به گزارش اروم نیوز، در کشور عزیزمان که در آن انقلابی رخ داده که نمود فرهنگی اش بیشتر نمایان است، مباحث مربوط به تحصیل و آموزش و پرورش نیز قطعا باید توجه بیشتری شده و بر حفظ جایگاه خطیر آن تأکید شود.
مدرسه به عنوان مکانی برای تربیت نسلهای آینده یک مملکت نقشی به سزا در تعیین سرنوشت یک ملت دارند. چرا که به وسیله آنهاست دانش و دانایی در جامعه جاری و ساری شده و جهالت و ظلمت رخت بر می بندد.
مدرسه کانون تحولات کشورهاست. چرا که مدیران و مسئولان تربیت شده آنها هستند و یکی از معدود مکانهایی است که همه جامعه با آن ارتباط داشته و روزگاری از عمر خویش را در آن سپری می کنند.
اما این مربیان مسئولان و مدیران برای نسلهای آینده کیستند و آنها چه نقشی دارند؟
معلمی شغل شریفی است که قدر و منزلتش آن قدر مهم است که آن را شغل انبیا نامیده و وجهه ای معنوی و الهی به آن می دهند. جایگاه معلمان در تربیت دانش آموزانی آگاه و با دانشی پویا بی بدیل و اهمیت نقش معلمان در جامعه خدشه ناپذیر است.
اما چه می شود که در جامعه ایرانی و با آموزه های اسلامی معلمان آن طور که شایسته هستند به جایگاه خویش دست نمی یابند.
ضرورت رسیدگی به مشکلات معیشتی معلمان
یکی از مهمترین معضلات معلمان در سراسر کشور مسائل معیشتی و مالی است که سالیان درازی است با آن دست و پنجه نرم می کنند.
مسائلی که به واسطه حقوق پایین گریبانگیر آنها شده و بسیاری از معلمان مجبور به انتخاب شغلهای دوم و سوم می شوند. معلمانی که باید تمام هم و غمشان تدریس و تربیت نسلی دانا باشد.
امروزه بسیاری از معلمان با توجه به حقوق ناچیزی که از آموزش و پرورش می گیرند بعد از اتمام ساعات موظفی درسی یا به اضافه کار روی آورده و یا در بیرون از مدرسه به شغلهای دیگری مشغول می شوند.
شغلهایی که از مشاور املاکی، مغازه داری، راننده تاکسی، مسافربر شخصی، کار در کارگاهها و تولیدی ها گرفته تا کار در فروشگاههای بزرگ و داروخانه و همچنین تدریس در آموزشگاههای آزاد را شامل می شود.
تدریس در آموزشگاههای آزاد و تقویتی معضلی جدی برای سیستم آموزشی است
تدریس در آموزشگاههای آزاد تقویتی گرچه در مرحله اول کاری بدون اشکال به نظر می رسد اما در صورت رعایت نکردن قوانین و همچنین برخی مسائل می تواند معضلات جدی در بحث آموزشی به وجود آورد.
در سالهای اخیر بسیاری از والدین دانش آموزان با اظهار گلایه از اخذ شهریه های کهکشانی از طرف همین مؤسسات آموزش آزاد و تقویتی، آنها را عاملی برای کاهش انگیزه معلمان برای تدریس در مدارس می دانند.
معدود معلمانی که با تدریس در اینگونه آموزشگاهها حقوق یکماه آموزش و پروش را در عرض یک هفته و یا حتی کمتر به دست می آورند. انواع کلاسها با عناوینی همچون خصوصی، نیمه خصوصی، تضمینی، کنکوری، تست زنی و تقویتی تشکیل و هر کدان نرخ متفاوتی دارند که جیب والدین را نشانه رفته اند.
معلمانی که در اینگونه آموزشگاهها تدریس می کنند گرچه می توانند بر مشکلات بسیار اقتصادی خویش که به واسطه حقوق پایین و دارا نبودن مزایای چشم گیر در فیش حقوقی شان به وجود آمده فائق آیند اما در برخی از آنها نیز مشکلاتی به وجود می آید که کاهش انگیزه برای تدریس در مدارس و سعی در کشاندن دانش آموزان به مؤسسات آزاد خارج از مدرسه می تواند یکی از معضلات موجود به حساب آید.
بسیاری از دانش آموزان و والدینشان وقتی به سوال اینکه چرا فرزندانتان را به کلاسهای تقویتی خارج از مدرسه می فرستید جواب می دهند متفق القول بحث نمره گرفتن در درسها را عامل درجه یک و در مراحل بعدی تدریس ضعیف همان معلم که در بیرون از کلاس غوغا می کند را از دیگر عوامل برمی شمارند.
حال با چنین شرایطی که در آینده ای نه چندان دور می تواند معضلات بسیاری را در سیستم آموزشی کشور به وجود آورد، باید به فکر چاره ای بود. زیرا معلمانی که در حسرت خرید یک ماشین ارزان قیمت مانند پراید و پیکان هستند وقتی همکارشان که در مؤسسات بیرون از مدرسه تدریس می کند ماشینهای شاسی بلند سوار می شود، ناخودآگاه با کاهش انگیزه تدریس مواجه می شود که لطمات جبران ناپذیری را بر سوادآموزی می گذارد.
مسئولان آموزش و پرورش چاره ای بیاندیشند
ضروری است مسئولان آموزش و پرورش هرچه سریعتر فکری به وضعیت معیشتی معلمان بکنند. زیرا آنها چراغ علم را فروزان نگه داشته و به مثابه شمعی هستند که می سوزند و دم برنمی آورند و تنها آرزویشان پیشرفت و اعتلای کشور است.
اما آنچه که نگران کننده است وضعیتی است که در آن تدریس در مدارس آزاد تقویتی که رفته رفته ریشه دار می شوند و بر تعداد آنها افزوده می شود به حالت رقابتی بین معلمان تبدیل شده و آنها در جهت رعایت برخی مسائل مشتاق به تدریس در بیرون از مدرسه با کشاندن اختیاری( نوعی اجباری که اگر حضور نیابند نمی توانند در امتحان نمره بگیرند) دانش آموزان باشند.
آن موقع است که فاتحه سیستم آموزشی را باید خواند. همان سیستم آموزشی که مسئولان آموزش و پرورش آن را نوعی آزمایشگاه برای خود قرار داده و با تغییر مکرر آن ضرباتی را وارد بر تحصیل و آموزش وارد می کنند و در غفلت آنهاست که معلمان کشور عزیزمان در محرومیت به سر می برند، محرومیتی علنا خود را در بین این قشر زحمت کش نشان می دهد.
حقوق پایین، عدم واریز به موقع معوقات فرهنگیان، عدم واریز پاداش پایان خدمت در همان سال بازنشستگی و قسط بندی کردن آن، نبود رتبه بندی معلمان و بسیاری دیگر از مشکلات نیازمند همت جدی مسئولان آموزش و پرورش به ویژه در آذربایجان غربی است.
اسد احمدپور
انتهای پیام/



