به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»؛ صدای شانهای که آرام روی تار و پود فرش مینشیند، شاید برای خیلیها فقط صدای یک ابزار قدیمی باشد؛ اما در گوشهای از ارومیه، همین صدا برای مردی ۷۵ ساله، صدای ۶۰ سال زندگی است؛ ۶۰ سالی که تار و پودش نه با روزها و ماهها، بلکه با نقشهایی از رنج، عشق، صبوری و امید گره خورده است.
وارد کارگاه که میشوم، پیش از آنکه چشمم به فرشها بیفتد، نگاه مردی توجهم را جلب میکند که سالهاست پشت دار قالی نشسته است دستهایش دیگر دستهای یک نوجوان ۱۵ ساله نیست؛ چینهای صورتش عمیقتر شده، موهایش سپید شده و سالها کار، رد خودش را بر انگشتانش گذاشته است، اما وقتی درباره قالیبافی حرف میزند، چیزی در نگاهش تغییر میکند؛ انگار هنوز همان نوجوان ۱۵ سالهای است که برای نخستینبار مقابل دار قالی نشسته و دنیای تازهای را میان تارهای نخ پیدا کرده است.
۶۰ سال پیش، زمانی که بسیاری از همسنوسالانش شاید رؤیای بازی و نوجوانی در سر داشتند، او با دستهایی کوچک وارد دنیای قالیبافی شد شاید آن روزها خودش هم نمیدانست این انتخاب قرار است بخش بزرگی از زندگیاش را رقم بزند؛ کاری که ابتدا تنها یک مهارت بود، اما کمکم به علاقهای عمیق و سپس به بخشی جداییناپذیر از هویت او تبدیل شد.
فرش برای او فقط یک کالای قابل فروش نیست؛ هر گرهای که بر تار و پود میزند، بخشی از خاطراتش را با خود حمل میکند سالها نشستن پای دار، چشم دوختن به نقشها، شمردن گرهها و تحمل ساعتها کار، شاید برای بسیاری کاری طاقتفرسا باشد، اما او هنوز از این حرفه با همان شوق سالهای جوانی سخن میگوید؛ شوقی که اجازه نداده گذر زمان او را از دار قالی جدا کند.
اما قصه این مرد تنها قصه یک قالیباف قدیمی نیست پشت این دار قالی، داستان اقتصادی بزرگتری هم جریان دارد؛ داستان مهارتی که نسل به نسل منتقل شده و میتواند برای خانوادهها درآمد ایجاد کند، زنان و مردان بسیاری را به بازار کار پیوند دهد و هنری بومی را از فراموشی نجات دهد.
او در طول این سالها فقط خودش قالی نبافته است؛ آموزش داده، تجربه منتقل کرده و دست بسیاری را برای ورود به این حرفه گرفته است گفته میشود حدود هزار نفر در کنار او آموزش دیدهاند؛ عددی که وقتی از زبان خودش شنیده میشود، معنای دیگری پیدا میکند.
یعنی هزار نفر که شاید بخشی از مهارت و روزی خود را از کنار همین دارهای قالی آموختهاند؛ هزار نفر که هرکدام میتوانند حلقهای از زنجیره تولید یک هنر و یک اقتصاد محلی باشند.
اینجا فرش فقط از نخ و رنگ ساخته نمیشود؛ پشت هر نقش، ساعتها کار، پشت هر گره، مهارت و پشت هر قالی، زندگی یک یا چند خانواده قرار دارد صنعتی که اگرچه با دست ساخته میشود، اما میتواند چرخ اقتصاد خانههای بسیاری را بچرخاند.
در روزگاری که بسیاری از صنایع به سمت ماشین و تولید انبوه حرکت کردهاند، هنوز در گوشهای از ارومیه، مردی ۷۵ ساله نشسته و با دستان خودش نشان میدهد که بعضی هنرها را نمیتوان با ماشین جایگزین کرد هنرهایی که ارزششان تنها به قیمت یک فرش ختم نمیشود؛ بلکه به آدمهایی گره خورده است که عمرشان را پای آن گذاشتهاند.
شاید راز ماندگاری این مرد در قالیبافی را باید در همان جمله سادهای جستوجو کرد که بارها تکرار میکند: «علاقه داشتم.»
علاقهای که از ۱۵ سالگی آغاز شد، ۶۰ سال ادامه پیدا کرد و حالا تنها روایت زندگی یک پیرمرد قالیباف نیست؛ روایت هنری است که در دستان او ادامه پیدا کرده و به دست نزدیک به هزار نفر دیگر رسیده است.
روایت مردی که عمرش را پای تار و پود گذاشت

اسدزاده قالیباف ارومیهای در گفتگو با خبرنگار اروم نیوز با اشاره به سابقه ۶۰ ساله خود در حوزه قالیبافی اظهار کرد: فعالیت خود در این عرصه را از ۱۵ سالگی و در شهرستان بناب آغاز کردم و در نخستین روزهای آموزش، حتی اجازه نزدیک شدن به دار قالی را نداشتم.
وی افزود: پس از یک هفته آموزش و تمرین، توانستم نخستین گرههای قالی را بزنم و بهتدریج این هنر را فرا گرفتم و چند سال بعد، برادر، پدر و مادرم نیز در این مسیر با من همراه شدند.
این قالیباف پیشکسوت بیان کرد: پس از سالها فعالیت در بناب، به ارومیه آمدم و کارگاه قالیبافی خود را در این شهر راهاندازی کردم و پس از ازدواج، همسرم نیز در این مسیر همراه من شد و در فعالیتهای کارگاه مشارکت داشت.
اسدزاده با اشاره به فعالیت آموزشی خود در طول سالهای گذشته گفت: علاقهای که به قالیبافی داشتم موجب شد علاوه بر تولید فرش، آموزش این هنر را نیز دنبال کنم و در طول این سالها بیش از هزار نفر در کنار من آموزشهای لازم در زمینه قالیبافی را فرا گرفتهاند.
وی بیان کرد: در میان افرادی که در کارگاه من آموزش دیدند، حتی یک زوج پزشک نیز حضور داشتند که پس از فراگیری قالیبافی به ایتالیا رفتند و اکنون در این کشور در زمینه فرشبافی فعالیت میکنند.
اسدزاده با اشاره به ظرفیت اقتصادی فرش دستباف اظهار کرد: قالیبافی علاوه بر اینکه هنری ارزشمند و بخشی از میراث فرهنگی کشور است، میتواند زمینه اشتغال و درآمدزایی برای خانوادههای زیادی را فراهم کند، اما در سالهای اخیر مشکلات این حوزه افزایش یافته است.
وی افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش صادرات فرش دستباف را از مهمترین مشکلات این صنعت عنوان کرد و گفت: شرایط موجود موجب شده بسیاری از جوانان انگیزه کافی برای ورود به این حرفه نداشته باشند، زیرا هزینه تولید افزایش یافته و بازار فروش نیز مانند گذشته رونق ندارد.
فرش دستباف حاصل ماهها و گاهی سالها تلاش و زحمت است

این قالیباف پیشکسوت افزود: فرش دستباف حاصل ماهها و گاهی سالها تلاش و زحمت است و اگر بازار فروش مناسبی برای آن وجود نداشته باشد، تولیدکننده نمیتواند متناسب با زحمتی که برای تولید محصول صرف کرده، درآمد مناسبی داشته باشد.
اسدزاده با اشاره به حضور گردشگران داخلی و خارجی در بازار فرش گفت: در شرایط فعلی بخش قابل توجهی از فرشهای دستباف تولیدشده توسط گردشگران داخلی و خارجی خریداری میشود و به عنوان سوغات و یادگاری از فرهنگ و هنر ایران به کشورهای مختلف میرود.
وی تأکید کرد: برای حفظ و توسعه قالیبافی باید علاوه بر آموزش نسل جوان، موضوع تأمین مواد اولیه، حمایت از تولیدکنندگان، ایجاد بازار فروش و رونق صادرات نیز مورد توجه قرار گیرد، چراکه بدون تقویت چرخه اقتصادی این هنر، نمیتوان انتظار داشت نسل جوان به آن گرایش پیدا کند.
اسدزاده خاطرنشان کرد: قالیبافی هنری است که با دست و عشق ساخته میشود و اگر حمایتهای لازم از فعالان این حوزه صورت گیرد، میتوان علاوه بر حفظ این میراث ارزشمند، زمینه اشتغال و درآمدزایی برای نسلهای آینده را نیز فراهم کرد.
با هر گره، چیز تازهای یاد میگیرم

زهرا نوجوان ۱۶ ساله که در کنار اسدزاده مشغول یادگیری قالیبافی است، در گفتگو با خبرنگار ما اظهار کرد: از وقتی با قالیبافی آشنا شدم، این هنر برایم جذاب شد و تصمیم گرفتم آن را یاد بگیرم ابتدا فکر میکردم کار سختی است، اما وقتی آموزش را شروع کردم، متوجه شدم با تمرین و علاقه میتوان آن را به خوبی یاد گرفت.
وی افزود: آموزشهای اسدزاده برای من خیلی ارزشمند است، چون او سالها در این زمینه تجربه دارد و نکاتی را یاد میدهد که شاید از طریق کتاب یا آموزشهای معمول نتوان به این شکل یاد گرفت.
این نوجوان عنوان کرد: به نظرم قالیبافی فقط یک هنر قدیمی نیست و میتواند در آینده هم برای جوانان شغل و درآمد ایجاد کند، اما باید شرایطی فراهم شود که جوانها بتوانند با هزینه کمتر این کار را یاد بگیرند و بازار مناسبی برای فروش فرش وجود داشته باشد.
وی با اشاره به علاقه خود برای ادامه این مسیر گفت: دوست دارم این هنر را بهصورت کامل یاد بگیرم و در آینده بتوانم خودم فرش ببافم و حتی آن را به دیگران آموزش بدهم. فکر میکنم اگر ما نوجوانها این هنر را یاد نگیریم، ممکن است بخشی از هنر و میراث قدیمی کشورمان به مرور فراموش شود.
این نوجوان ۱۶ ساله با اشاره به تجربه حضور در کارگاه اسدزاده خاطرنشان کرد: وقتی میبینم کسی با وجود ۷۵ سال سن همچنان با علاقه پای دار قالی مینشیند و به جوانترها آموزش میدهد، انگیزه بیشتری پیدا میکنم که این کار را ادامه بدهم.
گزارش از: نجیبه معصومی سرای




