• امروز : چهارشنبه - ۲۵ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 4 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Wednesday - 16 September - 2026

نگاهی به ارتباط معنوی دارالمؤمنین با تبریز همیشه بیدار

  • کد خبر : 178648
  • ۱۹ شهریور ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

بیش از ۱۲۰ نفر از مردم مسلمان و بسیجی شهردارالمؤمنین خوی در قالب چند اتوبوس جهت شرکت در نمازجمعه شهر تبریز که به امامت آیت الله مدنی اقامه می‎شود ، عازم این شهر شدند. به گزارش اروم نیوز به نقل از آذرنــگاه ، این خبر شرح حالی از ایام قبل از ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ […]

بیش از ۱۲۰ نفر از مردم مسلمان و بسیجی شهردارالمؤمنین خوی در قالب چند اتوبوس جهت شرکت در نمازجمعه شهر تبریز که به امامت آیت الله مدنی اقامه می‎شود ، عازم این شهر شدند.

به گزارش اروم نیوز به نقل از آذرنــگاه ،

این خبر شرح حالی از ایام قبل از ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ است که شهرستان دارالمؤمنین خوی هنوز مصلایی برای اقامه نمازجمعه نداشت و مردمان مسلمان آن ، نماز را در پارک گلستان فعلی این شهر اقامه می کردند و در آن ایام بود که بیش از ۱۰۰ نفر از مردم مسلمان و بسیجی این شهر مذهبی با هزینه شخصی خود به شهر تبریز عازم می شدند تا نماز جمعه را به امامت آیت الله مدنی اقامه کنند.

مسئول بسیج مستضعفین شهرستان خوی (در سال ۱۳۶۰ ) در گفت و گو با آذرنــگاه در خصوص اعزام نمازگزاران خویی به شهر تبریز اظهار داشت: از آنجائیکه شهرستان خوی مصلایی برای اقامه نمازجمعه نداشت ، لذا مردم مسلمان اعم از کسبه بازار ، بسیجیان ولایی و اقشار مختلف مردم شهرستان خوی هر هفته در قالب چند اتوبوس آنهم با هزینه شخصی برای اقامه نمازجمعه به شهر تبریز عزیمت می کردند و در این بین افراد خیری همچون مرحوم احمد معماری (پدرخانم چند سردار رشید اسلام و پدر شهید) بودند که هزینه سفر معنوی آنهایی را که قادر به تأمین هزینه ایاب و ذهاب نبودند را تأمین می‎کرد تا جوانان بتوانند در نمازجمعه حضور یابند.

صابر طبقی جانباز و یادگار هشت سال دفاع مقدس با بیان خاطراتی از این سفرهای معنوی ادامه داد: روز جمعه ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ نیز همانند هفته های قبل ۱۲۰ نفر از بسیجیان ، پاسداران و اقشار مختلف مردم در قالب ۴ اتوبوس به شهر تبریز عازم شدیم تا در نمازجمعه تبریز که آن زمان در بازار این شهر معروف به (بازار آغزی) اقامه می‎شد شرکت کنیم.

در آن روزها ، نمازجمعه شهر تبریز در فضای باز برگزار می‎شد و آنروز نیز قبل از خطبه ها مرحوم انزابی نماینده مردم تبریز دقایقی صبحت کرد و بعد از صحبتهای وی بود که شهید آیت الله مدنی برای خواندن خطبه های نمازجمعه آمدند و به بالای جایگاهی که تعبیه شده بود رفتند و بنده نیز چون در کنار جایگاه نشسته بودم و بواسطه ارتباط قبلی که با آیت الله مدنی داشتم به محض نزدیک شدن ، ایشان جویای احوال بنده شدند و این زمان بود که یک عطری از ایشان به مشام بنده رسید و حتی امروز هم با گذشت بیش از ۳۳ سال وقتی نام مبارک ایشان را ذکر میکنم آن عطر را احساس میکنم . بنده در ادامه برای استماع خطبه ها ، در ردیف دوم صف نمازجمعه نشستم که در ردیف جلویی ما رئیس شهربانی وقت و تعداد دیگری از عزیزان نشسته بودند و در یک سمت بنده شهید سردار علی حاجی حسینلو و در سمت دیگر بنده حاج شیخ حسن هاشم زاده و سایر دوستان نیز بودند و نیروهای اعزامی از خوی و بسیجیان نیز در جمع نمازگزاران بصورت پراکنده حضور داشتند و قرار بود بعد از نماز طبق هماهنگی قبلی بعمل آمده خدمت آیت الله مدنی برسیم و ایشان برای ما و نیروهای بسیجی صحبت کنند.

در خطبه های آنروز شهید آیت الله مدنی در مورد جریانات روز و خلق مسلمان و یکسری توطئه های داخلی هشدارهایی جدی دادند و مضمون فرمایش شهید در یک جمله این بود که ” اگر تا هفته بعد فلان کارها را انجام ندهید افشاگری خواهم کرد ” که این جملاتی بود که از آخرین خطبه شهید به یادگار مانده است.

بعد از اتمام خطبه ها ، نمازجمعه به امامت آیت الله مدنی نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز اقامه شد و در ردیف جلو یک تعدادی از نیروهای شهربانی با گلهایی آویزان برگردن ، آماده اعزام به جبهه های حق علیه باطل بودند و درست جلوی جایگاه ایستاده بودند و در فاصله زمانی بین نمازجمعه و نماز عصر ، حجت الاسلام آقازاده نماینده امام (ره) در شهربانی بخاطر اعزام نیروهای شهربانی ، دقایقی در فاصله زمانی بین صلاتین سخنرانی کردند که حین صحبت وی ، برخی از مردم عادی و حتی خود شهید آیت الله مدنی نیز مشغول خواندن نماز فرادا بودند و بنده نیز گزارشی که قرار بود محضر ایشان ارائه کنم را در ذهنم مرور میکردم و در این بین صدا و سیمای تبریز نیز در حال تهیه گزارش از مردم بود که ناگهان یک نفر حدوداً ۱۹ ساله با رد کردن صف های عقبی خود را به جلو رساند و با یک حمله انتحاری ، شهید آیت الله مدنی را از پشت گرفت و زمانیکه محافظ ایشان متوجه حرکت ابن ملجم زمان شد با بیسیمی که در دست داشت به سر ملعون زد که ایشان را رها کند و آیت الله مدنی این مجاهد نستوه ، نماز خود را قطع نکردند که در همین زمان و در بین گیر و دار بود که انفجار مهیبی روی داد و شهید آیت الله مدنی بر روی زمین افتاد و تعدادی از نمازگزاران که در صف جلویی بودند زخمی و شهید شدند و بقیه نیز زیر دست و پا افتاده بودند که بنده نیز جراحت جزئی برداشتم ولی توفیق شهادت نیافتم و وقتی که روی زمین افتاده بودم متوجه شدم که قدرت تکلم ندارم و طوری روی زمین افتاده بودم که مشرف به سمت شهید آیت الله مدنی بودم و دیدم که امامه ایشان بر روی زمین افتاده و خود شهید نیز بر روی آرنج قرار گرفته و می لرزند و یکطرف بدنشان بدلیل انفجار باز شده است.

بعد از انفجار بود که عوامل منافقین چون در جاهای مختلف نمازجمعه پخش شده بودند با ایجاد عملیات روانی در بین نمازگزاران آنطور وانمود کردند که نیروهای شهربانی داخل جعبه شیرینی بمب کار گذاشته اند و این عمل باعث توهین زیادی به رئیس و نیروهای شهربانی شد.

بعد از دقایقی شهید آیت الله مدنی و زخمی ها را به مرکز پزشکی سینا در تبریز انتقال دادند که بنده نیز توسط سردار شهید علی حاجی حسینلو و پشت یک پیکان وانت سرمه ای به همان مرکز انتقال یافتم و در بیمارستان متوجه شهید شدن آیت الله مدنی شدیم.

صابر طبقی با اشاره به خاطراتی از حضور دومین شهید محراب آیت الله مدنی در جمع پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان خوی گفت: شهید آیت الله مدنی زمانی که در جمع پاسداران شهرستان خوی حضور می یافتند و آنها را کنار خود می نشاندند و وقتی به پشت شان می‎زدند ، می گفتند که شما پاسداران پاره تن من هستید و هر گاه خبر شهادت یکی از شماها را که می شنوم ، انگار که تکه ای از وجودم جدا می‎شود.

مسئول بسیج مستضعفین شهرستان خوی در خصوص حمایتهای دومین شهید محراب از بسیجیان خوی اظهار داشت: از عنایاتی که این بزرگوار به بسیج شهرستان خوی داشتند ، تأمین امکانات اولیه اعم از لباس ، پوتین و تجهیزات انفرادی برای دوره های آموزشی بسیجیان در پادگان حر خوی بود ، بطوریکه بنده موقعیکه خدمت ایشان در منزل سنتی که در منجم و در داخل یک کوچه باریک داشتند رسیدم ، متوجه صف طولانی فقرا و افرادی که به نوعی با مشکلات درگیر بودند شدم و در ادامه همین صف ایستادم و به محضر ایشان رسیدم و شهید آیت الله مدنی بر روی یک تکه کاغذ کوچکی که بریده شده از یک پاکت نامه بود ، یادداشتی به فرمانده وقت ارتش تبریز نوشتند و بنده زمانیکه این نوشته را بدست فرمانده ارتش رساندم ، وی با مشاهده این یادداشت به احترام نام آیت الله مدنی از جای خود بلند شد و نامه ایشان را بوسید و در یادداشتی دیگر دستور تحویل ۱۰۰ دست کامل لباس به همراه تجهیزات انفرادی را برای بسیجیان خوی صادر کرد ، که این لحظه هیچگاه از یادم بیرون نمی‎رود.

جمعه خونین ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ نمازجمعه تبریز ، یک تعامل معنوی بین نمازگزاران دارالمؤمنین خویی با نمازگزاران تبریز بود ، چراکه پیمودن مسافتی طولانی آنهم برای شرکت در نمازجمعه یک شهر انقلابی همچون تبریز ، بعد از انقلاب اسلامی در سطح کشور بی سابقه بود.

نمازجمعه سنگر مستحکم انقلاب است و فرهنگ نماز و شهادت در جامعه اسلامی همواره باید حفظ شود.

دومین شهید محراب آیت الله مدَنی تبریزی ، به سال ۱۲۹۲ شمسی در شهر آذر شهر به دنیا آمد ، نام پدرش میرعلی بود ، در دوران بلوغ به قم عزیمت کرد و پس از گذراندن درسهای مقدماتی حدود چهار سال به تحصیل دروس منقول در محضر امام مشغول شد ، پنج سال بعد به نجف اشرف عزیمت و تدریس و تحصیل خود را در آنجا شروع کرد. بعد از پیروزی انقلاب ، آیت الله مدنی از سوی مردم همدان به نمایندگی مجلس خبرگان انتخاب شد و بعد از شهادت آیت الله قاضی طباطبائی از سوی امام خمینی به سمت امام جمعه و نماینده امام در تبریز منصوب شد. شهید مدنی بعداز ظهر روز جمعه ، بیستم شهریور سال ۱۳۶۰ش پس از آنکه خطبه های نماز جمعه به پایان رسید در سن ۶۷ سالگی توسط منافقین به شهادت رسید.

پیام امام خمینى (ره) به مناسبت شهادت آیت الله مدنى(شهید محراب)

بسم الله الرحمن الرحیم، انالله و اناالیه راجعون با شهید نمودن یک تن دیگر از ذریه رسول الله و اولاد روحانى و جسمانى شهید بزرگ امیرالمؤمنین (ع) سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید.

سید بزرگوار و عالم عادل عالى قدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام و المسلمین شهید عظیم الشان مرحوم حاج سید اسدالله مدنى رضوان الله علیه، همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقى شقى به شهادت رسید.

اگر با به شهادت رسیدن مولاى متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنى هم آرزوى منافقان را بر آورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولى الله الاعظم طرفى بستند و به حکومت رسیدند، این گروهکهاى خائن نیز به آمال خبیث خود که سقوط حکومت اسلام و برقرارى حکومت آمریکایى است مى رسند. آنان لعنت خدا و رسول و ننگ ابدى را براى خود و اینان عذاب ابدى خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امت اسلام را براى خود و هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش به بار آوردند.

ملت بزرگ و روحانیت معظم چون صفى مرصوص ایستاده اند که هر پرچمى از دست تواناى سردارى بیفتد سردار دیگرى آن را برداشته و به میدان آید و با قدرت بیشتر در حفظ پرچم اسلامى به کوشش برخیزد.

شهید مدنى با شهادت مظلومانه خود ضد انقلاب و منافقین ضد اسلام را بکلى منزوى کرد. این چهره نورانى اسلامى عمرى را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند و از چهره هاى کم نظیرى بود که به حد و افر از علم و عمل و تقوى و تعهد و زهد و خودسازى برخوردار بود. به شهادت رساندن چنین شخصیتى به تمام معنى اسلامى همراه با تنى چند از فرزندان اسلام و یاران باوفاى انقلاب اسلامى در میعادگاه نماز جمعه و در حضور جماعت مسلمین جز عناد با اسلام و کمر بستن به محو آثار شریعت و تعطیل جمعه و جماعت مسلمین توجیهى ندارد.

اگر تا امروز براى جنایتها و شرارتهاى خود بهانه هاى بى پایه اى مى تراشیدند، در شهادت این عالم متقى که جز درباره خدمت به اسلام و مسلمانان نمى اندیشید بهانه اى جز انتقام از اسلام و ملت شریف نمى توانند بتراشند. انتقام از اسلام که آن را اساس سقوط دستگاههاى جبار و شکست ابرقدرتها در ایران و پس از آن در منطقه مى بینند و از ملت قدرتمند که پشت بر آنان نموده و کاخهاى آمال و آرزوى آنان را در هم کوبیده و تمامى آنانرا از صحنه تا ابد بیرون رانده است مى گیرند.

مردم رزمنده ایران و خصوص مردم غیرتمند آذربایجان که چنین روحانى متعهد و معلم عالى قدرى را از دست داده اند و حریف شکست خورده خود را مى شناسند، با عزمى جزم و اراده اى خلل ناپذیر انتقام خود را از آنان مى گیرند.

اینجانب، شهادت این مجاهد عزیز عظیم و یاران باوفایش را به پیشگاه اجداد طاهرینش، خصوصا بقیه الله – ارواحناله الفدا – و به ملت مجاهد ایران و اهالى غیور و شجاع آذربایجان و به حوزه هاى علمیه و به خاندان محترم این شهیدان تبریک و تسلیت میگویم. خط سرخ شهادت، خط آل محمد (ص) و على (ع) است و این افتخار ازخاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امت اسلام بر این خط سرخ شهادت و رحمت بى پایان حق تعالى بر شهیدان این خط در طول تاریخ و افتخار و سرافرازى بر فرزندان پرتوان پیروزى آفرین اسلام و شهداى راه آن و ننگ و نفرت و لعنت ابدى بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب خصوصا شیطان بزرگ آمریکاى جنایتکار که با نقشه هاى شیطانى شکست خورده خود گمان کرده ملتى را که براى خداوند متعال و اسلام بزرگ قیام نموده و هزاران شهید و معلول تقدیم نموده با این دغل بازیها مى تواند سست کند و یا از میدان به در برد.

اینان پیروان سید شهیدانند که در راه اسلام و قرآن کریم، از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربان کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیارى و زنده نمود. ارتش و سپاه و بسیج و سایر قواى مسلح نظامى و انتظامى و مردمى ما پیرو اولیایى هستند که همه چیز خود را در راه هدف و عقیده فدا نموده و براى اسلام و پیروان معظم آن شرف و افتخار آفریدند.

از خداوند تعالى عظمت اسلام و مسلمین و رحمت براى شهیدان خصوصاً شهداى اخیرمان و بالاخص شهید عزیز مدنى معظم و سلامت کامل براى مجروحین این حادثه و صبر و استقامت براى ملت بزرگ خصوصاً آذربایجانیهاى عزیز و بازماندگان شهیدان خواهانم.

سلام و درود بر همگان . والسلام على عبادلله الصالحین، روح الله الموسوى الخمینى ، ۲۱ شهریور ۱۳۶۰

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=178648

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.