به گزارش ایسی سوز، یکی از زائرین اربعین که از شوط راهی زیازت کربلا شده بود می گفت: در مسیر حرکت و پیاده روی بین نجف تا کربلا، شب فرا رسید و ما خیلی خسته شده بودیم، یکی از اهالی عراق ما را با اصرار زیاد مهمان خانه خود کرد، خانه او خیلی بزرگ نبود اما استقبال گرمی را انجام داد و خانواده خود را در اتاق کوچکی که در طبقه دوم بود جای داد و بساط حمام را آماده کرد تا دوش بگیریم، بچه ها که نوبتی به حمام می رفتند جلو حمام نشسته بود و در دستش لباس های تازه ای بود که می گفت از اینها استفاده کنید دوش گرفتن بچه ها خیلی طول کشید و شب از نصف گذشته بود، بالاخره دوش گرفتن بچه ها تمام شد و همه بچه ها خوابیدند من که از این همه خدمت متحیر شده بودم در حالت داز کش به او نگاه می کردم که روی یک سکو نشسته و به بچه ها که در خواب بودند خیره شده بود.
تازه می خواستم بخوابم که صدای آه و ناله بلند شد، همه از خواب بیدار شدیم یکی از بچه های ما بود که درد سنگ کلیه اش گرفته بود، با عجله آمد بالای سر دوست ما، گفت نگران نباشید شما بخوابید من خودم می برمش به بیمارستان، سریع دوست ما را سوار ماشین مدل بالای خودش کرد و ما هم که خسته و کوفته بودیم دوباره گرفتیم خوابیدیم، وقتی بیدار شدیم متوجه شدیم که دوستمان کنار ما خوابیده وقتی بیدار شد از او پرسیدیم دیشب چه اتفاقی افتاد؟
دوستمان گفت دیشب رفتیم بیمارستان نجف وقتی رسیدیم به پرستارها گفت که این آقا از زائرین امام حسین (ع) است آنها هم هر کاری که از دستشان بر می آمد کوتاهی نکردند تا این که بعد از معاینه و تجویز دارو، مرخص شدم اما اجازه نداد که پول بیمارستان را حساب کنم و خودش تمام و کمال هزینه را پرداخت کرد.
انتهای پیام/



