وقتی این لیست و این اسامی در پیش چشمان قلم زنان فعال و قدیمی یا به اصطلاح پیشکسوت این عرصه شروع به رقاصی می کنند آنچه که به ذهن می آید نبود یک متولی صحیح در استان و یا در صورت وجود قصور این متولی یا متولیان در آموزش و یا آسان گرفتن ورود هر کس و ناکس به این عرصه مهم و مقدس است.
این مسایل وقتی بیشتر در جامعه نمود پیدا می کندکه هر از چند گاهی خبری نادرست فضای سه میلیون نفری استان را در ابعاد هر چند متفاوت متشنج می کند و اینجاست که جایگاه و تفاوت خبرنگار در انجام رسالتش با هر کسی در میان سیاهی لشکری از خبرنگاران حاضر در مراسم و ایین های مختلف مشخص می شود.
باید به هوش بود که وقتی قلم ارزان فرخته شود و برخی ها وادر جمع خبرنگاران استان می شوند که به اصطلاح برای یک دستمال قیصریه را آتش می زنند و … برخی ها جرات می کنند تا مانند مراسم تجلیل از خبرنگاران شهرداری ارومیه به خبرنگار انگ بی سوادی بزنند و برایشان کلاس روزنامه نگاری دایر کنند.
این افراد نمی دانند که سکوت یک خبرنگار می تواند نشانه ای برای احترام به میزبان و یا هزاران مفهوم دیگر به همراه داشته باشد که همه استاد این کار هستند و نیازی به توضیح مفهوم و معنی سکوت وجود ندارد “با هر که ساز سخن باز مکن گوش شنوا چو نیست لب باز مکن”



