• امروز : پنج شنبه - ۱۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 21 - ربيع أول - 1448
  • برابر با : Thursday - 3 September - 2026
یادداشت؛

از اختلاف نظر تا دشمن‌سازی

  • کد خبر : 312031
  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱:۰۰
از اختلاف نظر تا دشمن‌سازی
در جامعه سالم، هم‌نظر بودن همه افراد ملاک نیست، بلکه مهم این است که با وجود اختلاف نظر، همدیگر را به رسمیت بشناسند. جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن اختلاف نظر به دشمنی هویتی تبدیل نمی‌شود.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» علی علیزاده دارابی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: آنچه امروز در فضای مجازی می‌بینیم، صرفاً «بحث» و تبادل نظر نیست. در بخش‌هایی از فضای عمومی، با فرایندی عمیق‌تر مواجهیم: عبور تدریجی از اختلاف‌نظر به سمت قطبی‌شدن و دسته‌بندی هویتی. این تغییر شاید در ابتدا چندان محسوس نباشد؛ اما زمانی اهمیت پیدا می‌کند که افراد دیگر صرفاً بر سر یک مسئله، سیاست یا تصمیم اختلاف نداشته باشند، بلکه طرف مقابل را بر اساس «اینکه چه کسی است» قضاوت کنند.

در این مرحله، مسئله دیگر فقط این نیست که «چه می‌گویی»، بلکه به این تبدیل می‌شود که «تو چه کسی هستی؟» و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک اختلاف اجتماعی می‌تواند از یک اختلاف قابل مدیریت، به یک شکاف هویتی تبدیل شود. اختلاف‌نظر، ذات جامعه است؛ دشمن‌سازی نه هیچ جامعه‌ای بدون اختلاف‌نظر وجود ندارد. اختلاف درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ و آینده کشور، بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. حتی می‌توان گفت جامعه‌ای که امکان اختلاف و نقد در آن وجود ندارد، ظرفیت محدودی برای اصلاح خود خواهد داشت؛ بنابراین مسئله، وجود اختلاف نیست. مسئله زمانی آغاز می‌شود که اختلاف از «موضوع» جدا شده و به «هویت» گره بخورد. در این وضعیت، جمله «من با این سیاست مخالفم» به‌تدریج جای خود را به جمله‌ای مانند «کسانی که این سیاست را قبول دارند، چنین افرادی هستند» می‌دهد. بعد از آن، مرحله دیگری آغاز می‌شود: «آنها با ما فرق دارند.» و سپس: «آنها علیه ما هستند.» در این نقطه، «رقیب» به «تهدید» تبدیل می‌شود.

مطالعات جدید در روان‌شناسی سیاسی نیز نشان می‌دهد که قطبی‌شدن صرفاً به معنای فاصله گرفتن دیدگاه‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند با افزایش احساسات منفی نسبت به گروه مقابل و تقویت هویت‌های «ما» و «آنها» همراه شود. پژوهش منتشرشده در Communications Psychology توضیح می‌دهد که تعاملات گروهی، از جمله در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند به شکل‌گیری هویت‌های اجتماعی جدید و افزایش فاصله میان گروه‌های رقیب منجر شود؛ هرچند قطبی‌شدن لزوماً به خشونت منتهی نمی‌شود و نتیجه آن به شرایط اجتماعی و سیاسی بستگی دارد.

خطر از جایی شروع می‌شود که «مسئله» تبدیل به «هویت» شود وقتی اختلاف درباره یک مسئله باشد، امکان مذاکره وجود دارد. می‌توان درباره یک سیاست بحث کرد، آن را اصلاح کرد یا حتی کنار گذاشت. اما وقتی یک موضع سیاسی یا اجتماعی به بخشی از هویت فرد تبدیل شود، نقد آن موضع ممکن است به‌عنوان حمله به خود فرد تلقی شود. در چنین شرایطی، دفاع از یک ایده به دفاع از «خود» تبدیل می‌شود. نتیجه روشن است: انعطاف کمتر، شنیدن کمتر و خصومت بیشتر. در این وضعیت، فرد دیگر تلاش نمی‌کند طرف مقابل را قانع کند؛ تلاش می‌کند او را بی‌اعتبار کند.

به همین دلیل است که زبان سیاسی و اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند. کلماتی که برای توصیف گروه مقابل استفاده می‌کنیم، فقط واژه نیستند؛ آن‌ها می‌توانند مرزهای «خودی» و «غیرخودی» را بازتعریف کنند. شبکه‌های اجتماعی؛ موتور قطبی‌شدن یا فقط یک شتاب‌دهنده؟ نباید شبکه‌های اجتماعی را علت اصلی قطبی‌شدن دانست. قطبی‌شدن سیاسی و اجتماعی بسیار قدیمی‌تر از اینترنت است و ریشه‌های آن را باید در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نابرابری، بحران اعتماد و تجربه‌های تاریخی جست‌وجو کرد. اما شبکه‌های اجتماعی می‌توانند سرعت و مقیاس این فرایند را افزایش دهند.

فضای دیجیتال امکان تشکیل اجتماعاتی را فراهم کرده است که افراد در آنها عمدتاً با کسانی ارتباط برقرار می‌کنند که باورهای مشابهی دارند. در چنین محیط‌هایی، تکرار یک روایت می‌تواند احساس «اجماع» ایجاد کند؛ حتی زمانی که آن دیدگاه در کل جامعه اکثریت نداشته باشد. از سوی دیگر، محتوای خشم‌آلود، ترسناک و مناقشه‌برانگیز معمولاً ظرفیت بالایی برای جلب توجه دارد؛ بنابراین ممکن است یک کاربر، طی مدت کوتاهی، بارها با محتوایی مواجه شود که گروه مقابل را فاسد، نادان، خطرناک یا خائن معرفی می‌کند.

تکرار این تصویر، به‌تدریج می‌تواند یک «واقعیت روان‌شناختی» بسازد: «اگر همه چیزهایی که می‌بینم همین است، پس آنها واقعاً همین هستند.» UNDP نیز در گزارش‌های خود درباره قطبی‌شدن جهانی، به افزایش قطبی‌شدن سیاسی، کاهش اعتماد و کاهش تحمل دیدگاه‌های مخالف اشاره کرده و هشدار داده است که انتشار اطلاعات نادرست می‌تواند در تشدید این روند نقش داشته باشد.

برچسب‌زنی؛ میان‌بری که گفت‌وگو را می‌کشد یکی از مهم‌ترین ابزارهای قطبی‌شدن، برچسب‌زنی است. برچسب، انسان پیچیده را به یک ویژگی تقلیل می‌دهد. وقتی فردی را صرفاً با یک عنوان سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی تعریف می‌کنیم، دیگر لازم نمی‌بینیم حرف او را بشنویم؛ زیرا تصور می‌کنیم پیشاپیش می‌دانیم چه خواهد گفت. در این شرایط، بحث درباره ایده جای خود را به قضاوت درباره هویت می‌دهد. این فرایند می‌تواند حتی روایت‌های متفاوت از یک رویداد را نیز تشدید کند.

پژوهش‌های مربوط به جوامع درگیر منازعه نشان داده‌اند که گروه‌های مختلف ممکن است درباره یک واقعه خشونت‌آمیز، برداشت‌های کاملاً متفاوتی از قربانی، عامل خشونت، مسئولیت و نیت طرف مقابل داشته باشند؛ و همین روایت‌های متعارض می‌توانند بر روابط بین‌گروهی و امکان آشتی اثر بگذارند. به بیان ساده‌تر وقتی هر گروه فقط روایت خودش را حقیقت مطلق بداند، امکان ساختن یک روایت مشترک از واقعیت کاهش می‌یابد. از کاهش همدلی تا فرسایش سرمایه اجتماعی خطر اصلی قطبی‌شدن فقط افزایش اختلافات لفظی نیست. پیامد عمیق‌تر، فرسایش اعتماد و سرمایه اجتماعی است.

جامعه برای ادامه حیات خود به حداقلی از اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد میان شهروندان، میان گروه‌های اجتماعی و میان جامعه و نهادها. بانک جهانی در ادبیات مربوط به انسجام اجتماعی و شکنندگی، بر اهمیت اعتماد و روابط میان گروه‌های اجتماعی برای پیشگیری از شکنندگی، تعارض و خشونت تأکید می‌کند. همچنین مطالعات موردی درباره جوامع درگیر خشونت نشان داده‌اند که تعارض می‌تواند ساختارهای سرمایه اجتماعی را تغییر دهد و روابط میان گروه‌ها را تضعیف کند. وقتی اعتماد کاهش پیدا کند، رفتار طرف مقابل نیز به شکل متفاوتی تفسیر می‌شود. حرکت دفاعی یک گروه، از سوی گروه دیگر ممکن است حمله تلقی شود. واکنش به آن، اقدام خصمانه تلقی می‌شود و این چرخه ادامه پیدا می‌کند.

بیشتر در چنین محیطی، حتی یک بحران کوچک نیز می‌تواند پیامدهای بزرگ‌تری پیدا کند. آیا هر قطبی‌شدنی به خشونت منجر می‌شود؟ قطعاً نه. این نکته بسیار مهم است. نباید میان «قطبی‌شدن» و «جنگ داخلی» رابطه‌ای مکانیکی برقرار کرد. بسیاری از جوامع به‌شدت قطبی هستند؛ اما همچنان از مسیرهای نهادی، انتخاباتی و گفتگویی برای مدیریت اختلاف استفاده می‌کنند. آنچه خطر را افزایش می‌دهد، هم‌زمانی چند عامل است: کاهش اعتماد، تضعیف نهادهای میانجی، احساس تهدید، شکاف‌های عمیق هویتی، انتشار نفرت و اطلاعات نادرست، ضعف کانال‌های گفت‌وگو و کاهش مشروعیت طرف مقابل. پژوهش‌های تجربی نیز نشان داده‌اند که در برخی زمینه‌ها، قطبی‌شدن شدید قومی – سیاسی با افزایش خطر خشونت انتخاباتی و بین‌گروهی همراه است؛ اما این رابطه به زمینه سیاسی و نهادی وابسته است.

بنابراین، گزاره دقیق‌تر این نیست که «فقدان گفتگو ۷۰ درصد احتمال خشونت را افزایش می‌دهد»؛ بلکه شواهد معتبر نشان می‌دهد که کاهش انسجام اجتماعی، افزایش خصومت بین‌گروهی و از بین رفتن کانال‌های گفت‌وگو می‌توانند از عوامل مهم افزایش شکنندگی و تعارض باشند. این تفاوت از نظر علمی بسیار مهم است. گفتگو؛ نه برای شبیه کردن انسان‌ها، بلکه برای حفظ جامعه راه‌حل قطبی‌شدن، حذف اختلاف نیست.

اتفاقاً جامعه سالم جامعه‌ای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند؛ جامعه سالم جامعه‌ای است که اختلاف را بدون تبدیل آن به دشمنی هویتی مدیریت کند. گفت‌وگو به معنای توافق نیست. گفت‌وگو یعنی پذیرفتن این اصل که طرف مقابل، حتی اگر با ما مخالف باشد، همچنان انسان، شهروند و صاحب حق اظهارنظر است. UNDP در راهنماهای مربوط به مقابله با گفتار نفرت‌زا نیز بر رویکردهای مبتنی بر گفتگوی مسالمت‌آمیز، رفتارشناسی و تقویت ظرفیت جوامع برای مقابله با نفرت، اطلاعات نادرست و اطلاعات گمراه‌کننده تأکید کرده است. از این منظر، سواد رسانه‌ای نیز باید معنایی فراتر از «تشخیص خبر جعلی» پیدا کند.

باید بتوانیم از خود بپرسیم: این محتوا چه احساسی در من ایجاد می‌کند؟ آیا هدف آن اطلاع‌رسانی است یا تحریک؟ آیا من در حال نقد یک «ایده» هستم یا تحقیر یک «گروه»؟ آیا طرف مقابل واقعاً تهدید است یا صرفاً متفاوت است؟ و شاید مهم‌تر از همه: آیا این محتوا به من کمک می‌کند دیگری را بهتر بفهمم، یا فقط باعث می‌شود بیشتر از او متنفر شوم؟ مرز خطر کجاست؟ فروپاشی اجتماعی الزاماً با یک حادثه بزرگ آغاز نمی‌شود. گاهی فرایند از تغییرات کوچک در زبان، نگرش و رفتار روزمره شروع می‌شود.

اما هرچه اعتماد و همدلی کاهش یابد و در مقابل، زبان نفرت و دشمن‌سازی افزایش پیدا کند، بازگرداندن جامعه به نقطه تعادل دشوارتر خواهد شد. شاید بنابراین، مهم‌ترین شاخص سلامت یک جامعه این نباشد که مردم چقدر با یکدیگر هم‌نظرند؛ بلکه این باشد که با وجود اختلاف، تا چه اندازه هنوز یکدیگر را به رسمیت می‌شناسند. جامعه سالم، جامعه بدون اختلاف نیست. جامعه سالم، جامعه‌ای است که اجازه نمی‌دهد اختلاف نظر به دشمنی هویتی تبدیل شود.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=312031

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.