به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده فعال رسانهای و کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: در روزهایی که تلاطمات منطقهای و فشارهای بینالمللی، فضای روانی جامعه را درگیر تردیدها کرده است، ظهورِ یک صدای صریح و مقتدر در تراز تصمیمسازی ملی، بیش از هر زمان دیگری حیاتی به نظر میرسد.
گفتگوی اخیر دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در برنامه گفتگوی ویژه خبری، فراتر از یک مصاحبه روتین تلویزیونی، ترسیمکننده یک دکترین نوین در حکمرانی ایرانی بود؛ دکترینِ شجاعتِ واقعگرا. این گفتگو، تلاشی برای گذار از عصرِ انفعال به عصرِ عملگرایی در میدانهای صعبالعبور دیپلماسی و اقتصاد بود.
در این یادداشت، با نگاهی به رفتار سیاسی و عملکرد قالیباف در این میدانِ چندلایه، واکاوی میکنیم که چگونه تدبیر شجاعانه میتواند همزمان کشور را از گرداب باجخواهی بیرونی و فرسایش درونی نجات دهد. آنچه در مصاحبه رئیس مجلس برجسته بود، نه لفاظیهای معمول سیاسی، بلکه پردهبرداری از واقعیتهایی بود که تا پیش از آن در غبار روایتهای ضد و نقیض پنهان مانده بود.
قالیباف در یک اقدامِ سدشکنانه، با صراحت از جزئیات مذاکرات پیچیدهای سخن گفت که نقطه عطف آن، سفر به زوریخ برای نهاییسازی آزادسازی داراییهای ایران بود. روایتی که او از نقش میانجیگرانه قطر و پاکستان در شکستن قفل داراییهای بلوکه شده ارائه داد، نشاندهنده یک الگوی جدید در دستگاه دیپلماسی کشور است. وقتی او بدون پردهپوشی بیان کرد که چگونه شخصاً در زوریخ با نمایندگان خزانهداری آمریکا و شخص ونس روبرو شد تا سند آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار را امضا کند، در واقع در حال تبیینِ این حقیقت بود که دیپلماسیِ کارآمد، نشستن پشت میز مذاکره نیست؛ بلکه ایستادن بر سرِ حقِ ملت در سختترین شرایط است.
او به درستی یادآور شد که اگر این حضورِ جسورانه و پیگیریِ شبانهروزی نبود، شاید امروز همچنان در پیچوخمِ وعدههای توخالیِ طرف مقابل سرگردان بودیم. این شجاعت در تصمیم، دقیقاً همان نقطهای است که مدیریت ملی را از نمایشهای سیاسی جدا میکند. قالیباف در این گفتگو بهوضوح نشان داد که برای یک مدیرِ در ترازِ انقلاب، «شجاعت» یعنی پذیرش مسئولیتِ انجامِ یک کارِ سخت. وقتی او خطاب به منتقدان داخلی که خواسته یا ناخواسته، ادبیاتِ طرف مقابل را در فضای داخلی تکرار میکنند، نهیب زد که دیگر ما را اذیت نکنید و حرفهای ترامپ را غرغره نکنید، در حال دفاع از آرامشِ روانیِ ملتی بود که در میانه جنگ اقتصادی، بیش از هر چیز به انسجام نیاز دارد.
این رویکرد، نشاندهنده شخصیتی است که بیش از آنکه نگرانِ قضاوتهای لحظهای باشد، دغدغهِ نتیجهی راهبردی برای سفره مردم و امنیتِ ملی را دارد. او به درستی تشخیص داد که دشمن، زبانی جز زبان قدرت نمیفهمد و اگر در میانه مذاکره، آمادگی برای جنگ نداشته باشیم، دیپلماسی به انقیاد تبدیل خواهد شد.
یکی از نکات کلیدی و بسیار مهم در این گفتگو، خطکشیهای صریحِ قالیباف در برابرِ آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود. در حالی که برخی جریانهای رسانهای در داخل و خارج با بزرگنمایی دروغین، بحث دسترسیهای بازرسان را به مسئلهای برای ایجاد اضطراب تبدیل کرده بودند، قالیباف با استناد به قانون مجلس، تمامِ احتمالاتِ نفوذ را مسدود کرد. او با شفافیتِ تمام اعلام کرد که دسترسیِ بازرسان تنها محدود به دو نقطه، یعنی نیروگاه بوشهر و رآکتور تهران است و هیچ مجوزی برای دسترسی به سایتهای دیگر صادر نشده و نخواهد شد. این صراحت، نمونهای از همان تدبیر شجاعانهای است که اجازه نمیدهد حاکمیت ملی در پیچوخمِ پروتکلهای بینالمللی ذبح شود. او به روشنی نشان داد که مذاکره، به معنای باز کردنِ دروازههای کشور نیست، بلکه مدیریتِ هوشمندانهِ محدودیتها برای کسبِ دستاوردهای ملی است. نگاه رئیس مجلس به آینده نیز از همین منطقِ واقعگرا سرچشمه میگیرد.
او با اشاره به بندهای تفاهمنامه ۱۴ بندی، تأکید کرد که مسیرِ مذاکرات منحصراً در همین چارچوب است و هیچ موضوعِ تحمیلیِ دیگری قابل افزودن نیست. این مدیریتِ مرزهای مذاکره، دستاوردِ کمی نیست. در کنارِ آن، برنامههای او برای بازسازیهای پساجنگ با اعتباری بالغ بر ۳۰۰ میلیارد دلار و تمرکز بر همکاریهای تجاری راهبردی با چین، نشاندهنده آن است که او اقتصاد را نه در حاشیه، بلکه در قلبِ دکترین امنیت ملی قرار داده است. او بهخوبی دریافته که ایرانِ قوی، نیازمندِ زیرساختهای اقتصادیِ قوی است و برای رسیدن به آن، باید از تمام ظرفیتهای بینالمللی بدونِ دادنِ امتیازِ حاکمیتی استفاده کرد.




