
به گزارش سرویس اجتماعی اروم نیوز؛
اعتقاد به ضرورت ازدواج، جزو یکی از شاخص های برجسته تشخیص ایمان حقیقی افراد در اسلام است. عدم رغبت نسبت به ازدواج همسان با خارج شدن از سنت پیامبر اسلام معرفی می شود و در مجموعه قابل توجهی از روایات اهل بیت(ع) نکات تامل برانگیزی نسبت به تفاوت جایگاه فرد متاهل نسبت به افراد عزب عنوان شده است.
طبق روایتی دو رکعت نماز خواندن انسان متاهل معادل عبادت انسان مجردی است که شبی را به عبادت قیام کند و روز را روزه بگیرد. از سوی دیگر ترس از فقر و آینده اقتصادی به عنوان یکی از موانعی که در زمان کنونی پیش روی جوانان آماده ازدواج قرار دارد، تفکر مذمومی است که در قرآن نسبت به آن هشدار داده شده و مردم را از این واهمه کاذب برحذر داشته است.
توجه به بایدها و نبایدهایی که در اسلام در زمینه ضرورت ازدواج مطرح است نشان می دهد که ترک این مرحله اصلی در زندگی انسان و یا ایجاد تاخیرهای سرنوشت ساز در آن می تواند متضمن آسیب های فراوان فردی و اجتماعی باشد. به طور کلی ازدواج یکی از مهمترین و شاید تنهاترین ابزاری باشد که می تواند از زن و مرد، انسان های پخته، منطقی و متوازن بسازد.
استاد شهید مطهری در این باره می گوید: «یک پختگی هست که جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس، نماز شب پیدا نمی شود. این را فقط در همین ازدواج و تشکیل خانواده باید به دست آورد.»
با وجود چنین تاثیری که از طریق ازدواج برای افراد جامعه ایجاد می شود می توان نتیجه رویگردانی از این امر ضروری و ایجاد آسیب های مرتبط با آن را متصور شد. مهمترین کارکردی که ازدواج از حیث اجتماعی برای جامعه دارد، ایجاد هسته های اصلی اجتماع یعنی خانواده است. هسته های کوچک اجتماعی که افراد از طریق آن با رفتارها و هنجارهای سازنده اجتماعی آشنا می شوند و از این تجربه برای حضور بهتر در فضای گسترده اجتماع استفاده می کنند.
حال اگر این هسته اصلی با نگاه بی تفاوت جوانان به ازدواج و یا اهمیت ندادن به خانواده هایی که شکل داده اند مورد تهدید قرار بگیرد، به همان نسبت اجتماع های بزرگتر اعم از فضای اشتغال، فضای آموزش و سایر اجتماعات دیگر نیز تحت الشعاع قرار گرفته و عملکردشان دچار اختلال خواهد شد.
استاد اصغر طاهرزاده می گوید: «وعده خداوند در آیه «جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً» که می گوید خداوند بین همسران دوستی و ایثار قرار داد، شرایطی است که خداوند طبق آیه فوق بین دو همسر ایجاد می کند. این شرایط طوری است که هر یک از آن ها دغدغه کمال دیگری را دارد و به توحیدی شدن خانواده می اندیشند. در یک خانواده سالم، اگر آدم چشمش باز باشد و به این امر دقت کند، می بیند که چه زن و چه مرد هر کدام به نوبه خود شدیدا برای استوانه خانواده دل می سوزانند و ایثار می کنند، سعی در نفی خودخواهی های خود دارند و هزاران تلاش از این نمونه.»
از جانب دیگر ایجاد سکینه روانی برای افراد، یکی دیگر از اثرات غیرقابل جایگزین ازدواج است که فاصله گرفتن از آن منجر به انحراف نیازها و غرایز جامعه می شود و به ناچار باید از مسیرهای نامناسب دیگر و یا از طریق دچار شدن به افعال حرام تامین شود. اصلاح روحیه خودرایی، خودخواهی، انانیت و زودرنجی بخش دیگری از نتایجی است که از صافی ازدواج برای مردان و زنان حاصل می شود و این خصیصه های نامناسب را در صورتی که در نهاد افراد وجود داشته باشد برطرف می سازد.
آنچه که در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل ایجاد و ترویج احساس بی تفاوتی نسبت به ضرورت ازدواج در جامعه شناخته می شود، فقدان آموزش های لازم در رابطه با اهمیت این مسئله است. پدیده عشق در فضای گفتمانی کشور چندان مورد توجه قرار نداشته است و آثار این کم توجهی را در بالا بودن نرخ طلاق می بینیم. جوانان در سیستم آموزشی کشور به صورت کاربردی با نحوه عشق ورزیدن و برقراری ارتباط با همسر آشنا نمی شوند و به همین دلیل توان مدیریت اختلافات اجتناب ناپذیر در محیط خانواده ای که تشکیل داده اند را نخواهند داشت. این معضل، نقش پر رنگی در ترساندن دیگران از ازدواج دارد به طوری که خانواده های جوانی که به دلیل نداشتن آموزش با مشکلات جدی مواجه می شوند در میان حلقه های اقوام و دوستان خویش تبدیل به یک ضد تبلیغ عینی از ازدواج می شوند. در حالی که اگر روش های حل اختلافات زناشویی در قالب برنامه های متنوع از نظام آموزش و پروش تا مجموعه های رسانه ای کشور به صورت برنامه ریزی شده در اختیار عموم قرار می گرفت، تبعات موجود نیز به مراتب کاسته می شد.
استاد طاهرزاده در این زمینه معتقد است: «زن و شوهر هر کدام به طوری خاص و شدید نسبت به زندگی احساس مسئولیت دارند. بنابراین قبل از ازدواج خانم و آقا در این حدی که دقیقا با یک نوع زندگی مشترک رو به رو باشند، رو به رو نبوده اند. حتی وقتی پدر یا مادر با فرزندشان در نهایت انس هستند این طور نیست که در منظرشان آینده ای که این ها باید از همدیگر جدا باشند را نبینند. یعنی بالاخره این فرزند بعد از مدتی دنبال زندگی جداگانه ای می رود. اما در مورد زن و شوهر چنین نیست که با حفظ رابطهی زن و شوهری تصور زندگی جدا از هم مطرح باشد. نهایتا عرض بنده این است که وقتی خانم و آقا تبدیل شدند به زن و شوهر، نوعی از زندگی و رابطه ای را در منظر خود می یابند که قبلا این نوع رابطه را نسبت به افراد دیگر تجربه نکرده اند. حال وقتی رسیدیم به این که واقعا با ازدواج یک نوع زندگی جدید محقق می شود باید بتوانیم آن را درست بشناسیم. مثل کودکی که با تولد خود وارد یک زندگی جدید می شود، با ازدواج برای زن و شوهر زندگی جدیدی به وجود می آید، و عملا وارد ساحت دیگری می شوند که قبلا در آن ساحت نبودند.»
ایجاد بی میلی نسبت به ازدواج تنها به آسیب های مرتبط با ناهنجاری های جامعه شناسی منتهی نمی شود، بلکه از حیث تاثیر این بحران بر کاهش رشد جمعیت و افزایش سنی پیری کشور در حکم یک تهدید جدی در حوزه امنیت ملی ارزیابی می شود. تهدیدی که عدم مواجهه با آن می تواند شدت آسیب پذیر بودن کشور در سال های آینده نسبت به انواع تهدیدهای بیگانگان را به صورت صعودی افزایش دهد.



