• امروز : شنبه - ۲۱ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 30 - ربيع أول - 1448
  • برابر با : Saturday - 12 September - 2026

گفت و گو با ابوالفضل فراز؛ جانباز ۳۵ درصد ارومیه ای

  • کد خبر : 169888
  • ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

ابوالفضل فراز ۱۸ساله بود که از طرف بسیج به جبهه اعزام شد،از دوران کودکی عاشق جبهه و جنگ بود که باعث شد تا با شور درصحنه نبرد حاضر شود. به گزارش سرویس دفاع اروم نیوز جانباز فرد صبوری است که با پیک نور،آزادی را برای ما به ارمغان آورد وبا شیره جان درخت انقلاب را […]

ابوالفضل فراز ۱۸ساله بود که از طرف بسیج به جبهه اعزام شد،از دوران کودکی عاشق جبهه و جنگ بود که باعث شد تا با شور درصحنه نبرد حاضر شود.

به گزارش سرویس دفاع اروم نیوز

جانباز فرد صبوری است که با پیک نور،آزادی را برای ما به ارمغان آورد وبا شیره جان درخت انقلاب را سیراب نمود،جانبازی یعنی با تمام وجود خود را تقدیم انقلاب نمودن،وبه اصول دین پایبند بودن، جانباز قناری خاموش بهار است از چشمه های صاف و پرجوش،ای یادگاران پربهای کربلا وساقیان عشق وجودتان بی بلا و اجرتان با امام حسین
ابوالفضل فراز یکی از جانبازان دفاع مقدس است که از جان خویش گذشته تا مردمان این مرزو بوم در رفاه کامل به سر برند.
در گفتگوی کوتاهی که با آقای فراز داشتیم قلبمان مالامال از احساس شد،گویا ما نیزدر آن دوران به سر می بردیم
آقای فراز از نحوه اعزامتان به جبهه برایمان توضیح دهید؟
من هیجده ساله بودم که از طرف بسیج به جبهه اعزام شدم،از دوران کودکی عاشق جبهه و جنگ بودم،واین علاقه باعث شد تا با شور درصحنه نبرد حاضر شوم،ما را عازم پیرانشهر، منطقه حاج عمران نمودند وقتی وارد منطقه شدیم حس عجیبی داشتم اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود،جون به آرزوی کودکی خویش دست یافته بودم،صدای دلنشین صلوات از ایستگاههای صلواتی به گوش می رسید،همه بچه ها کجایید ای شهیدان خدایی را با هم زمزمه می کردند،که من آن روز را هیچ وقت فراموش نمی کنم.
از حال و هوای جبهه و عملیات ها برایمان بگویید؟
حال و هوای جبهه توصیف ناپذیر است،بنده مدت هیجده ماه در جبهه حاج عمران بودم،جون کار من رانندگی بود اوقات فراغت کمی داشتم به همین سبب شبها به اتفاق کلیه گروهان در مراسم دعای کمیل و دعای توسل که در سنگر مخصوص نماز جماعت برگزار می شد شرکت می کردیم و برای سلامتی امام امت و پیروزی نهایی اسلام بر کفر ،به درگاه خدا استغاثه می کردیم. در ضمن کتابهای سودمند و مفید که معمولا از طرف عقیدتی سیاسی گردان تهیه می شد و در اختیار ما می گذاشتند، وما هم مطالعه می کردیم،کشت وگذار در محوطه گردان،جاده ها و بیابانهای اطراف،دیدار از ویرانه های ناشی از جنگ و رفتن به ایستگاههای صلواتی و مناطق آذاد شده از جمله تفریحات ما بود که من آن تفریح ها را با هیچ تفریحی عوض نمی کنم. در هنگام اعزام به منطقه عملیاتی از حسینیه خارج می شدیم واز زیر قرآن عبور کرده وبا تکبیر الله اکبر وخمینی رهبر ویا اباصالح ادرکنی در عملیات ها شرکت می کردیم.

در کدام عملیات ها شرکت کرده ودر جه عملیاتی مجروح شده اید؟
من توفیق نداشتم در تمامی عملیاتها شرکت کنم جون زود مجروح شدم.
بنده در عملیات والفجر ۸ وکربلای ۵ وبیت المقدس ۲شرکت کرده ام و در عملیات بیت المقدس ۲ مجروح شدم.
از نحوه جانباز شدنتان بگویید؟
همه گروهان آماده رفتن به عملیات بودیم،من آن شب خواب دیده بودم که شهید شده ام،به خاطر همین در آن عملیات حس عجیبی داشتم ودعا می کردم که خوابم به حقیقت بپیوندد،مشغول جنگ بودیم،صدای توپ وخمپاره فریاد یا زهرای بچه ها و تکبیر الله اکبرتنم را به لرزه در آورده بود،بلند شدم وبا فریاد یا حسین یک خمپاره به طرف دشمن پرتاب کردم ومی خواستم خمپاره بعدی را شلیک کنم که ترکش های خمپاره دشمن به بدنم اثابت کرد وزمین افتادم و مرا به بیمارستان الزهرا ارومیه منتقل کردند و یک سال در بیمارستان بودم چون یکی از ترکش ها به کنار قلبم برخورد کرده بود،وبعد از یک سال به رو آمد و مرا عمل کردند،هنوز هم تکه های ترکش را از آن دوران به یادگار در بدنم دارم وقتی به رو بیایند عمل می کنند.
بهتری و بد ترین خاطره از آن دوران را برایمان بیان کنید؟
بدترین خاطره دوری از عزیزانی بود که با آنها انس گرفته بودم وجزء بهترین ها بودند که با رقتنشان دل ما را به درد آوردند ولی آنها آسمانی شده و به اوج ملگوت پیوستند،شهید حسین اسمعیلی یکی از بهترین دوستانم بود که شهید شد و خبر شهادتش را من به خانواده اش رساندم ،وهنوز هم فریاد مادرش از ذهنم خارج نشده است.
هر ثانیه از دوران جنگ تحمیلی برایم بهترین خاطره بود شوخی های درون سنگر و خنده ها و شادی ها و پیروزی درعملیات ها بهترین خاطره برایم بود.
چه حسی از جانباز بودنتان دارید؟
خوشحالم از اینکه توانسته ام با اهدای خون خویش در صحنه انقلاب سهمی داشته باشم و اکنون نیز هر موقع فرماندهی کل قوا دستور فرمایند تابع دستور بوده وآماده هستم.
مرحبا به عزم راسختان دست بوس زحمتهای شما

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=169888

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.