام حسین نائل بشوند و ادامه تکلیف یعنی پیروزی قدس .
لطفاً توضیح دهید چگونه با جزایر در ارتباط هستید و نحوه تدارکات رسانی چگونه انجام می گیرد ؟ پلکه در رابطه با این جزایر احداث شده چگونه ارتباط برقرار می کند ؟
تمام عملیاتها هزار نوع ویژگی ها داشت. این عملیات هم مثل جنگهایی که کفار با مسلمین انجام می دادند هم ویژگی هایی دارد . به دلیل این که امام امت فرموده بودند رزمندگان باید حسین گونه جنگ کنند . در این عملیات رزمندگان حماسه هایی به وجود آوردند که دقیقاً نشانگر این بود که به فرمان امام ، حسین گونه جنگ کردند و رشادتها و حماسه هایی که دراین عملیات صورت گرفته بود همه یادآور صحنه های عاشورا و جنگ حسینی بود . چون که این عملیات که لشگر عاشورا در این قسمت جنگ مأموریت داشت عبور از بیست تا شصت کیلومتر مسیر باتلاقی و آبی داشت و رزمندگان باید بیست وچهار ساعت الی چهل وهشت ساعت قبل از شروع عملیات باید حرکت کنند تا خود را به هدف تعیین شده برسانند . با این امکانات کم و حداقل سلاح و سلاحهای سبک مخصوص پیاده نظام و با مشقت این مسافت را طی می کردند یک الی دو روز پیاده روی می کردند و خود را به هدفهای تعیین شده می رساندند واقعاً بعد از این همه مسافت بدون این که راه خشکی یا زمینی باشد در خاک خودمان. که ایمان قوی و تصمیم حسین گونه می خواست با حداقل امکانات موجود به عمق دشمن رفته و عملیات را اجرا نمایند .این نشان دهنده این است که رزمندگان اسلام چقدر پیرو سرورشان ابا عبدالله الحسین هستند که با این سختی این مسافت را طی کردند تا زمانی که بیست روز بعد از عملیات آن پل وصل شد. راه ارتباطی زمینی پیاده رزمندگان اسلام از آن راه و عده ای هم با هلی کوپتر و سلاحهای سبک و ایمان قوی تدارک می شوند و به منطقه می روند در مقابل عراقی که نیروهای زرهی خود که به صورت بیست وچهار ساعته حمله ور بود با تمام امکانات،از قبیل داشتن جاده و آشنایی با مناطق خودش ، با ایمان قوی و روحیه حسین گونه به منظور انجام تکلیف الهی خود در این مدت در مقابل آنها ایستادند و جنگ کردند و چه بسا حسین گونه شهید شدند. ولی مصمم در مقابل آنها ایستادند و پیروزیهایی به دست آوردند. به خاطر اسلام دفاع کردند تا این که پل دوازده کیلومتری را وصل کردند که در دنیا بی سابقه بود و ارتباط زمینی بین ایران و جزایر مجنون برقرار شد .
به عنوان فرمانده لشگر عاشورا یک خاطره شیرین از این جنگ در ذهن شما که به عنوان نمونه ای از خاطرات است بیان فرمایید ؟
البته در تمام عملیات ها اینطور است ولی به دلیل این که ارتباط زمینی این نیروها در این عملیات بریده بود . تمام آن شبها و روزها و جنگ ها سرتاسر خاطره بود . در جایی که هیچ گونه ارتباط انسانی نباشد و حتی راهی برای انتقال مجروحان نباشد و انتقال مهمات راه نباشد و آتش توپخانه و امثال آنها هم مرتب بود . بدون این ها، جنگ کردن یک خاطره ای در قلب تاریخ است.این که انسانها در مقابل دشمنی که با تمام قوا در مقابل ما ایستاده بود جنگیدند. چون دشمن پی برده بود این عملیات حمله اصلی جمهوری اسلامی است و در نتیجه تمام نیروهایش را در شمال عراق تا خود منطقه شرق بصره در عرض چهل وهشت ساعت به این جبهه رسانده بود و دلیلش هم اسرایی بود که در هر پاتک و حمله های شبانه رزمندگان اسلام گرفته می شد.
در بازجویی ها معلوم می شد که تیپ و لشگرهای مختلف از جبهه های بصره به منطقه عملیات والفجر چهار منتقل شده بودند . لحظه لحظه های عملیات مخصوص دفاع رزمندگان اسلام که دشمن با تمام قدرت به ما حمله ور بود ،تا تمام این جزایر از نیروهای اسلام بگیرد ، همه خاطره بود . پایداری این رزمندگان و عنایت الهی بود که دشمنی که تمام قوای خود را جمع کرده بود هیچ کاری از دستش برنمی آمد . خیلی ساده بود که دشمن بدون انجام دادن هیچ گونه حرکات پیچیده، ما را به زحمت بیندازد و ما متعجب می شویم که چرا دشمن از نقاط ضعف ما ( به دلیل کمبود امکانات ) بر علیه ما استفاده نمی کند .
و به نظر می رسید که یقیناً خداوند متعال صحنه هایی به چشم آنها می آورد که از نقاط ضعف ما نمی توانستند استفاده کنند و ما بدون این که به زحمت بیفتیم منتظر شب می شدیم و در شب حمله به قلب دشمن می کردیم و نیروهایشان را تار و مار می کردیم و قادر نبودند که در روز کاری انجام بدهند و زمانی که فرمانده ها فشار زیادی می آوردند و به ما نزدیک می شدند ،درگیریهای تن به تن را شروع می کردند. بعد از این که می مردند یا اسیر می شدند مظلومانه برمی گشتند و فرار می کردند. تمام اینها خاطراتی بود که دراین چند روز که جنگ شروع شد تا به ما امکانات برسد و خاکریزها را آماده کنیم و تثبیت بشویم. تمام این صحنه هایی بودکه یادآور صحنه های عاشورای حسینی بود و بعضی از برادرها با این که هیچ گونه امکانات مادی دریافت نکردند، ایستادگی کردند. چون فرمان امام بود که جنگ کنید و یک قدم عقب نروید و ماندند و با سرنیزه هایشان جنگیدند و عاقبت شهید شدند و خیلی از برادران و فرمانده های ما و نیروهای ما عموماً این گونه شهید شدند که تا آخرین نفس در آنجا ایستادگی کردند تا عاقبت شهید شدند .
درست است که این شهید برادر من بود. منتها تنها این برادر من نبود. بلکه تمام برادران پاسدار و بسیجی که در این عملیات شرکت داشتند و به درجه شهادت رسیدند همه برادران بزرگی بودند. مثلاً برادر مرتضی یاغچیان معاون لشگر و سایر برادرانمان که به شهادت رسیدند. واقعاً حماسه سازان مخلص این عملیات بودند. بخصوص دو گردان که یکی گردان امام حسین و دیگری گردان حضرت علی اکبر، که واقعاً مأموریت شهادت داشتند با علم اینکه بیست کیلومتر به قلب دشمن می روند چه بسا در قلب دشمن برای آنها صحنه هایی روی داد از قبیل این که نیروهایی که بر روی تانکها در جاده ها بودند را تار و مار کردند و حماسه آفریدند که این کار از نیروی انسانی خارج بود. مگر این که تربیت شده مکتب اسلام و سربازان امام زمان و امام امت باشند که آگاهانه و عاشقانه یک مأموریتی انجام دهند که شهادت حتمی بود و برای این که اسلام حماسه بیافریند، قبول می کردند و برای اینکه باپیروزی اسلام ضربات سنگینی به دشمن وارد کنند و در این عملیات تمام برادران ما حماسه ساز بودند. چه این دو سردار رشید ما که معلولین لشگر عاشورا همپای برادران بسیجیشان تا آخرین نفس در آن مراکزی که از لحاظ نظامی برای ما حیاتی بود مقاومت کردند. با نارنجک و سرنیزه جنگیدند و عاقبت هم خونشان با برادران بسیجی آمیخته شد و جنازه هایشان هم پیش هم ماند و قدمی عقب نیامدند و ثابت کردند سربازان واقعی امام حسین و عاشقان واقعی راه امام حسین هستند و این افتخار بزرگی برای ملت ایران و خانواده شهدا و مفقودین است که سربازانی این گونه تربیت کردند که در این راه که راه کسب فیض و معنویت و توشه آخرت برای امت مسلمان است قدم نهادند . برای این خانواده ها افتخار است که این گونه فرزندانشان به درجات رشد و تعالی رسیدند که عاشقانه و عالمانه شهادت را قبول کردند و شهادت راهی گرامی و عزیز و والا برای مسلمین است.
چگونه ما شیعیان حضرت علی و امام حسین، اولاد عزیز پیامبر و حضرت علی که این راه را رفته و با خون خود در تاریخ اسلام این راه را برای ما ترسیم کرده است و خداوند متعال بزرگترین پاداش هایش را برای اینها مختص کرده و شهدا را با پیامبران محشور کرده و در کنار آنها چقدر ارج و احترام برایشان نهاده. حتی برای خانواده شهدا و مفقودین و برادرانی که زخمی می شوند یا به دلایلی اسیر می شوند. عملیات وسیع بود و در قلب دشمن و نیاز بود که رزمندگان از خود رشادت نشان می دادند و نیاز بود که با روحیه حسین وار و شهادت طلبانه وارد صحنه شوند و این یک عملیاتی بود که رزمندگان اسلام آگاهانه و عاشقانه به خاطر امام حسین و امام امت تمام زحمات را قبول کردند و وارد صحنه شدند. بدانند که اینها آگاهانه و عاشقانه وارد این صحنه شدند و عاشقانه هم شهید شدند . نمی دانم که دوربین ها این صحنه ها را نشان می دهند ولی آن صحنه هایی که اینان موقعی که خون از بدنشان خارج می شد عشق می کردند.این برادر مرتضی یاغچیان سه دفعه در عملیات مجروح شد. در حالی که در سه جا و سه بار مجروح شده بود در صحنه عملیات باقی ماند و عاقبت هم شهید شد. جراحتهایی که توانش را گرفته بودند و قادر نبود مثل زمانی که سالم بود در صحنه فعالیت کند و هرچقدر به او اصرار می کردیم به خاطر زخمهایش در پا و دست و پشتش و سرش که از چهار جا زخمی شده بود به عقب بیاید و مداوا کند قبول نمی کرد و می گفت من باید بمانم و این سنگر را حفظ کنم چون که بعد از این که شهید حمید در آن مکان شهید شد برادر مرتضی رفت و جای آنرا گرفت و گفت من باید آنجا را حفظ کنم چه این فرماندهان و چه این بسیجیان همه شان عشق به شهادت به اندازه ای در قیافه هایشان نمایان بود که حاضر نبودند اگر شهید نشدند به عقب بازگردند و از این لحاظ هم خداوند متعال لطف و عنایت کرد که در مقابل آن فشارها و آتش دشمن که حداقل در آن چند روز ما بنا به فرمایش حضرت آیت الله خامنه ای بیش از یک میلیون توپ از طرف دشمن بر آن جزایر شلیک شد، بجز صف آرایی صدها هزار تانک در مقابل ما در حالی که ما یک عدد تانک هم نداشتیم. فقط عاشقان شهادت.
ما با آرپی چی هایی که با برد کمتر ازدویست الی سیصد متر. در مقابل آن تانکها یعنی موجی از تانکها در دویست وپنجاه متری. نیروهای انسانی مسلح به آرپی چی روزهای متمادی با آنها مقابله کردند و با آمدن شب همه آنها آماده حمله به دشمن به صورت داوطلبانه می شدند. با وجودی که میدانستند اگر بروند و شهید بشوند چه بسا جنازه هایشان هم در آن مکان باقی خواهد ماند و اگر زخمی بشوند شاید دوستانشان نخواهند توانست آنها را منتقل کنند. ولی کیلومترها به قلب دشمن می رفتند و به مراکز حساس دشمن و فرماندهی دشمن حمله ور می شدند. چرا که دشمن تمام نیروی خود را جمع کرده بود. هرچقدر که توان داشت.
واقعاً این برادرانی که شهید شدند سرور و برادر ما هستند و خانواده هایشان بدانند چون ما قادر نبودیم که این صحنه ها را نشان دهیم و یا قادر نبودیم که در آن لحظه پیام آنها را و قیافه هایشان را نشان بدهیم ولی بدانند که عین واقعیت است که خدمتشان عرض می کنم و آن شور شهادت و عشقی که در صحنه وجود داشت و صحنه هایی که ایمان در مقابل کفر صف آرایی و قدرت نمایی می کرد، آن زمانی که انسان با کمترین امکانات ولی با ایمان قوی در مقابل دشمن بی ایمان ولی با حداکثر امکانات. هواپیماها لحظه به لحظه در هوا مانور میدهند. تانک ها صف آرایی می کنند .صدها هزار تانک پر از نیروهای پیاده و در طرف دیگر نیروهای اسلام، با کمترین امکانات ولی با ایمان قوی تحمل می کنند و صبر می کنند تا دشمن بیاید و حمله ور شوند به آنها و جنگ تن به تن می کنند و عاقبت در این دنیا که هیچ، اما پیروزی در هر حال با رزمندگان اسلام است. افتخار باشد بر خانواده شهدا و خانواده مفقودین و اسرا که این گونه برادرها و اولادهایی تربیت کردند و این ها بودند که در این عملیات افتخار آفریدند. مثل خانواده شهید آذرآبادی که یک برادرشان قبلاً شهید شده بود در عملیات والفجر چهارو دو برادرشان با هم در این عملیات شهید شدند و چون در قلب دشمن شهید شدند جنازه هایشان هم در آنجا ماند و واقعاً این خانواده ها از افتخارات اسلام هستند.
اینها رهروان واقعی امام حسین هستند چون که امام حسین هم خود و اولاد شش ماهه اش و بهترین اصحابش و خانواده اش در مقابل چشمانش شهید شدند و روزها روی خاک ماندند و به این شکل به شهادت رسیدند و بدانید که این سرنوشتی که برای امت پیرو امام حسین است همان راه است و امام امت هم فرمودند که ما در این جنگ مثل امام حسین وارد شده ایم ، و مثل امام حسین هم باید به شهادت برسیم و بدانند که اولاد آنها گرچه مثل روزهای اول شاید تحملش سخت باشد ولی مطمئناً بدانند و می دانند که جوانهایشان را به بهترین راه هدیه کرده اند و در همه حال برایشان افتخار است اگر واقعاً در حماسه هایی که اینها آفریدند و کارهایی که کرده اند و حالتهایی که در صحنه های نبرد داشتند و ما قادر بودیم آنها را بیان کنیم ، بیشتر می فهمیدند که آنها چقدر نزد خدا اجر و قرب دارند. به خاطر فرزندانی که به این شکل تربیت کرده اند برای اسلام .
به غیر از این قضیه که سازمان ملل نمایندگانی به ایران اعزام کرد، اگر تاکتیک سیاسی نباشد، یک قطره از هزاران واقعیت را به صورت علنی اعتراف کردند، که صدام صهیونیستی در ایران از بمب های شیمیایی استفاده کرده و از یک طرف دیگر بعد از پیروزی عملیات خیبر، صدام استفاده از بمب های شیمیایی را به اوج رساند. شما به عنوان فرمانده لشگر توضیح بدهید که علت این که از بمب های شیمیایی استفاده کرد تا نیروها را سرکوب کند چه بود و به طور کلی موقعیت جنگ در امروز به چه حالتی است ؟
دشمن قدم به قدم جلو می آمد. آنجا که احساس میکرد که نمی تواند حرکت کند و جلو بیاید ، می ایستاد آن سلاحهایی که در آخر می توانست استفاده کند را به کار می گرفت . در روزهای اول نیروهای پیاده و زرهی و آتش توپخانه و هوانیروز که پشتیبانی می شدند حمله ور می گشتند، دید نمی تواند کاری پیش ببرد . از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و اول نمیخواست اعلام کند چون استفاده از این سلاحها نشانه ضعف دشمن در جبهه های رویاروی می باشد . چون درست کردن و پرتاب کردن آنها کار هر کس می تواند باشد و خیلی هم راحت است. ولی آخر معترف شد و فرمانده سپاه سوم آن اعتراف کرد که ما از نفوذ این رزمنده ها به پشت نیروهایمان می ترسیدیم و اگر این نفوذها باشد و ادامه هم پیدا کند ما تماماًاز این سلاحها استفاده خواهیم کرد .
این آخرین حربه های دشمن بود که الحمدالله نتیجه ای هم ندارد . بی ثمر بود نه از آن جهت که به ما صدمه وارد نکرد و شهیدهایی ندادیم. ولی با لطف خداوند بی ثمر و بی نتیجه بود . بی ثمر بودند از این جهت که مانع ادامه جنگ رزمندگان ما در جبهه ها نشد . به خاطر این سلاحها رزمندگان ما جبهه ها را خالی نکردند و نه این که این سلاحها مانع ادامه جنگ خواهند شد . از این لحاظ هست که این سلاحها بی اثر بودند و رزمندگان اسلام با تمام قدرتشان امروز در جبهه ها آماده هستند . و بنا به فرمان امام امت و تکلیفی که بر گردنشان است، انشاالله این جنگ را ادامه خواهند داد و امیدواریم که عنایت خداوند متعال این باشد که پیروزی زود به نتیجه برسد. ولی این لطف خداست، زود، به این جهت که خانواده شهدا منتظر زیارت هستند و انشاالله که خداوند ندای قلبی شان را زود جواب بدهد . متشکرم و انشاالله که به زودی همگی به اتفاق امام امت و همراه خانواده شهدا به زیارت کربلا نائل بیاییم .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



