به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، شاهرخ احمدزاده فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: تحولات امنیتی سالهای اخیر نشان میدهد که تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی دیگر در چارچوب جنگهای کلاسیک تعریف نمیشود. آنچه امروز شاهد هستیم شکلگیری یک جنگ ترکیبی پیشرفته است که در آن داده الگوریتم و زیرساختهای دیجیتال هموزن موشکها پهپادها و سامانههای دفاعی اهمیت یافتهاند. به بیان دقیقتر میدان نبرد از جغرافیای فیزیکی به فضای نامرئی دادهها گسترش یافته است.
این تحول حاصل همگرایی کمسابقه میان سیلیکونولی و پنتاگون است اتحادی که میکوشد با برتری محاسباتی میدان نبرد با ایران را جابهجا کند.
در معماری جنگ جدید زمان تصمیمگیری به شدت فشرده شده است. سامانههای تحلیل داده مبتنی بر هوش مصنوعی فرآیندی که زمانی هفتهها طول میکشید را در چند ساعت انجام میدهند. الگوریتمها میلیونها داده اعم از تصاویر ماهوارهای الگوهای رفتاری و ارتباطی را همزمان پردازش کرده و فهرستی از اهداف و گزینههای عملیاتی را پیش روی فرماندهان قرار میدهند. این تحول مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال را به خط مقدم جدیدی تبدیل کرده است. هر عملیات مدرن حاصل هزاران محاسبه الگوریتمی در کسری از ثانیه است
با این حال اتکای روزافزون به سامانههای خودکار یک نقطه ضعف بنیادین را آشکار میکند.
فریبپذیری محاسبات
الگوریتمها برای سرعت و کارایی طراحی شدهاند، نه برای قضاوت اخلاقی یا درک پیچیدگیهای میدان واقعی جنگ. هنگامی که فرماندهان تنها چند ثانیه برای تأیید پیشنهادهای یک سیستم هوشمند فرصت دارند احتمال خطاهای فاجعهبار افزایش مییابد دقیقا تمامی محاسبات غیر انسانی و بدون احساسی که در تهاجم به ایران از شهادت رهبر انقلاب اسلامی، مدرسه دخترانه میناب ، تجاوزات هوایی به مناطق مسکونی از دادههای ناقص یا تحلیلهای نادرست می باشد که به تصمیمهایی با پیامدهای غیرقابل جبران منجر می شود. اینجاست که هنر مقاومت هوشمند به میدان میآید.
تجربه میدانهای نبرد اخیر به وضوح نشان داده که فناوریهای پیشرفته غربی در مواجهه با تاکتیکهای غیرخطی و هوشمند نیروهای مقاومت آسیبپذیرند. قدرت موشکی هوشمند ایران و حزبالله نه یک توان تخریبی، که یک ابزار پیچیده فریب محاسباتی است.
شناسایی و انهدام سیستمهای جاسوسی و ردیابی پیشرفته دشمن خنثیسازی سامانههای دفاعی مانند گنبد آهنین و موارد گزارششده از سقوط یا اختلال در عملکرد هواپیماهای پیشرفتهای چون F-35 یا سامانههای آواکس، همگی گواهی بر این مدعا هستند. این موفقیتها تصادفی نیست حاصل درک عمیق از مکانیسمهای دشمن و طراحی عملیاتهایی است که دقیقاً برای برهم زدن محاسبات الگوریتمی او تنظیم میشود.
برای ایران و محور مقاومت این تحولات یک پیام راهبردی دارد رقابت در میدان جنگ ترکیبی به معنای افزایش توان تسلیحاتی نیست بلکه مستلزم *تقویت هوش سایبری توسعه زیرساختهای دادهای بومی و ارتقای دائمی هنر جنگ الکترونیک و فریب است. گاه یک اختلال حسابشده در سامانههای اطلاعاتی دشمن یا یک مانور فریبنده میتواند تأثیری استراتژیکتر از یک درگیری مستقیم داشته باشد.
رویکرد مقاومت فعال نشان داده که میتوان با ادغام فناوری بومی نوآوری تاکتیکی و درک روانشناختی از دشمن توازن را در میدان نامرئی دادهها نیز بر هم زد.
جهان امنیتی امروز به سرعت در حال تغییر است. جنگها اگرچه در زمین و آسمان نمود مییابند اما بخش تعیینکننده آنها در مراکز داده و شبکههای محاسباتی رقم میخورد. در این معادله جدید قدرت نه فقط در زرادخانهها، که در توانایی کنترل دادهها مدیریت میدانهای نامرئی و حفظ ابتکار عمل در فریب محاسباتی نهفته است. همگرایی سیلیکونولی و پنتاگون یک واقعیت انکارناپذیر است اما تاریخ جنگ ثابت کرده که هیچ الگوریتمی نمیتواند جای ابتکار عمل انعطاف و اراده رزمندهای را که برای دفاع از خاکش میجنگد را بگیرد.
آینده این تقابل به توانایی هر طرف در یادگیری، تطبیق و فریب دادن ماشینهای محاسبهگر طرف مقابل گره خورده است هنری که به نظر میرسد فرزندان این مرز و بوم درسهای اولیه آن را در میدان عمل به خوبی فراگرفتهاند.



