به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز » شاهرخ احمدزاده در یادداشتی نوشت: تاریخ در لحظات عریان امپراتوریها صادقترین روایتهای خود را رقم میزند. آنچه اینک از کاخ سفید و متحدان صهیونیستیاش برمیخیزد نه دیپلماسی نه امنیت جهانی بلکه سندی برهنه از استعمار نوین است نظامی که انحصار سرمایه را با نیروی نظامی و تهدیدهای جنایتکارانه درهم میآمیزد تا جهان حاشیه را تاراج کند.
حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران ، فلسطین ، ونزوئلا و دیگر نقاط آخرین لایه این هژمونی رو به اضمحلال را آشکار میسازد. جایی که ترامپ نه رهبر یک ملت بلکه مدیرعامل شرکتی جنگطلب است که سودش را از ویرانی ملتها میجوید.
جان هاپسون در ۱۹۰۲ در کتاب امپریالیسم این پدیده را پیشبینی کردو نوشت:انباشت مازاد سرمایه در داخل مرزها دولت را به ابزار سرریز به بیرون بدل میکند. ولادیمیر لنین در ۱۹۱۶ با امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایهداری پنج خصیصه آن را برشمرد: تمرکز تولید و انحصارها، ادغام سرمایه بانکی و صنعتی به سرمایه مالی، صدور سرمایه به جای کالا، اتحادیههای انحصاری بینالمللی، و تقسیم جغرافیایی جهان. این خصیصهها امروز در والاستریت، بلکراک، فدرال رزرو، ناتو، IMF و بانک جهانی متجلیاند.
ایمانوئل والرشتاین در نظام جهانی مدرن (۱۹۷۴)، جهان را به هسته (آمریکا و اروپای غربی) حاشیه (ایران، فلسطین، ونزوئلا) و نیمهحاشیه تقسیم کرد؛ هسته با روابط نابرابر تجاری، بدهی، تحریم و سلطه نظامی، مازاد ارزش را از حاشیه میمکد.
در تعاریف جدید ادبیات سیاسی
ایالات متحده دیگر دولت ملت نیست شرکتی جهانی است که سهامدارانش الیگارشی مالی نظامیاند. لاکهید مارتین با رشد ۱۸ درصدی درآمد در سهماهه اول ۲۰۲۵، ریتئون، نورثروپ گرومن و بوئینگ دیفنس، از بودجه ۸۵۰ میلیارد دلاری دفاعی آمریکا (رکورد SIPRI ۲۰۲۵) سود میبرند. خانواده ترامپ با WLFI، پروژههای خلیجفارس و حامیانی چون شلدون آدلسون (۱۷۰ میلیون دلار کمک انتخاباتی)، ترامپیسم را به مدل کسبوکار امپریالیستی تبدیل کردهاند.
حملات به ایران تهدید به بازگرداندن به عصر حجر با نابودی نیروگاهها و تأسیسات نه دفاع، بلکه قراردادهای بازسازی، نفت و کنترل زیرساختهاست. این استعمار نوین، تنگه هرمز را اهرم هژمونیک دلار نگه میدارد ترامپ میگوید “به نفت خاورمیانه نیاز نداریم اما هزاران سرباز آمریکایی و پیشنهاد تصاحب تنگه به دیگران کنترل جریان نفت را برای مهار چین و اروپا تضمین میکند.
در سخنرانی اخیر ترامپ در کنگره، این پردهدری به اوج رسید: ۲۲ دقیقه هیاهو بدون محتوا، توهم تسلیم ایران در سه روز، و تهدیدهای جنایتکارانه به زیرساختهای غیرنظامی که حقوق بینالملل آن را جنایت جنگی میخواند. محمدجواد ظریف آن را ۲۲ دقیقه سروصدا، صفر محتوا نامید و افزود: ایرانیان شجاع این توهم را دفن کردند ایران حتی در عصر حجر تمدنی بزرگ داشت برخلاف گوینده و وزیر جنگش. چین واکنش داد: راهحل نظامی مشکلی حل نمیکندبحران تنگه هرمز از عملیات غیرقانونی علیه ایران است.
مجله آتلانتیک ترامپ را سردرگم در بحران ایران توصیف کرد: تهدیدهای شدید و وعدههای صلح همزمان، برای ترساندن ایران و آرام کردن بازار نفت، اما ناهماهنگ و فاقد راهبرد. هاآرتس نوشت: ترامپ و نتانیاهو به روایت پیروزی نیاز دارند، اما تابآوری تهران و تأثیر بر بازار انرژی اهداف را دور از دسترس کرده نیروهای آمریکایی صهیونی مثل ماشین واحد عمل میکنند، اما پیروزی ادعایی ساختگی است.
این حملات، بخشی از تاراج ساختاری والرشتاین است: نسلکشی در غزه با حمایت تمامقد آمریکا، فشار بر ونزوئلا برای نفت، و بمباران ایران برای سلطه بر منابع.
ترامپیسم، استعمار نوین با نقاب پوپولیسم است نیازی به توجیه دموکراسی ندارد سود خالص برای انحصارگرایان هدف است.
سناتور مارک وارنر هشدار داد جنگ قیمت بنزین، کود و آلومینیوم را در آمریکا بالا برده شکاف میان الیگارشی جنگطلب و شهروندان همان چیزی است که هاپسون پیشبینی کرد: امپریالیسم به ضرر اکثریت خودی هم هست.
اضمحلال هژمونی عریان است: ترامپ از پیروزی قاطع میگوید اما گزارش به سهامداران میدهد. واکنشهای دموکراتها و جمهوریخواهان نامنسجم، ترسناک وحشت از افشای سیستم است. ایران و جبهه مقاومت با آگاهی مبارزه میکنند. جوانان جهان باید بدانند امپریالیسم بینقاب شکنندهترین است. این لحظه نه ترس که آگاهی میطلبد شکست چرخه سلطه از فهم استعمار نوین آغاز میشود.



