به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: پرونده انزلی را نه با انکار میتوان بست، نه با تهدید کمیته انضباطی رأی داد، اما نه تراکتور راضی است و نه ملوان. وقتی هر دو طرف به استیناف میروند، پرونده انزلی دیگر یک نتیجه فوتبالی نیست آزمونی است برای سنجش اینکه آیا میتوانیم تحقیر قومیتی را، از هر سکو، با یک معیار پاسخ دهیم آنچه در انزلی رخ داد ۲۶ مهر ۱۴۰۵، پیش از آغاز دیدار هفته نهم لیگ برتر در ورزشگاه زنده یاد سیروس قایقران، بازیکنان تراکتور پس از انجام تشریفات اولیه در اعتراض به شعارهای هواداران میزبان زمین را ترک کردند. بازی برگزار نشد. تراکتور از شعارهای نژادپرستانه، تکرار «ایشک» و توهین به مادر و همسر دو بازیکن خود گفت. مدیران ملوان این شعارها را قومیتی ندانستند و مدعی شدند توهینها بیشتر متوجه کاپیتان تراکتور بوده است.
در نقطه مقابل، شعار هواداران تراکتور درباره آستارا و گردنه حیران نیز با پاسخ انزلیچیها روبهرو شد و باشگاه تراکتور مدعی شد معنای آن تحریف شده است. روایتها متفاوت است، اما گزارش ناظر و داور و تصاویر، مرجع داوری است نه بیانیه باشگاهها. اینجا یک قاعده اخلاقی روشن است: توهین به مادر و همسر یک ورزشکار رقابت نیست و تحقیر قومیت یک شهروند شوخی سکو نیست.
رأیی که دو طرف را ناراضی کرد کمیته انضباطی تراکتور را ۳ بر صفر بازنده اعلام کرد و ۲۰۰ میلیون تومان جریمه و محرومیت هواداران و لیدرانش را افزود. ملوان هم به دلیل رفتار تماشاگرانش دو امتیاز از دست داد، یک میلیارد تومان جریمه شد، دو بازی خانگی را فقط با تماشاگران زن برگزار میکند و نام شمار زیادی از لیدرانش با محرومیت چهار جلسه تا یک سال در حکم آمد.
رأی شعار و الفاظ موهن و تحقیرآمیز در سطح گسترده را بهصراحت نقد کرده است. هر دو باشگاه ظرف هفت روز میتوانند نزد کمیته استیناف تجدیدنظر بخواهند. نقد اول به خود فدراسیون است: اگر ناظر پیش از سوت آغاز گزارش داده که صدها نفر شعار قومیتی میدهند، چرا همان لحظه اقدام نشد؟ چرا قاعدهای برای توقف مسابقه در برابر فحاشی سازمانیافته پس از بحران نوشته شد، نه قبل از آن؟ پیشگیری، شفافیت و اختیار روشن ناظر، پیش از رأی لازم بود. اعتراض تراکتور به رأی و درخواست تجدیدنظر، حق قانونی است. اما سخنگوی هیئتمدیره آن را مهندسیشده خواند، باشگاه از شکایت تا فیفا گفت و پیشتر مالک آن تهدید کرده بود در صورت ۳ بر صفر از لیگ انصراف میدهد.
این زبان، زبان مطالبه حق نیست زبان فشار بر داور است. باشگاهی که از نه به نژادپرستی دفاع میکند، باید پیش از همه خود را به قاعده بازی متعهد بداند، حتی وقتی رأی به نفعش نیست. نقد دوم متوجه دفاعیه ملوان است. وقتی کمیته انضباطی از شعارهای تحقیرآمیز گسترده سخن میگوید و ملوان را نیز جریمه میکند، پافشاری بر اینکه (شعار قومیتی نبود) سازگار با پرونده نیست. هوادار انزلیچی هم از دفاع از افتخار گیلان و ایران بینیاز از تحقیر هموطن تبریزیاش است. مسئولیت باشگاه در قبال سکو را با مظلومنمایی نمیتوان کم کرد.
بهرهبردار کیست؟ اینجاست که ماجرا از ورزش فراتر میرود. هر شعار تحقیرآمیز، هر بیانیه تند و هر رأی مبهم، خوراک رسانههایی میشود که به عدالت و فوتبال کاری ندارند و دنبال شکافاند. آنها میخواهند اختلاف دو باشگاه را به ستیز آذریـگیلک و هر قهر محلی را به پروژه تجزیه ارتقا دهند. اما پاسخ، برچسبزنی نیست.
هر هوادار تراکتور را تجزیهطلب دانستن و هر هوادار ملوان را نژادپرست نامیدن، همان خدمتی است که بهرهبردار میخواهد. آذربایجانیبودن، گیلکبودن و ایرانیبودن در تاریخ ما نقیض هم نبودهاند. هر کس اینها را در برابر هم بنشاند، از هر طرف که باشد، ناخواسته یک پروژه را پیش میبرد. معیار یکسان:شعار قومیتی و توهین به خانواده بازیکنان، از هر سکو، با یک مجازات.
اختیار روشن ناظر و داور برای هشدار و توقف مسابقه پیش از سوت آغاز. مسئولیت عملی باشگاهها در قبال لیدرها و هواداران سازمانیافته، نه فقط بیانیه. انتشار مستند استدلال رأی، تا هیچ طرف نتواند آن را سیاسی یا مهندسیشده بخواند. زبان مسئولانه رسانهها و مدیران: رفتار یک گروه، به پای یک شهر یا یک قوم نوشته نشود. کمیته استیناف رأی خواهد داد، اما پرونده با رأی بسته نمیشود. آنچه باید بسته شود، دری است که از آن، تحقیر قومیتی به سکوهای ما راه مییابد. اگر فدراسیون با شفافیت، باشگاهها با مسئولیت و رسانهها با انصاف عمل نکنند، دفعه بعد آزمون انزلی را در جایی خواهیم داد که ناظر و داور نمیتوانند بازی را متوقف کنند.




