به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»؛ نجیبه معصومی سرای خبرنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: اهدای عضو یکی از ارزشمندترین جلوههای نوعدوستی و مسئولیت اجتماعی است؛ تصمیمی که میتواند پس از پایان زندگی یک انسان، فرصتی دوباره برای زندگی بیماران نیازمند فراهم کند.
مرگ مغزی پایان زندگی یک فرد است، اما میتواند آغاز زندگی چندین انسان دیگر باشد؛ انسانهایی که روزها، ماهها و حتی سالها در انتظار دریافت عضوی هستند که ادامه حیاتشان به آن وابسته است.
فرهنگ اهدای عضو زمانی میتواند در جامعه نهادینه شود که درباره اهمیت آن آگاهی بیشتری ایجاد کنیم و خانوادهها بدانند تصمیم به اهدای عضو، نه پایان یک زندگی، بلکه میتواند ادامهبخش زندگی دیگران باشد بسیاری از خانوادهها در شرایط دشوار از دست دادن عزیز خود، با تصمیمی بزرگ مواجه میشوند؛ تصمیمی که اگر با آگاهی و شناخت کافی همراه باشد، میتواند به نجات جان چند بیمار منجر شود.
در حال حاضر حدود ۲۵ هزار بیمار در کشور در صف دریافت عضو قرار دارند؛ بیمارانی که برای ادامه زندگی چشمانتظار پیوند هستند در مقابل، تنها حدود ۸۰۰ نفر در سال اعضای خود را اهدا میکنند این فاصله میان نیاز بیماران و تعداد اهداکنندگان نشان میدهد که فرهنگ اهدای عضو همچنان نیازمند توجه جدیتر جامعه، رسانهها و نهادهای فرهنگی و درمانی است.
سالانه حدود ۲ هزار و ۵۰۰ نفر در کشور شرایط اهدای عضو پیدا میکنند، اما تنها حدود یکسوم این افراد در نهایت اعضای خود را اهدا میکنند همین آمار نشان میدهد که علاوه بر توسعه زیرساختهای درمانی، باید روی فرهنگسازی، افزایش آگاهی خانوادهها و کاهش نگرانیها و باورهای نادرست درباره اهدای عضو نیز تمرکز شود.
اعضای قابل اهدا از فرد مرگ مغزی، تنها به یک عضو محدود نمیشود قلب، ریهها، کبد، روده، کلیهها و لوزالمعده از جمله اعضایی هستند که امکان اهدای آنها وجود دارد همچنین برخی بافتهای بدن مانند پوست، تاندون، غضروف، استخوان، مغز استخوان، دریچه قلب و قرنیه نیز میتوانند برای درمان و نجات بیماران مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین یک تصمیم انسانی میتواند به بهبود یا نجات زندگی چندین بیمار کمک کند.
با وجود این ظرفیت ارزشمند، هر روز شمار قابل توجهی از بیماران به دلیل نبود عضو پیوندی جان خود را از دست میدهند. بر اساس آمار مطرحشده، روزانه هفت تا ۱۰ نفر و سالانه حدود سه هزار نفر در کشور به دلیل نرسیدن عضو پیوندی جان خود را از دست میدهند؛ آماری که ضرورت توجه جدیتر به اهدای عضو را بیش از پیش نشان میدهد.
فرهنگ اهدای عضو تنها با نصب بنر و برگزاری برنامههای مناسبتی شکل نمیگیرد؛ این فرهنگ نیازمند گفتوگویی مستمر در خانوادهها، مدارس، دانشگاهها، رسانهها و فضای عمومی جامعه است باید درباره مرگ مغزی، فرآیند اهدای عضو و تأثیر این اقدام بر زندگی بیماران اطلاعرسانی دقیق و شفاف صورت گیرد تا خانوادهها در لحظهای سخت، تصمیمی آگاهانه بگیرند.
در این میان، رسانهها نقش مهمی دارند روایت زندگی بیمارانی که با دریافت عضو به زندگی بازگشتهاند و همچنین بیان تجربه خانوادههای اهداکنندگان میتواند تصویری واقعی از ارزش این اقدام ارائه دهد فرهنگسازی زمانی اثرگذارتر خواهد بود که مردم بدانند پشت هر اهدای عضو، انسانی قرار دارد که با بخشش خود، فرصت دوبارهای برای زندگی به دیگری هدیه کرده است.
اهدای عضو در حقیقت یک انتخاب انسانی برای ادامه بخشیدن به زندگی است؛ انتخابی که میتواند از دل یک فقدان، امیدی بزرگ خلق کند شاید هیچکس نتواند از مرگ عزیز خود جلوگیری کند، اما میتوان با یک تصمیم آگاهانه، اجازه داد بخشی از وجود او به زندگی ادامه دهد و قلبی بتپد، چشمی ببیند و بیماری دوباره فرصت زندگی پیدا کند نهادینه شدن این فرهنگ، یعنی تبدیل بخشش به یک ارزش اجتماعی؛ ارزشی که میتواند هزاران زندگی را نجات دهد.




