به گزارش اروم نیوز، روز جمعه در مصلاّی ارومیه با پدری دلسوز و دلشکسته آشنا شدم که متوجه شدم پدر بسیجی شهید وحید حسین زاده است. از او خواستم تا کمی از پسرش برایمان بگوید: من ۲ پسر و ۲ دختر دارم ، وحید گل سرسبد بچه هایم بود، پسرم خیلی مودب بود هیچ وقت پیش من و مادرش با صدای بلند صحبت نمی کرد.
.
پدر شهید حسین زاده گفت: وحید هر هفته که به ماموریت میرفت پاهای مادرش را میبوسید و بعد خداحافظی می کرد تمامی دوستانش این موضوع را میدانستند و به همین خاطر او در بین دوستانش هم خیلی متفاوت بود.
از این پدر بزرگوار خواستم تا از آرزوهای شهید حسین زاده بگوید: وحید از کودکی علاقه زیادی به کشورمان ایران و دین اسلام داشت، بسیج را خیلی دوست داشت و به والیبال و فوتبال هم علاقه ی زیادی داشت، بسیار معتقد به نظام بود و با فوق دیپلم در بسیج ثبت نام کرد و گفت: دوست دارم بسیجی باشم و به بسیج خدمت کنم، بعداز ظهر ها به کلاسهای ورزشی و از آنجا به مسجد محلّه که پایگاه بسیج بود می رفت.

پدر این بسیجی شهید از مهربانی و دست و دلبازی پسرش چنین گفت: وحید پنهانی به فقرا کمک می کرد، این را بعد از شهادتش در مزار شهدا فهمیدم که دیدم ۲ خانم معلول کنار مزار وحید بودند از یکی از دوستان صمیمی اش پرسدم گفت: وحید پنهانی به آنها کمک می کرد.حقوق خود را تماما صرف کمک به فقیران و کمک به مساجد میکرد، حتی محراب مسجد امام رضا (ع) را خودش کار میکرد که قسمت نشد تمامش کند و به شهادت رسید.
از نحوه ی شهادت پسرش پرسیدم: هنگامی که از پایگاه با ۲ نفر از دیگر دوستان بسیجی اش بیرون آمده بودند تا به پایین منطقه ی عملیاتی برودند ناگهان بهمن سنگینی آمده بود که در حدود ۶ الی ۷ متر بود و این ۳ نفر را در خود مدفون کرده بود که ۲ شهید را که با وحید بودند پیدا کردند ولی پیکر وحید بعد از ۵ ماه یعنی در تاریخ ۹۳/۴/۳ پیدا شد.
_218520.jpg)
من و مادرش راضی به رضای خدا بودیم و معتقد بودیم که وحید امانت خدا در دست ما بود و حال خدای بزرگ امانتش را از ما پس گرفته است و باید شکر گزار خدا باشیم که پسرمان را لایق شهادت دانست و او را به آرزوی دیرینه اش رساند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
انتهای پیام/



