
به گزارش اروم نیوز، آنچه پیشرو دارید زندگی نامه شهید احمد ابراهیمیان است که در کتاب از دانشگاه تا جبهه منتشر شده است.
نام: احمد
نام خانوادگی: ابراهمیان
نام پدر: قربان
تاریخ تولد: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۸
محل تولد: تسوج
مقطع تحصیلی: لیسانس
رشته تحصیلی: ریاضی کاربردی
نام دانشگاه : علم و صنعت ایران
تاریخ شهادت : ۳۰ آذر ۱۳۶۶
محل شهادت: شلمچه
عملیات: کربلای ۵
مزارشهید: گلزار شهدای سلماس
یادنامه
در سیام اردیبهشت ۱۳۴۷، در شهرستان شبستر(شهر تسوج) احمد ابراهیمیان دیده به جهان گشود، پس از سپری کردن دوران شیرین و پر جنب و جوش کودکی، رویای شیرین رفتن به مدرسه، کلاس درس، معلم و…را بارها و بار ها در ذهنش مرور میکرد که این ایام مصادف میشود با هجرت خانواده به شهر سلماس، هجرتی که در صفحات زندگی آینده اش تأثیر زیادی داشت.
احمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان فرهنگیان و راهنمایی در مدرسه طالقانی و مقطع متوسطه را در دبیرستان امیرکبیر در رشته ریاضی فیزیک با موفقیت به پایان میرساند.
او در طول سال های تحصیلی همواره جزو شاگردان موفق مدرسه بود و در حین تحصیل در مدرسه، از اعضای فعال انجمن اسلامی و بسیج دانش آموزی دبیرستان بشمار میرفت. این شاگرد درسخوان و زرنگ توانست در بزرگترین آوردگاه علم و آموزشی کشور یعنی کنکور سراسری دانشگاهها شرکت و در رشته ریاضیکاربردی دانشگاه علم و صنعت تهران (از بهترین دانشگاههای کشور) قبول میشود و با شور و شوق وصفناشدنی و با هزاران امید و آرزو برای تحصیل دانش راهی پایتخت میگردد.
پس از مدتی تحصیل در دانشگاه، به تمام آرزوهای دنیوی پشت پا زده و فراغ بال به امر رهبر خویش لبیک گفته و به عنوان دانشجوی داوطلب، در اعزام بسیجیان به میادین رزم حق علیه باطل، اعلام آمادگی کرده و به صفوف فشرده مجاهدان فی سبیلالله پیوست.
فعالیتهای صادقانهاش و نیز مهارتهایی که از خود در بین رزمندگان در مناطق عملیاتی بروز می دهد، فرماندهان را مجاب می کند با توجه به استعداد و توانایی رزمیاش، او را به دوره های فشرده تاکتیکی و رزمی اعزام نمایند. او جواب اعتماد مسئولین را به شایستگی پاسخ میدهد و با پشتکار زیاد و رشادت قابل تحسینی این دورهها را به پایان میرساند و در صف رزمآوران جبهه با روحیه عالی و بدنی ورزیده آماهی پیکار میشود.
افتخارش این بود که آگاهانه و با بصیرت کامل این راه را بر گزیده و به اعمال خودش کاملاً واقف بود و برای همین خود را وقف جبههها کرد تا در آزمون دانشگاه عشق نیز سرفراز بدرخشد!
این دانشجوی رشته ریاضی از هوش و ذکاوت درخور تحسینی برخوردار بود، عشق و علاقهاش به انقلاب و امام راحل بسیار محسوس بود و اعتقادی راسخ به ولایت فقیه داشت و در تمامی امورات زندگی سیاسی و عبادی خویش ولایی بودن را عملاً اثبات مینمود.
حضور در جبههها را وظیفه و تکلیف شرعی میدانست و هرگز لحظهای از جبههها غافل نبود، حتی اگر در مرخصی بود! مادر شهید نقل می کند:
«روزی نبود که احمد در بستر دراز بکشد ولی از رزمندگان حرفی نزند، همیشه میگفت: ما الان راحت نشستهایم و خوابیدهایم در صورتی که سربازان اسلام بر روی خاکها و در زیر رگبار مسلسلها دراز کشیدهاند و دلاورانه بر دشمن میتازند و خستگی را نمیشناسند و به هیچ چیز فکر نمیکنند مگر پیروزی میهن!».
او اعتقاد داشت: « فردای انقلاب نیاز به تخصص و تعهد دارد و همه شهدا انتظار شکوفائی انقلاب را خواهانند تا سالم و کامل به سرمنزل رسانید و به صاحب اصلی تحویل دهید. انشاءا.. ».
به راستی این دلاورمردان چگونه زیستن و چگونه مردن را از رهبران دینی خود آموخته بودند و هرگز مرگ در بستر را لایق خود نمیدانستند و مرگ سرخ را بر زندگی ننگین ترجیح میدادند.
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
عاقبت نوبت لقای او نیز رسید و این عطشناک پر شور به دریای وصل پیوست؛ در تاریخ ۲۹ اسفند ماه ۱۳۶۵ در عملیات شکوهمند کربلای۵ در منطقه عملیاتی شلمچه در درگیری با ارتش بعثی خلعت سبز شهادت بر قامت بلندش گرفت و عمر پربار و جوانمردانهاش به حماسهای جاوید پیوست که ذهن و دل و جان نسلها هرگز این شور عظیم را از یاد نخواهند برد.
پیکر پیکر پاک بیقرار شهید در گلزار شهدای سلماس نزد برادر شهیدش «محمود ابراهیمیان» قرار ابدی یافت و زیارتگاه عاشقان بیدل گشت.
خوش آن روزى که ما را سنگرى بود
هواى ما هواى دیگرى بود
خوش آن روزى که دلها یکصدا بود
خوش آن روزى که جبهه کربلا بود
خوش آن روزى که دل مىسوخت در تب
و چفیه، بوى خون مىداد هر شب
خوش آن روزى که با سر مىدویدیم
به خاک پاک جبهه مىرسیدیم
درون جبههها طوفان به پا بود
خدا در کنج سنگرهاى ما بود
انتهای پیام/



