
به گزارش اروم نیوز به نقل از شیز، بر طبق رسم و عادت دیرینه شیعیان با نزدیک شدن به اربعین حسینی(ع) جمعیت زیادی از سراسر جهان به سوی کربلای معلی با پای پیاده طی مسیر میکنند و هر ساله در اربعین حسینی شاهد برپایی تجمعات میلیونی و عزاداری زائران در کربلا هستیم.
هرچند که آمار رسمی مقامات عراقی عدد ۲۰ میلیون را نشان داد اما می توان گفت که بیش از ۲۰ میلیون عزادار در اربعین شرکت کرده بودند، امسال با وجود اینکه کشور عراق درگیر جنگ با داعش بود اما نه تنها تعداد زائرین کربلا کمتر نشد، بلکه چند میلیون نیز بر تعداد زوار افزوده شد.
تعدادی از شهروندان تکابی نیز در راهپیمایی عظمیم اربعین امسال شرکت کرده بودند.
حجت الاسلام کاظم گلناری یکی از شهروندان تکاب که همراه دوستان خود با پای پیاده از تکاب تا کربلا را پیمودند و در اربعین امسال در کربلا حضور داشت، در گفتگو با خبرنگار شیز به شرح سفر پیاده خود به کربلا پرداخت.
شیز به منظور درک بهتر فضای این سفر معنوی، متن دلنوشته این زائر را بدون کم و کاست منتشر میکند.

عشق را معنی کردن، کار قلم نیست عشق را باید دید و لمس کرد ، …
عشقی به وسعت ارادت خادمان موکب ها که هر چه داشتند و می توانستند مهیا کنند
در طبق اخلاص می گذاشتند،جوراب زائرها را با افتخار می شستندو بهترین پذیرایی ها را تقدیم می کردند
زن ومرد،کوچک وبزرگ زندگی روزمره خود را رها کرده بودند و تمام وقت مشغول خدمت به زوار
أباعبدالله علیه السلام بودند.
از کجا شروع کنم،از پذیرایی و خدمت کردن دختر بچه موصلی که با توجه به اینکه خودش و خانواده اش آواره شده بودندو توسط تکفیریها از شهرشان رانده شده بودند

ولی ای کاش بودی ومی دیدی که چگونه به زوار پیاده کربا خدمت می کرد.
از پیره زن صاحب موکب برایت بگویم که همه او رابانام أمّ جاسم می شناختند و خودش تعریف می کرد که
زائرین پیاده را وقتی دیدم که دارند می آیند و من گوشتی در خانه ندارم تا برایشان غدا تهیه کنم،
می گفت که کارد را برداشتم و پسر کوچکم را دراز کردم و به درگاه خدای متعال عرضه داشتم
بارإلها ! زوار نزدیک می شوند من در خانه گوشتی ندارم تا برایشان غذا تهیه بکنم
خدایا این پسرم را تبدیل به گوساله بکن تا سر او را ببرم و می گفت چاقو را حرکت دادم تا سرش را ببرم،
دیدم صدای در اومد و دو گوساله آوردند و…
از کودکانی برایت بگویم که برای خوشان مثل بزرگترها موکب زده بودند ولی چون پول نداشتند،فقط آب به زوار تقدیم می کردند.
بگذار از زوار برایت گوشه ای تعریف کنم ولی ای کاش بودی ومی دیدی که نوزادها در آغوش مادران زائر کربلا بودند.
می دیدی که سالخورده نیز با هزار زحمت و البته به کمک ارادتش به حضرت ارباب، پیاده راه افتاده بود ،…
در گذر چشمهایت حتما می دیدی کسانی را که معلولیت جسمی داشتند ولی اراده آهنین، آنها را از خیلی ها جلو تر انداخته بود.
زائر هایی از نجف تا کربلا ، از حله تا کربلا ، از بصره تا کربلا ، از مهران تا کربلا ، از مشهد تا کربلا و
هزاران مسیر که منتهی می شد به یک ضریح شش گوشه، به حضرت عشق ، به ارباب بی کفن ، به امام حسین علیه السلام.
خدایا زیارت أبی عبدالله علیه السلام را در دنیا وشفاعت ایشان را درآخرت نصیب همه ما بگردان. « آمین»
کاروان تکاب ، تا بهشت رفت وبه سلامتی برگشت باکوله باری از گفتنی ها ،خاطراتی از مسیر ۱۰۰۰ کیلومتری ، از ۳۵ روز پیاده روی و کلی داستان و کرامات که از أبی عبدالله علیه السلام دیده اند.
انشاالله که أربعین سال بعد لیاقت داشته باشم که دوباره (البته همراه با شما) راهی بهشت شوم.








