به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده در یادداشتی نوشت: در تالار بزرگ تاریخ ادبیات تراژدی شاه لیر شکسپیر همچون آینهای بیزمان چهره تباه قدرتی را به نمایش میگذارد که با جدا شدن از عقل و اخلاق به ورطهٔ جنون و ویرانی میغلتد.
لیر تنها یک پادشاه باستانی نیست او نماد ازلی ابدی حاکمی است که در اوج اقتدار به کوری خودشیفتگی دچار میشود و حقیقت را فدای تملق میکند. این اسطوره امروز روایتی کهن نیست بلکه تحلیلی زنده از وقایع معاصر است.
هر جا قدرت از حقیقت فاصله گرفته سایه لیر بر دیوارهای سیاست مدرن نمایان شده است جایی که حاکمان برای حفظ تخت لرزان خویش جهان را به آتش میکشند.
امروز این تراژدی شکسپیری با بازیگرانی جدید بر صحنه سیاست جهانی در حال اجراست. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو دو مصداق بارز از آرکیتایپ لیر معاصر هستند. هر دو، در اوج قدرت، جهانبینی خود را بر محور ستایش بیقید و شرط بنا نهادهاند و هر صدای مخالفی را به مثابه خیانت میپندارند.
داستان لیر با یک خطای بنیادین آغاز میشود تقسیم قدرت بر اساس چاپلوسی او برای ارضای عطش بیمارگونه خود به تحسین از دخترانش طلب ستایش اغراقآمیز میکند.
این دقیقا همان الگویی است که در رفتار سیاسی ترامپ و نتانیاهو مشاهده میشود آنها نیز متحدان خود را نه بر اساس منطق و منافع متقابل، که بر پایه میزان تملق و فرمانبرداریشان دستهبندی میکنند.
در این نمایش معاصر نقش دو دختر چاپلوس و خائن، گانریل و ریگان، به روشنی توسط اروپای منفعتطلب و برخی دولتهای عربی تحریککننده ایفا میشود. این بازیگران بینالمللی با نادیده گرفتن جنایات و سیاستهای جنگطلبانه، با سکوت یا حمایتهای سیاسی و تسلیحاتی، زبانی جز زبان تملق در برابر لیرهای دوران به کار نمیبرند.
هدف مشترک آنها در این تملقگویی دریافت سهمی از پادشاهی است پادشاهیای که در نقشه آنها با نابودی ایران و در هم شکستن جبهه مقاومت تعریف شده است. آنها با تحریک به جنگ و عادیسازی روابط در ازای هیچ در حقیقت به آتش جنون و خونخواری این حاکمان خودشیفته دامن میزنند بیآنکه به فرجام ویرانگر آن برای منطقه و جهان بیندیشند.
در مقابل این جبهه تملق کوردلیا» قرار دارد دختر راستگویی که از چاپلوسی سرباز میزند و به همین دلیل طرد و تبعید میشود. در این تطبیق سیاسی جبهه مقاومت اسلامی نقش کوردلیای حقیقتجو را ایفا میکند.
این جبهه با ایستادگی بر اصول و بیان حقیقتی که لیرهای زمانه تحمل شنیدنش را ندارند آماج خشم و کینه آنان قرار گرفته است. همانطور که لیر کوردلیا را از خود راند تا صدای وجدان را خاموش کند محور ترامپ نتانیاهو نیز تمام توان خود را برای حذف صدای مقاومت به کار گرفته است، زیرا این صدا، آینهٔ تمامنمای زوال درونی و بیعدالتی آنهاست.
یکی از کلیدیترین ابعاد تحلیل قدرت فاسد پیوند ناگسستنی آن با فساد ساختاری و اخلاقی است. پرونده جزیره اپستین در این تحلیل نه فقط یک رسوایی جنایی بلکه استعارهای نیرومند از باتلاق اخلاقی است که قدرتمداران بیمهار در آن غرق شدهاند. این جزیره نماد فساد جنسی نهادینهشده و انحطاطی است که در پس نقاب سیاست و قدرت پنهان شده است.
این فساد عمیق در برابر صداقت و آرمانگرایی جبهه مقاومت که بر مبنای حقیقتجویی و عدالتخواهی استوار است همچون تقابل تاریکی مطلق با نوری اندک اما اصیل جلوه میکند. همانطور که لیر در اوج جنون از تمام معیارهای اخلاقی تهی شد این ساختار قدرت نیز با غرق شدن در فساد پیوند خود را با واقعیت و انسانیت از دست داده است.
فرجام شاه لیر، جنون تنهایی و مرگی تراژیک بود مرگی که نه از شمشیر دشمن که از فروپاشی درونی و طوفانی که خود برافروخته بود شکسپیر به ما هشدار میدهد که هیچ قدرتی بر پایه خونخواری، خودشیفتگی و فساد پایدار نخواهد ماند.
این یک سنت تخلفناپذیر تاریخی است دنیا در نهایت نه با قدرت لیرها بلکه با استقامت کوردلیاها به مسیر خود ادامه میدهد با کسانی که حقیقت را بر تملق ترجیح میدهند. فرجام نهایی جنگطلبان و حاکمان فاسد نه پیروزی بلکه ثبت شدن در حافظه تاریخ بهعنوان عبرتی خونبار برای آیندگان است.



