
زمزمه های احتمال معرفی مجدد محمدعلی نجفی بعنوان وزیر پیشنهادی علوم به مجلس ، که قبلا از سوی بهارستان نشینان رد صلاحیت شده بود ، ابهامات فراوانی در خصوص حرکت دولت در مسیر اعتدال ایجاد کرده است .
نجفی یکی از سه وزیر پیشنهادی کابینه حسن روحانی بود که با وجودی که موافقت نیمی از مجلس را جلب کرده بود، با اختلاف یک رای از مجموع ۲۸۴ رای موفق به حضور در وزارت آموزش و پرورش نشد . بیشتر نمایندگان مخالف وی ، او را به حضور در جریان اعتراضات پس از اعلام نتایج انتخابات ۱۳۸۸ متهم کردند .
عدم رأی اعتماد به نجفی مسبوق به سابقه است و در سال ۱۳۶۳ و با تشکیل مجلس دوم ، مجلس به برخی از اعضای کابینه ، از جمله نجفی رأی اعتماد نداد .
بی تردید اصرار بر برخی دیدگاه های سیاسی نادرست از سوی نجفی مهمتریم عامل حذف او از کابینه حسن روحانی از سوی مجلس بود .
آشنایی با دیدگاه های قبل از انتخابات این عضو پیشنهادی کابینه دولت یازدهم ، ضروری است .
الف) نجفی که قبل از انتخابات خود را سخنگوی کمیته ۷ نفره اصلاح طلبان معرفی کرده بود تأکید داشت که روحانی گزینه اصلاح طلبان نیست چون در خصوص اصلاح طلبی مواضع روشن و شفافی ندارد ! وی در عین حال خاتمی را نماینده اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی را نماد جریان معتدل معرفی میکرد که پس از حذف هاشمی توسط شورای نگهبان ابتدا روی کاندیداتوری عارف سرمایه گذاری کردند اما وقتی با اقبال سرد مردم نسبت به وی روبرو شدند چاره ای جز حمایت از حسن روحانی ندیدند .
قطعا تنها موردی که باعث شد نجفی موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس نشود ، عدم موضع گیری او درباره فتنه ۸۸ بود ، در حالیکه مقام معظم رهبری به عنوان ولی فقیه بارها قضایای انتخابات ۸۸ را فتنه و سردمداران آن را فتنه گر خواندند با این حال ، وی هرگز این نظر رهبری را قبول نکرده است و علی رغم اینکه هیچ سندی مبنی بر ادعاهای خود ارائه نکردند ، حاضر به عذرخواهی از ملت هم نیستند .
همچنین دو ماه پس از سخنرانی مقام معظم رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ که اتمام حجت در خصوص ابهامات مطرح شده بود و در آن لزوم قانونگرایی و اعتماد به دستگاه های نظارتی و اجرایی همچون شورای نگهبان را یادآور شدند ، انتشار یک نامه سرگشاده سراسر توهین و افتراء خطاب به مراجع عظام تقلید در سایت خاتمی که امضای محمدعلی نجفی نیز در زیر آن خودنمایی میکرد تردیدی در مواضع غیر اصولی و ناسازگار با نظام اسلامی باقی نمیگذارد .
اصرار نجفی بر مواضع غیر منطقی سال ۸۸ و همچنین دو استعفای پی در پی او از دو پست مهم دولتی در عرض کمتر از یکسال بخوبی نشان میدهد که وی گزینه مناسبی برای تصدی چنین پستی نیست با این حساب چه اصراری وجود دارد که بار دیگر او را به منصب مهمی همچون وزارت علوم در نظر بگیرند؟ آیا قحط الرجال است ؟
ب) واقعیت آن است که با وجود اینکه نجفی ۱۶ سال وزیر آموزش و پرورش بوده اما هرگز نتوانست آنطور که باید تحول نوینی در سیستم آموزشی کشور ایجاد کند و گاها با اجرای وارونه یا ناقص برنامه های کلان این وزارت خانه باعث تضعیف هر چه بیشتر موقعیت فرهنگیان شد . با این حساب شاید بتوان گفت انتخاب وی از سوی روحانی از سر عادت بوده است .
همچنین زمانی که وی از سوی حجت الاسلام روحانی به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش معرفی شد جمعی از مدیران آموزش و پرورش که سابقه همکاری با دکتر محمدعلی نجفی را داشتند ، در نامه ای به نمایندگان مجلس با ارائه دلایلی خواستار رای منفی نمایندگان به گزینه پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش شدند . از جمله دلایلشان:
اجرای ناقص و وارونه تغییر نظام آموزشی و شکست نظام جدید متوسطه در دهه هفتاد
تضعیف و تعطیلی مراکز تربیت معلم
عدم تجانس ایشان با جنس معلمان
عدم صلاحیت حرفه ای و علمی ایشان متناسب با حوزه فعالیت آموزش وپرورش
نگرانی از به کارگیری نیروهای تحت تاثیر غرب به جای نیروهای متعهد
معترضان عقیده داشتند که تربیت معلم در زمان نجفی عملاً تعطیل شد و اکثر معاونان آقای نجفی ، خارج از سیستم آموزش و پرورش انتخاب شدند که اغلب تحصیلکرده کشورهای غربی بودند .
البته انتقادات دیگری هم در مورد نجفی مطرح است از جمله اینکه وی به تحول بنیادینی که دوره قبل انجام شد و به امور تربیتی ، خیلی اعتقاد ندارد و تعداد مربی به دانشآموز در دوره قبل از وی بسیار بهتر بود و آمارها نیز به خوبی این موضوع را نشان میدهد .
و در یک جمله ، نجفی پیش از آنکه یک چهره علمی و فرهنگی باشد یک چهره سیاسی با مشی ناسازگارانه و افراطی است .
حال وزیری که نتوانسته اعتماد مجلس برای تصدی وزارت عریض و طویل آموزش و پرورش را بدست بیاورد چگونه انتظار دارد که مجلس در خصوص تصدی پست حساس “وزارت علوم” رأی مثبت دهد؟
قطعا تجربه سال ۷۸ و تبدیل دانشگاه ها به باشگاه های سیاسی که ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی آموزشی و پژوهشی جامعه زد ، مانع از آن خواهد شد تا سیاست های مشابه دوباره تکرار شود بنابراین رئیس محترم جمهور بهتر است با پرهیز از لجبازی که همواره رئیس دولت قبل را به آن متهم میکرد گزینه معقول و با سابقه علمی و سیاسی همسو با نظام اسلامی را به مجلس معرفی کند تا دولت بتواند با تمام توان مسیر باقیمانده را طی کند .
البته کش دادن این موضوع از سوی دولت شائبه دیگری را هم در اذهان مطرح کرده است و آن اینکه ، چون دولت در اجرای سیاستهای اقتصادی خود موفقیت چندانی نداشته و افکار عمومی را مطالبه گر یافته است در صدد فرافکنی از طرق جنجال سازی است تا در سایه عدم توجه مردم و رسانه ها به مسائل و شعارهای اصلی دولت ، به دنبال راهکار جدید یا خدای نکرده اتلاف وقت باشند .
سخن آخر اینکه رئیس محترم جمهور بسیار “با تدبیرتر” از آن است که بخواهد دوباره راه رفته را طی کند که نتیجه آن چیزی جز اتلاف وقت ، اصطکاک بین قوا و از اولویت خارج شدن نیازهای اساسی مردم نیست .



