
به گزارش اروم نیــــوز، فوتبال اورمیه بعد از قریب ربع قرن تکان خورد، چشمهایش را نیمه باز کرد و سری تکان داد. مثل بیماری که از کما خارج شده باشد و باید این بیمار از کما برگشته را تیمار داد تا جان بگیرد و سرپا بایستد. در شهری که والیبال خیز است و زمین خاکی ندارد. به جایش تا جا دارد تور والیبال پهن است.
افتخارات لیگ جهانی والیبال سقف آرزوهای پایتخت والیبال و شهر عشاق والیبال آسیا(لقبی که فدراسیون جهانی به اورمیه داده) بود و اقلا از حیث عنوان و اعتبار، حضور سه ملی پو در تیم ثابت ۶ نفره ملی جمهوری اسلامی جوانان ورزشدوست را اقناع کرد. اما فوتبال؛ زیرساخت و چمن، مربی تراز اول، نبود مدیران دلسوز و بابرنامه، پول، امکانات و توجه. درد فوتبال امروز این شهر است.
شهر که گفتیم هراس به دل دیگر شهرها نیفتد، مصطلح است، مراد همان آذربایجان غربی است که هنوز استعدادهایی از سلماس و ماکو و بوکان و میاندوآب و مهاباد در سطح اول کشور توپ می زنند. آنقدر این مدیران و نمایندگان مجلس این دست و آن دست کردند که نهایتا فدراسیون فوتبال آستین بالا زد و دید حالا که تب فوتبال که یکی از تبعات حضور و درخشش تیم ملی در جام جهانی است، بالا رفته بیایند و همه کشور را در این سرور و هیجان فراگیر شریک کنند. این شد که امتیاز ۱۰ تیم دسته دومی را داد به ۱۰ شهر و استانی که فوتبال در آنها مرده بود تا شاید جوانها و مدیرانش غیرت به خرج دهند و خودی نشان دهند. تا محک تجربه آید به میان و سره از ناسره جدا شود. ببینند ادعا تا عملشان چقدر فاصله دارد.
اورمیه هم یکی از این شهرها بود. هدیه فدراسیون به استانداری آذربایجان غربی را چون هیچ کس از بخش خصوصی تحویل نگرفت، قرعه کار به نام شهرداری اورمیه است که فعلا می توان اقلا بابت داشتن باشگاه رسمی و منسجم که تجربه حضور در رشته های مختلف را در سطح اول ورزش کشور دارد، رویش حساب کرد. هم اینک باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری اورمیه متولی اول و آخر این تیم است و به مراتب هم مدیرعامل باشگاه، هم شهردار و هم شورای شهر در مورد این تیم مسئولند و البته پاسخگو.
غیر از این هم نیست و هر صدایی از هرطرف و هرکسی که متصاعد شود، جز برهم زدن آرامش و ایجاد حاشیه زیاد برای تیم ثمری نخواهد داشت. حتی اگر این سروصداها از سوی به ظاهر کارشناسان و صاحب عنوانان این رشته پرطرفدار ورزشی باشد. خوبی ورزش به این است که خیلی طرفدار دارد و شاید به اندازه آن، کارشناس. خاک خورده و پیشکسوت هم قطعا دورو بر ورزش هستند که هم حرف دارند و هم جایگاه.
اما بدی فوتبال به این است که هر مسئولیتی طبعا به یک نفر می رسد. یک نفر مدیرعامل می شود، یکی سرپرست، یکی سرمربی با اعوان و انصار و کادر فنی اش و قس علی هذا. در میان پرحاشیه ترین رشته ورزشی دنیا حاشیه هایش شروع می شود. اینکه مانند بازی رقص و صندلی که کودکان بازی می کنند و یا طبق اصل لانه کبوتری در علم احتمال، همیشه صندلی به تعداد آدمهای ایستاده چیده نمی شود و این قانون طبیعت است. در هیچ کجای دنیا هم غیر از این نیست که هیات های ورزشی بیایند وسط و به اجرا بپردازند.
حتی مدیران دولتی نیز چنین نکرده اند. اگر اینگونه وظایف دچار تداخل شود سنگ روی سنگ بند نمی شود و فرداپس فردا بایدد انتظار داشت که بازیکن ذخیره تیم به جای استاندار اظهار نظر کند و فلان مسئول دولتی از مشکلات توپ جمع کن ها بگوید! تجربه های شکست های قبلی در بحث تیمداری باید همگان را متوجه این واقعیت کرده باشد که دخالت افراد غیرمسئول و نهادهای غیرمرتبط با تیمداری چه بر سر فوتبال این استان و این شهر آورده. تجربه شانیدر، آذرباتری، برق و آن تیمی که به زور قرار بود بیاید و در دسته یک عنوان اورمیه را یدک بکشد که نشد! باید باور کنیم که این آخرین فرصت ماست. دو قدم مانده به سطح اول فوتبال ایران.
در والیبال آنچه یک باشگاه تراز اول قرار است انجام دهد را داریم دنبال می کنیم، پس چرا در فوتبال نتوانیم. باید اذعان کرد ورزشگاه ۱۵ هزارنفری باکری را زیرساخت و بودجه تکمیل نخواهد کرد، این همت و اراده فوتبال است که به داد این پروژه در حال تبدیل شدن به میراث فرهنگی خواهد رسید. کسی شوخی ندارد، اگر بخواهی تیمداری کنی باید زیرساختهایش را هم برآورده کنی. این زیرساختها برای لیگ ۲ یک جور است ، برای لیگ یک جور دیگری و اگر قسمت شد در لیگ برتر بسیار دقیق و حساب شده. بنابراین ساخت و تکمیل ورزشگاه استاندارد و در کنارش امکانات اردویی و اقامتی و گردشگری و اشتغال و غنی سازی اوقات فراغت و تخلیه روانی جوانها و جلوگیری از بزهکاری های اجتماعی توامان با فوتبال متولد می شود و اینچنین است شتابی که فوتبال به توسعه و مدنیت می دهد هیچ پدیده دیگری نمی دهد.
باید باور داشت که این، یعنی امتیاز تیم فوتبال دسته دومی برای اورمیه شاید آخرین فرصت ما باشد. شاید این ورزش پرطرفدار دیگر تا نیم قرن به هوش نیاید، شاید اصلا نخواهد به زندگی لبخند بزند. حالا سوالی که پیش می آید اینکه چزا تا این حد حساسیت موضوع بالا رفته؟ چرا می خواهند آرامش تیم را برهم بزنند؟ اطراف زمین چمن خانه جوان چرا اینهمه شلوغ شده؟ انتخابات ریاست هیات فوتبال استان که چندماه دیگر برگزار می شود چرا بر این تیم سایه انداخته و … چراهای دیگر. جوابش ساده است. منفعت. پیش از ظهور هر پدیده ای در شهر ما این منافعش است که عده ای را به وسوسه می افکند و این رسم ناخوشایند مختص آذربایجان غربی و مختص اورمیه است. یک بعد از ظهر داغ مردادی و سرزدن به تمرینات آرام و بدون حاشیه تیم شهرداری اورمیه در خانه جوان، حاصلش عکسهای زیر است که از حال و هوای این تیم بیشتر آگاهمان کند.
محرم نشاطی(سرمربی) در کنار محمد فضلعلی دستیارش تمرین شاگردانشان را زیر نظر دارند

علیرضا محمدی، شاخص ترین دروازه بان از جمع شش نفر حاضر در تمرینات است که دارد تجربیاتش را به جوانترها انتقال می دهد

چهره های شاخص در تمرینها کم نیستند. آنها سالهاست به عشق یک تیم درست و حسابی بدنشان را آماده نگه داشته اند

میگوید نمی خواهد زیاد مطرح و رسانه ای شود. ماهم اسمش را نمی آوریم ولی این روزها همه کاره تیم فوتبال اوست

فوتبال که بیاید یک تکانی هم به عکاسی ورزشی می دهد شاید آنوقت عکسهاحرفه تر و جذاب تر هم بشود

به همه جای ورزش سرک می کشد. فرامرز مبارز فعلا در رسانه ملی بی رقیب است
گفت چهره اش پیر شده و مناسب عکاسی نیست ولی مگر می شود این پیشکسوت فوتبال و اولین مدرس رسمی فیفا در استان را نادیده گرفت؟

تا جان دارند می دوند ولی هنوز تا یک تیم شدن راه زیاد است

تیم انجمن خبرنگاران هم دوسهمیه در تمرینات شهرداری دارد که اگر به ترکیب نهایی راه یابند کم افتخاری نیست
در حال حاضر چمن خانه جوان ایده آل ترین مکان برای تمرینات است. شاید مسابقات لیگ هم اینجا برگزار شد

محرم نشاطی با این چهره بسته بیشتر شناخته می شود. البته آدمی است کم حاشیه و البته دوربین گریز!

گام به گام تا آخر. یوسفی مدیرعامل باشگاه به یک چهره فوتبالی جوان اعتماد کرده و امیدوار است ثمره اش را ببیند

یک زمانی آقای گل لیگ برتر ایران بود. هادی اصغری این جوان لاغراندام سلماسی. کسی از سرنوشتش خبر دارد؟ 
این فرد پشت به تصویر دروازه بان اول امید صبای قم بود و امیدوار است پیراهن شماره ۱ شهرداری را امسال برتن کند.
به قلم حامد عطایی



