به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» به نقل از تسنیم، حجتالاسلام علیآقا پیروز عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی نوشته است: مدیریتِ امام باقر(ع) در عصر تشتت فکری و انسداد سیاسی امویان، جلوهای از یک «مدیریت جامعنگر و موقعیتسنج» است که فراتر از اداره امور، بر «مهندسیِ زیرساختهای معرفتی» استوار بود. امام با تشخیص دقیقِ خلأهای موجود در جامعه، بهجای کنشهای مقطعی، راهبرد «نهادسازی معرفتی» را در اولویت قرار دادند. امام باقر(ع) در شرایطی که جامعه آمادگی قیام گسترده نداشت، مأموریت اصلی را از «تصرف قدرت» به «تربیت، اصلاح، و تثبیت مبانی» منتقل کردند. ایشان با تأسیس کرسیهای علمی، نظام آموزشیِ تشیّع را پیریزی کردند ؛ اقدامی که تنها یک فعالیت آموزشی نبود، بلکه یک «مهندسیِ دقیق برای صیانت از حقیقت» در برابر جریانهای جعل حدیث و تحریف عقاید محسوب میشد.
در کنار این رویکرد علمی، امام(ع) با استقرار یک «شبکه پویا از سرمایههای انسانی»، مدیریت دانش را به یک جریان پایدار تبدیل کردند. ایشان با تربیت شاگردانِ «عالم و عامل»، شبکه غیررسمی اما منسجم ایجاد کردند که توانست معارف اصیل اسلامی را از گذرگاههای پرخطر آن عصر عبور دهد. این راهبردِ مدیریتِ سرمایه انسانی، نشان از بصیرت ایشان در واگذاری مأموریت به نخبگان و ایجاد همافزایی میان نیروهای فکری دارد.
از منظری دیگر، سیره امام باقر (ع) در حوزه «مدیریتِ الگوساز و نهادینهسازی فرهنگ کار» درسی بیبدیل است، حضورِ فعال و عرقریزانِ ایشان در میدانهای کار و مزارع، فراتر از یک فعالیتِ معیشتی، یک «راهبرد فرهنگساز» برای مقابله با فرهنگِ تظاهر و بیعملی بود. در حقیقت، این رویکردِ امام، نوعی «مهندسیِ رفتاری» بود که به جامعه میآموخت پیشوایِ امت، پیشقراولِ تولید و آبادانی است. ایشان با استفاده از ظرفیتهای اجتماعی، بهویژه در موسم حج، پیام حق را در بسترهای طبیعیِ ارتباطی توزیع میکردند. این امر نه تنها مدیریتِ فرصتها، بلکه جلوهای از «جهاد فرهنگی» ایشان در جهت اقناع عمومی بود.
راهبرد کلانِ امام باقر (ع)، «تغییرِ اولویت از تظاهر به قدرت به تکثیرِ حقیقت» بوده است، حضرت باقرالعلوم(ع) با این رویکردِ تمدنی، موفق شدند در فضایی که دستگاه حکومت از «زور و روایتهای جعلی» برای مشروعیتبخشی استفاده میکرد، با اتکا به «دانش و الگوپردازی اخلاقی»، جایگاه رهبریِ الهی را در اندیشه جامعه تثبیت کنند. بدینسان، الگوی مدیریتی امام باقر(ع) نه صرفاً مجموعهای از تکنیکهای اجرایی، که منظومهای جامع از «رهبریِ تمدنساز» است که در آن، بصیرتِ راهبردی با مهندسیِ معرفتی، شبکهسازیِ پایدارِ انسانی با حضورِ مولد در بطنِ جامعه، و تکیه بر اصالتِ حقیقت پیوند میخورد. این دکترینِ چندبعدی، فراتر از یک الگویِ تاریخی، الگویی پویا برای جوامعِ درگیرِ بحرانهای هویتی و گسستهای معرفتی است تا بتوانند با بازتعریفِ ارزشهای بنیادین، ضمن صیانت از حقیقت، هویتِ کارآمدِ خود را در میانِ تلاطمهای سیاسی و اجتماعی بازسازی کنند.



