به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری «اروم نیوز»؛ برخی روزها در حافظه ملتها تنها یک تاریخ نیستند؛ زخمی میشوند که تا سالها با هر یادآوری دوباره سر باز میکند.
روزهایی که واژهها از توصیف آنچه بر دل مردم گذشته ناتوان میشوند و قلم، هر قدر هم روان باشد، از ثبت عمق اندوه بازمیماند امروز، از همان روزهاست؛ روزی که میلیونها نفر نه فقط برای تشییع یک پیکر، بلکه برای بدرقه بخشی از خاطرات، باورها و سالهای زندگی خود گرد هم آمدهاند.
اندوه امروز، اندوه از دست دادن یک فرد نیست؛ غم از دست دادن تکیهگاهی است که بسیاری از مردم حضورش را مایه آرامش میدانستند گویی ناگهان بخشی از آسمان این سرزمین خالی شده است مردمی که سالها تصویر او را در بزنگاههای دشوار دیده بودند، حالا باید با حقیقتی کنار بیایند که هنوز برای بسیاری باورپذیر نیست؛ حقیقت نبودن.
تشییع رهبر شهید، روایت عشق و دلدادگی مردم ایران
در چنین روزهایی، شهرها چهره دیگری پیدا میکنند خیابانها دیگر فقط مسیر عبور خودروها نیستند؛ راههایی هستند که اشک از آنها عبور میکند سکوت، از هر فریادی بلندتر است و نگاهها، حرفهایی را روایت میکنند که زبان از گفتنشان عاجز است. هر چهره، داستانی دارد؛ داستان دیداری کوتاه، دست تکان دادنی از دور، جملهای که روزی شنیده شد یا امیدی که در سالهای سخت، از همان تریبونها در دل مردم زنده ماند.
شاید بزرگترین ویژگی رهبران مردمی، همین باشد که پس از رفتنشان، تازه میتوان اندازه جای خالیشان را فهمید تا وقتی هستند، حضورشان بدیهی به نظر میرسد؛ اما وقتی میروند، جامعه متوجه میشود که چه ستون بلندی از میانش برداشته شده است.
آنگاه خاطرهها یکییکی از راه میرسند؛ دیدارها، سخنرانیها، لبخندها، هشدارها و لحظههایی که شاید در زمان خود عادی به نظر میرسیدند، اما اکنون به گنجینهای از حسرت تبدیل شدهاند.
دهه نودیها؛ وارثان اشک و عهدی که ماندگار شد
در میان انبوه جمعیت، چهره نوجوانانی بیش از همه نگاه را به خود جلب میکند نسلی که شاید سالهای کمتری از همراهی با این رهبر را تجربه کرده باشد، اما امروز با همان شور و اشک، در کنار پدران و مادران خود ایستاده است این حضور، بیش از آنکه یک احساس لحظهای باشد، نشانه انتقال یک باور از نسلی به نسل دیگر است؛ باوری که با اجبار شکل نمیگیرد، بلکه در فضای خانواده، خاطرهها و تجربههای جمعی ریشه میدواند.
پیرمردی که عصا به دست ساعتها ایستاده، شاید سالهای نخست انقلاب را به یاد دارد مادری که کودکش را در آغوش گرفته، شاید آمده است تا به فرزندش بگوید بعضی بدرقهها فقط بدرقه نیست؛ کلاس درس تاریخ است.
جوانی که پرچمی در دست دارد، شاید هیچگاه فرصت دیدار نزدیک با رهبر خود را نداشته، اما احساس میکند امروز باید سهمی در این وداع داشته باشد این اجتماع، مجموعهای از نسلهاست که هر کدام با زبان خود، یک حرف مشترک را فریاد میزنند و آنهم وفاداری است.
مرگ، پایان زندگی جسم است؛ اما درباره برخی انسانها، آغاز حضور دیگری در حافظه مردم میشود شهادت، اگر با سالها خدمت، مجاهدت و ایستادگی همراه باشد، تنها یک خبر نیست؛ رویدادی است که به بخشی از هویت تاریخی یک ملت تبدیل میشود، از همین روست که مراسم تشییع چنین شخصیتهایی، تنها یک آیین سوگواری نیست؛ بازخوانی یک مسیر و تجدید عهد با آرمانهایی است که برای آنها زیستهاند.
رهبر شهید بر دوش ملت، جاودانه در قلب تاریخ
در این روزها، جلوههای زیبایی از همدلی نیز خودنمایی میکند مردمی که شاید هرگز یکدیگر را ندیده باشند، کنار هم میایستند، به هم آب تعارف میکنند، مسیر را برای سالمندان باز میکنند و بیهیچ چشمداشتی، میزبان عزادارانی میشوند که از شهرهای دور آمدهاند گویی غم مشترک، فاصلهها را از میان برداشته و همه را به اعضای یک خانواده بزرگ تبدیل کرده است.
امروز، هنگامی که پیکر پاک رهبر شهید بر دوش مردم تشییع شد، شاید بسیاری از اشکها بیاختیار جاری شد اشکهایی که تنها برای فقدان یک انسان نیست؛ برای پایان فصلی از تاریخ است.
اما همین اشکها، پیام دیگری نیز در خود دارند؛ اینکه ملتها با رفتن بزرگانشان از حرکت بازنمیایستند آنان داغدار میشوند، سوگوار میشوند، اما از دل همین سوگ، ارادهای تازه برای ادامه راه متولد میشود.
شاید سالها بعد، وقتی نسلهای آینده درباره این روزها بخوانند، نخست از عظمت جمعیتی شگفتزده شوند که برای بدرقه آمده بودند اما حقیقت، فراتر از شمار آدمهاست.
اشک بر ایرانیترین ایرانی
آنچه این روز را ماندگار میکند، پیوند عاطفی مردمی است که احساس کردند عضوی از خانواده خود را از دست دادهاند چنین پیوندی را نه میتوان با آمار سنجید و نه در قاب دوربینها به تصویر کامل کشید؛ این احساس، تنها در قلب کسانی ثبت میشود که آن را زندگی کردهاند.
امروز، تابوت بر شانهها نشست، صلواتها با گریه درهم آمیخت و آخرین بدرقه انجام شد؛ اما هیچ بدرقهای پایان یک راه نیست آنان که به باورهای خود وفادارند، میدانند انسانهایی که برای آرمان زندگی میکنند، با رفتن نیز الهامبخش میمانند شاید جسم از میان مردم برود، اما خاطره، اندیشه و راه، در دل میلیونها نفر به زندگی ادامه خواهد داد.
و چه تلخ است وداع با کسی که مردم، او را نه فقط یک مسئول، بلکه پناه روزهای سخت خود میدانستند گاهی یک ملت، در سکوت اشکهایش حرفهایی میزند که هیچ خطابهای توان بیان آن را ندارد.
امروز، ایران با اشک سخن میگوید؛ اشکی که از دلتنگی میآید، از قدرشناسی، از عشق و از عهدی که مردم با شهیدان خود میبندند؛ عهدی که میگوید نام آنان از حافظه این سرزمین پاک نخواهد شد و یادشان، تا همیشه در قلب تاریخ خواهد تپید.
گزارش از نجیبه معصومی سرای
انتهای خبر/




