
به گزارش اروم نیوز، درخصوص وضعیت فعلی و عواملی که این نگین شمال غرب کشوررا به وضعیت مرگ فعلی رسانده است، موارد متعددی را می توان ذکر کرد ولی بنظرم اگر یکی از عوامل خشک شدن و از بین رفتن این دریاچه عوامل متعدد طبیعی و… باشد، مورد مهم این قضیه بعد انسانی است که نقشی بسیار چشمگیر تر دارد.
اگر مدیران استانی و شهری حوزه این دریاچه در زمان های گذشته نسبت به دغدغه ها و نگرانی های دلسوزان و علاقمندان برخوردی منطقی و مناسب داشتند و نسبت به از بین بردن عوامل خشکی این دریاچه ارومیه و اصلاح شیوه های نادرست قبلی اقدام می کردند حال شاید وضعیت نامناسب امروزی نبودیم.
دریاچه ای که روزگاری مورد استفاده اهالی این منطقه بود و نقشی مهم در پویایی و آبادانی و توسعه داشت، الان به مثابه یک عامل مهم برای انواع بیماری ها و ناملایمات محیط زیستی و اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی و… تبدیل شده و هنوز هم عده ای از مدیران و مسوولین خشک شدن این دریاچه را باور ندارند و تنها عاملی که می تواند از خود رفع تکلیف کرده و از مسوولیت سنگین آن شانه خالی کنند بارش ها و نزولات جوی اخیر است.
از طرفی متاسفانه شاهد هیچگونه اتحادی در خصوص یکپارچگی و همکاری استان های همجوار این دریاچه نبوده و نیستیم و نمایندگان استان های همجوار و مسوولین مربوطه برای فرار از واقعیت و رفع تکلیف مدام در حال متهم کردن استان دیگر و ایجاد مسایل حاشیه ای هستند و اگر یکپارچگی و همدلی نمایندگان استان های همجوار دریاچه وجود داشت الان شاهد دریاچه ای مرده و مظلوم نبودیم.
بنظر می رسد بقدر کافی بحث های علمی، تحقیقاتی و پژوهشی صورت گرفته و در عرض این چندسال به اندازه کافی وقت برای فاز اجرایی هدر رفته و حال زمان اجرایی نمودن برنامه های زنده سازی و احیای دریاچه و اقدامات موثر برای به حداقل رساندن عوامل موثر خشکی است.
تا چندی قبل هیچکس تکلیف خود را در قبال خشک شدن و مرگ دریاچه نمی دانست و هرکسی در خور برداشت و نظر خود، مطلبی را بیان می کرد و رفع تکلیف می کرد و یکی دیگر از اشکالات و ایرادات اساسی سال های اخیر فقدان یک طرح و راهکار اجرایی علمی و درست بوده است.
ستادی که زیر نظر کلانتری با نام ستاد احیای دریاچه در حال فعالیت است و یا کارگروه های استانی موجود باید از فاز جلسه و همایش خارج و با انتخاب روشی درست و منطقی و قابل اجرا، عملیات احیا، پیشگیری و بازدارندگی و آبرسانی را آغاز نمایند و برای احیا و جان بخشیدن به این دریاچه یک همت و اراده ملی و منطقه ای لازم است.
متاسفانه باید عنوان کرد که یکی دیگر از ایرادات و موانع تحقق عملیات احیای دریاچه انتصاب افرادی است که اعتقاد و اراده ای قوی برای پیشبرد امور ستاد احیاء در سطح استانی ندارند چرا که اگر قرار بود ایشان اقدام موثر و تاثیرگذاری در این خصوص معمول دارند به اندازه کافی فرصت عمل به وظیفه در سمت های قبلی را داشتند.
اقدامات کلی و اولیه و جمع بندی تحقیقات و مطالعات تا حدود زیادی صورت پذیرفته و تنها موضوع مهم حال حاضر مدیریت و راهبری درست و مدبرانه امور مربوط به ستاد احیا می باشد و اگر یک فرد اجرایی و مقتدر و جسور مسوولیت هدایت این طرح و مسوولیت ستادهای استانی را برعهده بگیرد مطمئنا شاهد پیشرفت امور و بهبود وضعیت فعلی خواهیم بود.
در ستاد احیا و کارگروه های استانی هم باید شاهد افزایش افراد تاثیرگذار و کاردان و متخصص باشیم و بازسازی و تقویت و اصلاح ساختار و ترکیبی فعلی ستاد احیا امری ضروری می باشد که حضور اعضای شورای شهر، مدیران متعصب و امتحان پس داده شهری و… نیز می توانند نقشی مهمی در پیشرفت روند اجرایی داشته باشند.
در مجموعه مدیریت شهری و پارلمان شهری کم نیستند افرادی که می توانند نقشی مهم و تاثیرگذار در ستاد احیا داشته باشند و موجب تقویت ستاد گردند که این هم برمی گردد به بحث مدیریت جهادی و ایثارگرانه که باید مدنظر متولیان این امر قرار گیرد.
احیا و زنده سازی دریاچه ارومیه موضوعی ملی و فرا جناحی بوده و تمام گرایشات و سلایق فکری و سیاسی و اجتماعی باید بدون تعارف در کنار هم برای حل این مشکل و معضل ملی پیشقدم شوند و بیاد داشته باشیم خدای ناکرده در صورت خشکی قطعی دریاچه تبعات آن متوجه کل کشور خواهد شد و افسوس و تاثرات بعدی دردی را دوا نخواهد کرد.
بنظر می رسد اگر بصورت جدی و قاطعانه با چاه های عمیق غیرقانونی و… اطراف دریاچه ارومیه برخورد شده و از بهره برداری از این چاه ها جلوگیری بعمل آید شاهد بالا آمدن سطح دریاچه تا حدود چشمگیری خواهیم بود.
و نباید از نقش حیاتی و مهم صدا و سیمای استان های همجوار و سایر رسانه های گروهی برای ایجاد جو مناسب و فرهنگ سازی عمومی برای اجرای طرح و پشتیبانی و حمایت مردم برای تحقق اهداف ایده آل غافل شویم.
با توجه به اینکه حساسیت و اهمیت و ضرورت احیای دریاچه و بهبود وضعیت فعلی از الزامات و اولویت های حال حاضر می باشد تعدادی از نمایندگان مردم و مدیران شهری و استانی و صاحب نظران مطالبی را مطرح نمودند که می تواند بعنوان راهکار ها و ایده های عملی مدنظر متولیان امر قرار گیرد:
حبیب شیری آذر عضو شورای اسلامی شهر تبریز معتقد است: آنچه که فعلا مشخص و واضح می باشد دستور صریح رییس جمهوری بر حل مشکل دریاچه ارومیه می باشد و آنچه نا مشخص است وجود طرحی با قابلیت اجرایی از طرف عزیزانی که قبول مسوولیت کرده اند و بار سنگین این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفته اند و با سرعت کندی که مدیران حرکت می کنند، زیاد جای امیدواری نیست و باید در ساختار، ترکیب ستاد و کارگروه ها و افراد حاضر در این ستاد احیا تغییراتی صورت بگیرد تا شاید شوکی برای حرکت جدی و عملیاتی باشد.
وی با اشاره به عدم توجه و یا باور به ضرورت تسریع در اقدام احیای دریاچه ارومیه توسط متولیان امر می افزاید: چندین سال است که مطالعات و تحقیقات و پژوهشهای زیادی صورت می گیرد و همایش برگزار می کنیم ولی هنوز هم طرح واحدی برای اجرا ارائه نشده است و هنوز هم نظرات جدید و متناقض همچنان بر موضوع دریاچه سایه افکنده است و باید مشخص شود چه زمانی طرح نجات و احیای دریاچه به مرحله اجرا خواهد رسید.
کمال خوش پیمان از مدیران استان می گوید: در مورد احیای دریاچه ارومیه مطالب و بحث های متعدد و فراوانی مطرح شده، ولی خدا کند دریاچه و حوزه آبریز آن و حاشیه نشینان یعنی مردم و همچنین آب وخاک نحیف و ضعیف منطقه از طرح ها ولوایح دولت، مجلس و کارگروهها و کمیته ها بهره مند شده و اوضاع بهبود یابد.
وی می گوید: حدود بیست سال قبل آب دریا آنقدر بالا آمده و زیاد بود که تعدادی از همین اعضای ناجی دریاچه پیشنهاد زدن سد و آب بند وغیره را می دادند و اگر تاریخ را مطالعه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که حدود ۱۰۰سال قبل دریاچه بیشتر از این خشک شده بود بطوری که با پای پیاده وتوسط چارپایان از بندر رحمانلوی عجب شیرشرق دریاچه به روستای کشتیبان ارومیه غرب آن تردد می کردند و آبی نیز رویت نمی شد پس تاریخ این دریاچه درخصوص پرآبی وبالا آمدن (طغیان) و خشکی وعقب روی (فقرآب) شاهد تحولاتی شگرف بوده و به تغییر اقلیم و تغییرات آب وهوایی واکنش سختی نشان داده است.
وی معتقد است: نقش علمای دین وائمه جمعه و جماعت و کشاورزان و ساکنین محل و حوزه آبریز فراموش نشود چرا که بهترین راه کار احیای دریاچه افزایش نزولات آسمانی است که از جانب خالق بنابه درخواست و دعای مخلوق انجام می گیرد که از جانب متولیان امر از جمله ائمه جمعه تا حدودی مغفول مانده چرا نماز استسقاء (نماز طلب باران) اصلا مطرح نیست؟ چرا بررسی نمی شود علت کم آبی و فقر نزولات آسمانی چیست؟ چرا آیات قرآنی و احادیث بررسی نمی شود؟
وی می افزاید: کمیته مربوطه در وهله اول طرح نَکاشت وسپس بهکاشت برای دوسال تصویب کرد که خداوند با بارش باران و برف کافی و قابل توجه نظر مسوولین را بخودش جلب نمود که مجبور شدند برای سال ۹۳ نه کاشت را لغو کنند و سطح آب دریاچه نیز تا ۴۰ سانتی متر بالاآمده چرا خدا را فراموش کردیم و به کار شناسان دول خارجی امید داریم؟ و چرا مثل قدیمی ها با پای پیاده و سری ژولیده بزرگ وکوچک به بیابان نمی زنیم تا از خدا رحمت واسعه اش را طلب کنیم.
خوش پیمان می گوید: چرا برنامه جامع و نافع واصولی برای مصرف بهینه آب و بهره کشی مناسب از خاک اراضی ارائه نکرده ایم ودر ۱۰سال گذشته ترویج و ترغیب معروفات کشاورزی و صنعت تعطیل گشته و دست بهره بردار گرفته نشده و ر هاسازی شده و خداوند از این عمل خوشایند نبوده و براساس آیه: ان ا… لا یغیرما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
احمد بایبوردی از کار شناسان و فعالان اجتماعی و محیط زیست استان می گوید: سطح آب دریاچه نزدیک ۴۰میلی متردر اثر بارندگی های اخیر بالا آمده ولی نمک ها در حالت فوق اشباع قراردارند و وضعیت زیستی آرتمیا درحال نگران کننده ای قرار دارد که از فعالان زیست محیطی خواستاریم دراین خصوص اقدامات اجرایی لازم را برای رفع این معضل بکار گیرند و با توجه به اینکه NGOها، فعالیت های لازم را در روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه شروع کرده اند، باید کشاورزان برای رعایت اصول کشت زراعی و صرفه جوبی درمصرف آب ترغیب شوند و زراعت های پرنیاز به مصرف آب با کشت های کم نیاز به آب جایگزین شوند چرا که در باغات مشرف به حاشیه دریاچه از سمت ارومیه هدر رفت آب زیاد تر می باشد.
وی می گوید: متاسفانه اکثرا جهت وزش باد از طرف استان آذربایجان غربی به طرف شرقی صورت می گیرد و این امر از لحاظ آسیب های گردوغبار نمکی برای ساکنان منطقه شرقی مشکل سازخواهد شد.
بایبوردی یکی دیگر از مشکلات در این خصوص را بحث برداشت نمکی غیرمنطقی می داند و می گوید: باید برای استحصال صنعتی وپژوهشی نمک ها اقدام لازم صورت گیرد و باید تمام نهادهای مذهبی و ائمه جمعه شهرستان های حاشیه شرق و غرب دریاچه ارومیه نسبت به توجیه کشاورزان نسبت به افزایش کارایی مصرف و تغییر الگوی کشت اقدام نموده و با اطلاع رسانی لازم در حل مشکل موصوفی همت گمارند.
وی یکی دیگر از متهمین اصلی این وضعیت را عوامل انسانی عنوان کرده و می گوید: سدسازی های بی رویه، کاهش کارایی مصرف آب و هدردادن آب الگوی کشت غلط، میان گذر فعلی ارومیه و سهم چشمگیر اقلیم در خشک شدن دریاچه و چاه های غیر مجاز همگی از عواملی است که توسط انسان ها انجام گرفته اند.
وی می افزاید: بیست سال پیش دکتر بایبوردی که از متخصص آبیاری هستند به دکتر کلانتری درخصوص خشک شدن دریاچه هشدار داده بودند که آن موقع کسی باور نمی کرد چنین وضعیتی پیش خواهد آمد و اگر بارش و رحمت الهی نبود وضع بسیار وخیم تر از وضع موجود بود.
بایبوردی می گوید: متاسفانه شاهد بحث لج ولجبازی زیادی در این خصوص هستیم و هر شخص و گروهی به فکر منافع خودش است و هراستانی ساز خودش را می زند که در این میان وضعیت استان ما بهتر است.
وی می گوید: دیگر زمان عمل و ارایه گزارش عملکرد اجرایی است چرا که از اندیشمندان به اندازه کافی استفاده شده و الان وقت کارهای اجرایی دستگاه ها است ولی درهرحال نباید بگوییم هیچ کاری صورت نگرفته ولی سرعت کار ها کم است و آنهم نیاز به فردی قوی و پیگیر درسطح استان برای پیگیری هاست و نباید انتظار معجزه داشته باشیم.
بایبوردی با گلایه از برخی نظریه پردازان منجمله دکتر کردوانی معتقد است که نظر وی غیرعلمی و احساسی است.
وی با ابراز گلایه از برخی افرادی که مسوولیت دارند و برای این کار مناسب نیستند، می گوید: این کار تعارف بردار نیست و مرد جسور و بی تعارف می خواهد و باید کار ها با اقتدار پیش برود و به هیچ وجه با تشکیل کانون بازنشستگان نمی شود دریاچه را نجات داد و باید به نیروهای جوان و با انگیزه میدان داده شود.
بایبوردی می گوید: اعتبارات خوبی برای این طرح تصویب شده که اگر درست و بجا مصرف شود تاثیرات مثبتی خواهد گذاشت و تمام نشریات و سایت های استان باید از مسایل دریاچه حمایت کنند و متن را برحاشیه ترجیح بدهند و صداوسیمای استان نیز باید با تمام وجود وارد عرصه شود و از تجربیات دریاچه آرال دراین زمینه نیز استفاده شود.
وی با اشاره به برخی شبهات که عنوان می شود که چرا ستاد در دانشگاه شریف است، گفت: دانشگاه شریف اولین دانشگاه ایران از لحاظ علمی است و ارتباطات علمی گستره دارد و تمام دانشمندان ایران از جمله تبریز و ارومیه می توانند در آنجا باهم هماهنگ شده و مسوولیت داده و نظریه پردازی و تحلیل راه حل ها رابرعهده داشته باشند.
وی می گوید: به نظرمن اگر در ده سال آینده تمام دستگاه ها به وظیفه خود به نحو احسن از قبیل رهاسازی آب سد ها، مسدود کردن چا ه های غیرمجاز، اجرای طرح بهکاشت و انحراف رودخانه های محلی و… انجام گیرد شاهد نتایج خوبی خواهیم بود.
رضا پاک نهاد از مدیران شهرداری تبریز نیز می گوید: ۲۵ سال پیش هم مشکل بالا آمدن سطح آب دریاچه و آسیب رساندن به اراضی زیرکشت شهر ها و روستاهای اطراف را داشتیم و بصورت منحنی سینوسی خود را نشان می داد ولی ایراد کار این است که مدیران اجرایی معمولا با کارهای علمی و دانشگاهی تعارف دارند و از باب مورد خرده گیری واقع نشدن در جلسات و نشست ها وانمود می کنند که می خواهند نظرات دانشگاهی را به کار بگیرند ولی موقع عمل می روند سراغ محفوظات ذهنی خودشان و …
وی می افزاید: برای مدیریت اجرایی و عملیاتی طرح نیاز به افرادی انرژیک و توانمند داریم که با تلاش و کوشش شبانه روزی خود امور اجرایی و عملیاتی را به پیش ببرند.
عزیز علیلو از کار شناسان و صاحب نظران استان معتقد است: نکته ای که در مورد دریاچه ارومیه کمتر در عمل و حتی طرح ها پرداخته شده موضوع عملیات غیر سازه ای است دریاچه قربانی سوء رفتارهای مدیران و تصمیم گیران و بهره برداران و مانند بسیاری از منابع طبیعی و تجدیدپذیر و ناپذیر مورد جفا قرار گرفته و تغییر اقلیم و شیب منفی بارش مشکل را فقط تشدید نموده و صد افسوس نگاه کار شناسان و مسوولین فقط به پول ها و اقدامات سازه ای خیره مانده است
وی می افزاید: در جلسه حتی در کمیته فرهنگی اشاره ای هم به بهره برداری و ترویج نشده بود و یک کمیته آموزش بصورت حاشیه ای اسم برده شد موضوع اصلی و محوری در دریاچه تغییر رفتار بهره برداران و همزمان توانمندی حرفه ای و اقتصادی آن ها توام با تغییر نگرش مدیران از اقدامات صرفا سازه ای به نگرش جامع است دعایی که حداقل تاکنون محل استجابت نبوده است
سید محمود مظلومی از کار شناسان و مدیران سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان نیز می گوید: ای کاش بجای هزینه این همایش اعتبارات برای فاز عملیات اجرایی احیاء دریاچه هزینه شود و با تعصب ملی که داریم با طرح های معقول و علمی همراه با کارشناسی همه جانبه و تدابیر منطقی مسوولین ذی دخل و ذی ربط این عارضه فراملی، شاهد نتیجه خوب و ملموسی باشیم.
وی معتقد است: لازم است قبل از احیاء دریاچه، ستاد احیای دریاچه که فعلا «به احیاء نیاز دارد و باید ساختار و برخی افراد تقویت شوند و با مدیریت بی ادعا و مخلصانه فعالیت نمایند.
مظلومی می افزاید: زیرساخت ایجاد فرهنگ پیشگیری از هدررفت منابع آبی حوزه آبریز دریاچه برای ساکنین و کشاورزان و باغبانان منطقه خوب بوده و از طریق شبکه سهند و آذربایجان اگر فرهنگ سازی و آموزش شروع شده و دوام پیدا کند و به نوعی انعکاس نافذ اجتماعی این موضوع فراگیر بشود وضعیت بهتر می شود و گذشته ها گذشته و نمی شود کاری کرد و برای فردا و فردا ها و هدف آرمانی آتی دریاچه جهد و تلاش باید صورت بگیرد.
یعقوب بیرامی از کار شناسان عمرانی نیز می گوید: من معتقدم این موضوع خارج از عهده یک مجموعه کوچک مثل یک واحد از یک اداره کل باشد و یک ستاد یا کارگروه مستقل و مختص این موضوع لازم می باشد.
وی معتقد است مع الاسف بسیاری از اندیشمندان در این زمینه هم در تبریز و هم در تهران در حاشیه هستند و از نظراتشان استفاده نمی شود و برخی از دوستان معتقدند دریاچه عملا مرده است و این کار ها فایده ای ندارد ولی اگر بخواهد کاری انجام بشود باید جدی و سریع بود چون اثر منفی خشکیدن دریاچه از یک جنگ تمام عیار کمتر نیست.
وی اظهار می دارد: آیا شاهد یک طرح کامل و جامع برای ارائه به عموم و با تایید مراکز علمی بین المللی تابحال بوده ایم؟
بیرامی می گوید: بنده معتقدم مراکز علمی داخلی و خارجی حتما باید همه طرح ها را بررسی و تحلیل کنند وگرنه میانگذر دریاچه را هم اندیشمندان داخلی طراحی کرده بودند و روند خشکیدن دریاچه یک پروسه طولانی مدت بوده و فوری دنبال کار اجرایی رفتن یعنی کار تبلیغاتی کردن ولی البته موارد اوژانسی است که باید سریع عمل کرد مثلا در خصوص اصلاح نوع کشت و عدم صدور محوز برای کارخانجات پر مصرف و…
وی می افزاید: ضمن احترام به مدیر اجرایی طرح در استان اگر ایشان می توانست کاری بکند همان زمانی که معاون استاندار بود حتما انجام می داد و این مسوولیت ها نباید به سان برخی موارد از روی رفاقت و سهم و… واگذار شود.
حسین قربانی از خبرنگاران و عکاسان استان نیز معتقد است: مشکل ما در خصوص دریاچه ارومیه این نیست که چه چیزی خوب است یا بد، درست بودن و نبودن و سازگاری و سازگارنبودن را باید بطور شفاف و مشخص سپرد به کار شناس فنی و مربوطه اش، آنچه بر زمین مانده و مشکل اصلی بوده و مورد اعتراض همه می باشد، جمع کردن دلسوزان و عاشقان کار در این حوزه می باشد، پس باید ستاد ها و گروه ها و… باید به مدیریت واقعی تشکلهای مردم نهاد سپرده شود نه به افرادی که صرفا در راس سازمان های مربوطه هستند.
وی می گوید: خیلی طرح ها و موارد طرح شده نه بطور شفاف رد شده نه تایید و اینکه الان ستاد همیشه با آزمون خطا حرکت می کند مطمئنا نتبجه نخواهد داشت و در حال حاضر هیچ اسناد مکتوب قابل قبول و علمی و اجرائی خوبی در این راستا موجود نیست و اگر هست باید به نحو مطلوب و شفاف ارائه شود و بزرگ ترین مشکل تشکل های مردمی و خود مردم این بوده که تا به حال اطلاعات کافی و لازم از وضعیت فعلی دریاچه در دسترس نیست.
قربانی می افزاید: اطلاع رسانی کافی، پاشنه آشیل امور مربوط به ستاد و کارگروه های استانی است و باید به حد کافی از پیشرفت کار ها ارائه گزارش صورت گرفته و از نقش مردم ودلسوزان این امر بهره برده شود.
بابک آستن از فعالان اجتماعی هم می گوید: متاسفانه علی رغم اعلام مسوولان مبنی بر عدم اجازه به بهره-برداران نمک دریاچه، برداشت نمک در این دریاچه به پیمانکاران خصوصی واگذار شده و برداشت می کنند.
وی با اشاره به استفاده نمک دریاچه در شهر ها می گوید: نمک ها استاندارد لازم را ندارند و برای استفاده در شهر، پدر آسفالت را درمی آورند وبعد از مدتی کوتاه آسفالت باید ترمیم شود و باید از راهکارهایی همچون کشور آلمان که در آن از ماشین هایی که برف را جمع کرده و تبخیر می کنند استفاده شود.
وی با اشاره به عدم موفقیت آمیز بودن طرح بارور کردن ابر ها اشاره داشته و می گوید: طرح بارورسازی ابر ها انجام شده و شکست خورده، چون زمانیکه ابر ها را بارور کردند وزش باد ابر ها را به سمت روسیه برد و آن ها بهره لازم را بردند.
اصغر خلیل پور از فعالان اجنماعی، فرهنگی استان نیز می گوید: خوشبختانه برنامه های راهبردی برای نجات دریاچه تهیه شده و دولت با لطف خدا تمام تلاش خود را می کند علی الخصوص در موضوع رفتار شناسی موارد مشابه در دنیا اقداماتی در حال انجام است و طرحهایی از سوی کشورهای مختلف ارایه شده است از جمله چین ژاپن و روسیه و در حال بررسی است، کمیته های ۲۰گانه در حوزه های مختلف فعال هستند و نهضت بزرگ علمی آغاز شده و حضور مردم در صحنه قوت قلب اعضای ستاد است و طبیعی است که کار ها به آرامی پیش خواهد رفت و البته طرح مخالف و موافقینی دارد و منفعت طلبان سیاسی و اقتصادی در کمین هستند، اما خدا کمک خواهد کرد تا مشکلات حل شود.
وی می گوید: با وجود اختلاف در میان متخصصین امر، از میان هر یک از طرح ها می شود خروجی ارزنده ای حاصل کرد و باید تمام نظرات موافق و مخالف مورد بررسی قرار گیرند و مطالعات تطبیقی در مسائل رفتار شناسی یکی از راهکارهاست.
وی با اشاره به نظریه دکتر آق می گوید: یکی از مطالب اساسی دکتر آق مخالفت با انتقال آب دریاچه خزر به دریاچه اورمیه است و وی معتقد است: انتقال آب از خزر نه تنها هیچ کمکی به احیای دریاچه نخواهد کرد بلکه وضعیت را خیلی بد تر نیز خواهد نمود، چون انتقال سالانه ۳ میلیارد متر مکعب آب خزر، حدود ۳۹میلیارد کیلو نمک اضافی نیز وارد دریاچه خواهد کرد و یکی دیگر از پیشنهادات دکتر آق برای احیای دریاچه ارومیه این است که می گوید: چاره ای نداریم جز اینکه مجددا نمک های کف دریاچه خصوصا در مناطق عمیق را حل کنیم و حجم آب را نسبت به سطح افزایش دهیم و این تنها راهکار طبیعی و منطقی برای کاهش تبخیر و شروع عملیات احیاست و در این طرح دریاچه اورمیه با احداث یک دیوار موقت پلی اتیلنی در زیر پل شهید کلانتری به دو نیم کامل تقسیم می شود و کل آب ورودی به یک نیمه منتقل می شود و با توجه به برنامه هایی که در خصوص صرفه جویی در مصرف آب و انتقال مقادیر بیشتر آب از طریق رودخانه ها توسط دولت تصویب شده، اجرای این طرح می تواند حداکثر طی سه سال نیمی از دریاچه را احیا نماید، بطوریکه روی نمک های رسوب یافته بطور کامل با آب پوشیده شود و خطربروز طوفان ریزگردهای نمک از یک نیمه بطور کامل برطرف گردد و سپس در مرحله دوم احیای نیمه بعدی در دستورکار قرار خواهد گرفت.
خلیل پور می افزاید: اگر بحث مدیریت شود که بر اساس دستور و ضرورت ها و اولویت ها پیش برویم سریع به نتیجه می رسیم ولی پراکندگی در بحث قدرت مانورمان را کاهش خواهد داد چرا که در مباحث همه دلسوزیم و نگرانی ها و راهکار ها را ارایه خواهیم کرد یا به شکل علمی فنی تکنیکی کاربردی عملیاتی یا فرهنگی و اجتماعی و اقصادی، در هر حال موافق و مخالف همه در یک کشتی نشسته ایم.
وی می گوید: بنظر اینجانب تاسیس بانک ایده مناسب است تا با ثبت مالکیت معنوی ایده ها اجازه داشته باشند تمام خلاقان ذهنی وارد شوند و ایده هایشان را ثبت کنند و تمام علاقمندان باید وارد بشوند و نقش ایفا کنند و منطقه شمال غرب کشور باید سریعا درگیر موضوع شوند تا قدرتی فوق قدرت فعلی ایجاد شود تا از همان مسیر اقدامات اساسی صورت گیرد.
وی اظهار می دارد: الان یکی از موضوعات مهم تحرک بخشی به فعالیت ها و اقدامات ستاد و مدیران و مسئولان دست اندرکار در کشور و منطقه شمالغرب کشور است و قدرت آفرینی از محل NGOها است چرا که قدرت مردم کم قدرتی نیست و تا مردم وارد نشوند و نخواهند و عمیقا درگیر موضوع نشوند، محتمل شاهد قصورات خواهیم بود.
خلیل پور در پایان می گوید: تشکیل مجمع مشترک میان مدیران دستگاههای مرتبط با موضوع در منطقه شمالغرب، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی (منطقه شمالغرب کشور)، استانداران منطقه شمالغرب کشور، مدیران عامل شرکتهای آب منطقه ای شمالغرب کشور، مدیران کل سازمانهای جهاد کشاورزی منطقه شمالغرب کشور و… که این مجمع موظف است با برگزاری مرتب جلسات مشترک به بررسی وضعیت بپردازند و بهترین همکاری را بطور مشترک در استان های خود آغاز نمایند.
مجید رحمانی از فعالان محیط زیست و عضو کمیته مردم نهاد شورای استانی احیای دریاچه ارومیه معتقد است: دو سال آتی لحظات مهم و حیاتی برای نجات نگین آذربایجان یعنی دریاچه ارومیه می باشد و نقش تک تک مردم و لحظه لحظه ایام در احیا و نجات دریاچه نقشی مهم است و با هیچ بهانه ای هم رفع تکلیف از کسی قابل قبول نیست و هریک از ما موظفیم زمانی برای کمک و پیگیری مسایل دریاچه صرف کنیم چرا که در غیر اینصورت مدیون فرزندان و آیندگان خواهیم بود.
وی می گوید: اگر همه مردم وفعالان بر عملکرد ارگانهای مجری طرح احیا ناظر بوده و پیگیر امور باشیم و در صورت کم کاری متولیان مورد بازخواست قرار داده و از آن ها کار جدی بخواهیم امیدوارم نتایج خوبی حاصل گردد و چون طرح ها توسط یک گروه علمی و توانمند تهیه شده ایمان دارم امور بخوبی پیش خواهد رفت.
رحمانی می افزاید: متاسفانه بزرگ ترین معضل دریاچه ارومیه و امر احیای آن دیوار بلند بی اعتمادی بین مجریان و مردم ونهادهای مردمی است و اگر نیرویمان را برای کمک به اجرا و افزایش مشارکت و نظارت عمومی صرف کنیم خیلی موثر خواهد بود و احیای دریاچه نیاز به کار تیمی دارد و در کار تیمی هریک از حاضرین امر اول باید ایمان به هدف و روش داشته و بصورت فعالانه حضور یابیم.
وی اظهار می دارد: طرحی که دکتر آق ارایه نموده یک نکته اساسی دارد و آنهم مدیریت منابع ورودی به دریاچه است و از طرفی بحث انتقال آب از خزر از نظر ستاد کاملا منتفی است و راجع به آن بحثی وجود ندارد چرا که بحث عدم سازگاری ترکیبات است و موجب از بین رفتن دایمی دریاچه خواهد شد.
باید احیای دریاچه بصورت فازبندی شده جلو برود که یکی طرح کشاورزی پایدار با کمک دولت ژاپن است و دیگری طرح توانمندسازی زنان و فعالان مردمی برای تسریع در روند امور است و در کمیته چندین طرح آماده شده و برای اطلاع رسانی و توانمندسازی جوامع محلی بایستی کار شود و مقرر شده نشستهای منظمی برای افزایش مشارکت دوستداران دریاچه داشته باشیم.
وی معتقد است: کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات عملکردش خیلی ضعیف است و برای همین در کمیته سایتی طراحی شده تا ارتباط مردم و علاقمندان با کمیته تقویت گردد و یک نشست هم برای اصحاب رسانه خواهیم داشت تا این نقیصه برطرف شود.
رحمانی می افزاید: با اینکه به ترکیب فعلی شورای استانی اعتراض دارم ولی چاره کار حضور در صحنه بوده و باید با جایگزینی نیروهای جوان و پر انرژِی کارگروه ها و کمیته ها تقویت شوند وگرنه دریاچه که سهل است کل منطقه از بین خواهد رفت.
سونیا فکری ازکار شناسان عمرانی هم معتقد است: استفاده از ابرهای باران زا و عدم برداشت سفره های زیرزمینی جهت احیای دریاچه ارومیه از دیگر روش هایی است که می توان گفت نقشی مهم در این خصوص دارد و برای اجرایی شدن و عملیاتی کردن احیای دریاچه ارومیه باید از نیروهای کارآزموده و متخصص استفاده نمود چرا که برای هر کاری نیاز به نیروی متخصص هست و اهل فن و کاردان.
انتهای پیام/



