به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» روز شنبه ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴، حملات گسترده و هماهنگ رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. این تهاجم نظامی که در قالب جنگی تمامعیار و با هدف نقض حاکمیت ملی ایران طراحی شده، تاکنون خسارات سنگینی به زیرساختهای حیاتی، مراکز نظامی و انتظامی، اماکن مسکونی و مدارس وارد کرده است.
بر اساس آخرین گزارشها، دستکم ۱۳۱ اثر تاریخی ملی نیز در این حملات آسیب دیده و شمار شهدا و مجروحان غیرنظامی همچنان رو به افزایش است. حملات خصمانه در فازهای مختلف ادامه داشته و وضعیت کشور در بالاترین سطح آمادهباش دفاعی قرار دارد.
جنگ تحمیلی سوم با عملیات نظامی ترکیبی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران کلید خورد. این تجاوز آشکار که با اهداف توسعهطلبانه و بر هم زدن نظم منطقهای طراحی شده، تبعات جبرانناپذیری بر امنیت ملی، آرامش عمومی و جان شهروندان ایرانی تحمیل کرده است.
منابع میدانی حاکی از آن است که دشمن با بهرهگیری از سامانههای موشکی دوربرد و پهپادهای تهاجمی، زیرساختهای حیاتی، مراکز نظامی و انتظامی، مدارس و مناطق مسکونی را هدف قرار داده است. بر اساس آخرین برآوردها، دستکم ۱۳۱ بنای تاریخی و فرهنگی ایران نیز بر اثر این حملات خسارت دیده است.
این اقدامات جنایتکارانه تاکنون به شهادت و مجروحیت شمار زیادی از مردم بیگناه انجامیده و خسارات مالی و معنایی گستردهای به تأسیسات شهری وارد کرده است.
چگونه با کودکان درباره جنگ صحبت کنیم

زینب خسروزاد روانشناس در گفتگو با خبرنگار ارومنیوز اظهار کرد: نگرش رایج در بسیاری از جوامع نسبت به کودکان این است که آنها موجوداتی معصوم و آسیبپذیر هستند که نباید در معرض واقعیتهای تلخ و پیچیده جهان، بهویژه مسائل سیاسی و اجتماعی، قرار بگیرند به همین دلیل معمولاً توصیه میشود که کودکان در محیط امن خانه نگه داشته شوند و تنها بر بازی و فعالیتهای کودکانه تمرکز کنند.
وی ادامه داد: این دیدگاه بر این پایه استوار است که بچهها به لحاظ عقلانی و هیجانی به اندازه کافی بالغ نیستند تا بتوانند با مفاهیم پیچیده و گاه دردناک مانند جنگ، خشونت، بحرانهای سیاسی و اقتصادی روبهرو شوند و نسبت به آنها واکنش مناسب و سازگار داشته باشند کودکان باید از این مسائل به دور نگه داشته شوند تا دچار اضطراب، ترس یا سردرگمی نشوند و بتوانند رشد سالم خود را ادامه دهند.
این روانشناس عنوان کرد: تلاش برای «نجات» کودکان نباید به معنی حذف کامل آنها از گفتگوهای اجتماعی و سیاسی باشد، بلکه لازم است راههای مناسب و سنجیدهای برای آشنا کردن کودکان با این موضوعات وجود داشته باشد کودکان نیز همچون بزرگترها نیاز دارند درباره دنیا و شرایط که الان در آن زندگی میکنند را بدانند البته با زبان و روشی که متناسب با سن و فهم آنها باشد و فضای امن و حمایتی برای مطرح کردن سوالات و ابراز احساساتشان فراهم شود.

سواد رسانهای نقش حیاتی در حفظ سلامت روان دارد
شفق حاجیزاده مدرس سواد رسانهای نیز در گفتگو با خبرنگار اروم نیوز اظهارکرد: در زمان جنگ اهمیت سواد رسانهای بسیار بالا است با داشتن سواد رسانهای، قادر خواهیم بود تا اخبار و اطلاعات دریافتی خود را به دقت بررسی و ارزیابی کنیم و از صحت و موثق بودن آن خبر آگاه باشیم و این مهارت به ما کمک میکند تا از انتشار و پذیرش اخبار فیک و جعلی جلوگیری کنیم و در نتیجه، فریب تبلیغات و عملیات روانی دشمن را نخورد.
وی با بیان اینکه نباید اجازه دهیم دشمنان با انتشار اخبار دروغین و گمراهکننده، آرامش و سلامت روحی و روانی جامعه و خانواده را مختل کنند، ادامه داد: اگر سواد رسانهای نداشته باشیم، دشمن میتواند در جریان جنگ، با بهرهگیری از عملیات روانی، احساسات ما را به نفع خود بازی دهد این عملیات ممکن است در قالب خبرهای نادرست، شایعات و تحلیلهای نادرست باشد که در ظاهر درست به نظر میرسند، اما هدف اصلی آنها گمراه کردن و ایجاد نگرانی، ترس و یأس در میان مردم است.
حاجیزاده تصریح کرد: نتیجه، بدون سواد رسانهای، امکان تبدیل دروغها به واقعیت و القای نگرانیهای بیاساس بسیار زیاد است و ما را از مسیر حقیقت و درست منحرف میکند.
این مدرس سواد رسانه افزود: توسعه سواد رسانهای در همه حالت نقش حیاتی در حفظ سلامت روان و امنیت فکری جامعه دارد و باید همواره در کنار آموزشهای دیگر، بر آن تأکید کنیم تا بتوانیم در مقابل جنگهای روانی و فکری دشمنها مقاومت کنیم و از آرامش و امنیت جامعه محافظت کنیم.
توجه به این نکته ضروری است که گفتگوی نسلها و همراهی والدین در فرآیند آگاهسازی کودکان، نقشی کلیدی ایفا میکند و صرفنظر از محتوای رسانهای، والدین و مربیان میتوانند با ایجاد فضایی صمیمی و بدون قضاوت، کودکان را به پرسش کردن تشویق کنند.
به گفته کارشناسان، پاسخهای صادقانه اما متناسب با سن کودک، همراه با تأکید بر توانایی انسانها برای حل مشکلات و ساختن آیندهای بهتر، میتواند از بروز احساس درماندگی و اضطراب مزمن در کودکان جلوگیری کند. همچنین، استفاده از داستانها، بازیهای نقشآفرینی و فعالیتهای هنری نظیر نقاشی، راهکارهایی عملی برای پردازش هیجانات و مفاهیم پیچیده اجتماعی در قالبی امن و خلاقانه هستند.
از سوی دیگر، تقویت سواد رسانهای نه تنها برای بزرگسالان، بلکه برای نوجوانان و حتی کودکان در آستانه نوجوانی به عنوان یک مهارت اساسی عصر دیجیتال باید در اولویت برنامههای آموزشی قرار گیرد.
مدارس و خانوادهها میتوانند با آموزش مهارتهای سادهٔ راستیآزمایی، تشخیص منابع خبری معتبر از نامعتبر، و تحلیل هدف پشت پیامهای رسانهای، نسلی مقاومتر و آگاهتر در برابر جنگهای شناختی پرورش دهند. به این ترتیب، نه کودکان از واقعیتهای جهان پیرامون محروم میمانند و نه جامعه در برابر امواج اطلاعاتی مخرب، بیدفاع و شکننده خواهد بود؛ بلکه تعادلی ظریف اما مؤثر میان «محافظت» و «آمادهسازی برای زیستن در جهان واقعی» برقرار میشود.
انتهای خبر/



