• امروز : پنج شنبه - ۱۷ اردیبهشت - ۱۴۰۵
  • برابر با : 21 - ذو القعدة - 1447
  • برابر با : Thursday - 7 May - 2026
گزارش «اروم نیوز» از فداکاری یک معلم بازنشسته؛

آتش دشمن، اراده معلم فداکار را نتوانست بشکند

  • کد خبر : 303713
  • ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۸:۱۳
آتش دشمن، اراده معلم فداکار را نتوانست بشکند
نه جنگ، نه بازنشستگی و نه هیچ‌چیز دیگری نتوانست مانع معلمی فداکار در ارومیه شود و او با دلدادگی و عشق به وطن، کلاس‌های درس را در روستای ولنده در ارومیه در خانه یکی از شاگردانش برپا کرد تا چراغ علم را روشن نگه دارد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، در روزهای بحرانی اسفند ۱۴۰۴، زمانی که باری دیگر استکبار جهانی با حمله ناجوانمردانه خود به میهن اسلامی، وحشی‌گری‌های ترامپ و آمریکا را به نمایش گذاشت، ملت ایران همچنان ایستاده و مقاوم باقی ماند.

در این شرایط جنگی، یکی از بزرگ‌ترین ضربات به کشور وارد شد؛ حمله به مدرسه‌ای در میناب که زخمی عظیم بر قلب ملت ایران گذاشت. مدارس تعطیل شدند و آموزش به صورت مجازی در بستر شاد برگزار شد. اما مشکلات جنگی، کندی اینترنت و کمبود امکانات، سبب شد که بسیاری از کلاس‌ها به درستی برگزار نشوند و دانش‌آموزان با دشواری‌های فراوانی روبرو شوند.

در این میان، معلم فداکار و بازنشسته‌ای که سال‌ها عمر خود را صرف تعلیم و تربیت نسل‌های آینده کرده بود، نتوانست در برابر این بحران بی‌تفاوت باشد و او که به خوبی می‌دانست آموزش در چنین شرایطی تنها با عشق و فداکاری ممکن است، به محض دریافت درخواست از آموزش و پرورش، از خانه خود بیرون آمد و در روستای کوچک ولنده، در خانه یکی از شاگردانش، کلاس درس جدیدی برپا کرد.

این کلاس، نه تنها محل یادگیری علم، بلکه مکانی برای انتقال امید، همدلی و فداکاری بود. معلمی که بازنشسته بود، اما قلبش همچنان برای تعلیم و تربیت می‌تپید، دوباره به صحنه آمد تا نشان دهد که حتی در سخت‌ترین شرایط، هیچ چیزی نمی‌تواند مانع از انتقال علم و نور به دل‌های کودکان این سرزمین شود.

قلب ملت ایران برای میهن می‌تپد

در آستانه هفته معلم و برای به تصویر کشیدن فداکاری معلم بازنشسته‌ای که نه جنگ، نه بازنشستگی و نه هیچ‌چیز دیگری نتوانست مانع از آموزش بشود، تصمیم گرفتم در یک صبح بهاری و در هوای دل‌انگیز رهسپار روستای ولنده سفلی ارومیه شوم. باید این صحنه‌های پر از فداکاری را برای تاریخ ثبت می‌کردم؛ باید قلم به دست می‌گرفتم تا این لحظات ماندگار شوند و همه بدانند که قلب ملت ایران هنوز برای میهن و آینده کشور می‌تپد.

صدای هیاهوی دانش‌آموزان به گوش نمی‌رسید

از مسیر زیبای روستا گذشتم. درختان کهنسال، کوچه‌های خاکی و خانه‌های روستایی، همگی در سکوت عمیق صبحگاهی غرق شده بودند. وقتی به مدرسه روستای ولنده رسیدم، دیگر صدای هیاهوی دانش‌آموزان به گوش نمی‌رسید، دیگر هیچ تصویری از تجمع بچه‌ها در آبخوری حیاط مدرسه نبود. مدارس تعطیل شده بودند و کلاس‌ها بی‌دانش‌آموز. در دل سکوتی که فضای مدرسه را فرا گرفته بود، صدای همهمه‌ی دانش‌آموزان همچنان در ذهنم پیچید.

تصاویر شهدای دانش‌آموز میناب در جلو چشمانم رژه می‌رفتند. دلم فشرده شد و بی‌اختیار اشک گوشه چشمانم حلقه زد. چه جنایتی! کدام آب می‌تواند این همه خون و جنایت را تطهیر کند؟ مگر فراموش می‌شود که چگونه خون پاک این کودکان بر زمین ریخته شد؟

با همه این احساسات و خاطرات تلخ، با مدیر مدرسه هماهنگ شدم تا به سوی کلاس و محل تدریس خانم پورفرهاد، معلم بازنشسته فداکار و همسر شهید، برویم. جایی که عشق و فداکاری هنوز در آن جریان داشت، جایی که معلمی با قلبی بزرگ و روحی مقاوم در برابر تمامی مشکلات، دوباره آستین‌ها را بالا زده بود تا به آموزش ادامه دهد. او که هیچ‌گاه از وظیفه‌اش عقب‌نشینی نکرده بود، در خانه یکی از شاگردانش کلاس را برپا کرده بود، تا چراغ آموزش در این دیار خاموش نشود.

این لحظه‌ها، نه تنها به یادماندنی بلکه درس بزرگی به نسل‌های بعدی می‌دهد؛ حتی در سخت‌ترین روزها، زمانی که همه چیز به نظر می‌رسد متوقف شده، همیشه هستند کسانی که برای آینده کشورشان، حتی جانشان را نیز فدای تعلیم و تربیت نسل‌های آینده می‌کنند.

اینجا آینده ساخته می‌شود

از کوچه خاکی گذشتیم و هر گام که به سوی ته کوچه برداشتم، صدای نرم و دل‌نشین معلم و دانش‌آموزان دبستانی در گوشم پیچید. اینجا، در این نقطه دورافتاده، جایی بود که تنها تدریس انجام نمی‌شد؛ بلکه آینده‌ای روشن و پرامید ساخته می‌شد.

صدای خانم پورفرهاد، معلم بازنشسته فداکار، در دل سکوت روستا آرامش عجیبی را به فضا می‌بخشید. گویی هر کلمه‌ای که از دهانش بیرون می‌آمد، نه تنها درس علم، بلکه درس عشق و فداکاری به کودکان می‌آموخت. در همان لحظه، متوجه شدم که اینجا دیگر فقط یک کلاس نیست؛ اینجا جایی است که قلب‌ها به هم می‌پیوندند، جایی است که روح معلم به نسل آینده منتقل می‌شود.

درب کلاس را زدم و وارد شدم. چشم‌هایم از دیدن این لحظه‌های بی‌نظیر پر از حسرت و احترام شد. این معلم، با چهره‌ای آرام و مهربان، نه تنها در حال آموزش درس‌های کتابی، بلکه درس‌هایی از زندگی، از ایثار و فداکاری، به شاگردانش می‌داد. در دل این کلاس، معلمی نبود که فقط درس دهد، بلکه معلمی بود که آینده‌ها را می‌ساخت.

تعهد به خدمت در هر شرایطی

پروین پورفرهاد، معلم بازنشسته‌ای که سال‌ها در عرصه آموزش و پرورش به تدریس پرداخته، پس از ۳۵ سال خدمت مخلصانه در این عرصه، با کوله‌باری از تجربه و دانش به دنیای بازنشستگی قدم گذاشت. اما این پایان مسیر نبود؛ یک هفته پس از بازنشستگی، اداره ناحیه ۲ آموزش و پرورش به دلیل کمبود معلم از او دعوت به همکاری کرد.

پروین پورفرهاد که همیشه خود را موظف به خدمت به وطن و نسل آینده می‌داند، با کمال میل این دعوت را پذیرفت و به دنیای تعلیم و تربیت بازگشت.

ایستاده در بحران

این معلم با اخلاق که خود را در برابر بحران‌ها و موقعیت‌های سخت اجتماعی و ملی مسئول می‌داند، در طول سال‌ها و در مقاطع حساس تاریخی همچون سیل، زلزله و بحران کرونا، همواره در کنار مردم و دانش‌آموزان ایستاده است.

پروین پورفرهاد در این‌باره می‌گوید: در دوران کرونا، وقتی مدارس تعطیل شدند، ما از آموزش دست نکشیدیم. با استفاده از فناوری‌های روز، کلاس‌ها و تکالیف را برای دانش‌آموزان ارسال می‌کردیم و تلاش کردیم که هیچ‌کدام از فرصت‌های آموزشی از دست نرود.

همکاری با والدین و دانش‌آموزان در شرایط بحرانی

وی در ادامه افزود: در شرایط بحرانی کرونا، با همکاری والدین و دانش‌آموزان توانستیم بر مشکلات فائق بیاییم و حتی در ایام تعطیلات عید، کلاس‌ها را به‌طور منظم برگزار کردیم. والدین نیز با نهایت همکاری، تکالیف و پیگیری‌های آموزشی را به بهترین شکل ممکن انجام دادند.

پروین پورفرهاد که همیشه بر این باور بوده است که در مواقع بحرانی باید کنار مردم و دانش‌آموزان ایستاد، در این شرایط خاص نیز مانند گذشته دست از تلاش نکشید و تصمیم گرفت که همچنان در خط مقدم خدمت به کشور باشد.

وی گفت: بیعت ما با حضرت آقا، امام خامنه‌ای، همیشه به معنای لبیک گفتن به ندای انقلاب و خدمت به ملت است و هیچ‌گاه از این مسئولیت شانه خالی نکرده‌ایم.

تعهد بی‌پایان به نسل آینده

رفتار اخلاقی و حرفه‌ای پروین پورفرهاد نه‌تنها در شرایط بحرانی، بلکه در تمامی عرصه‌های زندگی او نمایانگر تعهد و مسئولیت‌پذیری به نسل آینده است.این معلم با سابقه و همسر شهید، همواره به‌عنوان الگویی از ایثار و فداکاری در دنیای آموزش شناخته می‌شود.

او در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی نیز به وظیفه‌اش در قبال نسل آینده ادامه می‌دهد و نشان می‌دهد که معلمان ایرانی نه‌تنها در مواقع عادی، بلکه در بحران‌ها نیز مسئولیت خود را به بهترین شکل ایفا می‌کنند.

پروین پورفرهاد، که همواره در مواجهه با مشکلات اجتماعی و آموزشی در کشور در پی یافتن راه‌حل‌های کارآمد بوده، در شرایط مختلف به کمک همکاران و خانواده‌ها آمده است. او به‌خوبی می‌داند که آموزش و پرورش تنها در فضاهای کلاسیک و روال‌های روزمره نمی‌تواند به هدف خود دست یابد؛ بلکه در مواقع بحران، ابتکار، همدلی و مسئولیت‌پذیری به‌عنوان ارکان اصلی برای حفظ روند تحصیل دانش‌آموزان مطرح می‌شود.

این معلم با سابقه همچنین درباره نحوه همکاری با والدین و دانش‌آموزان در دوران کرونا توضیح داد: والدین، همانطور که در روزهای عادی با ما همکاری می‌کردند، در شرایط خاص هم تمام توان خود را گذاشتند تا فرزندانشان از علم و دانش محروم نمانند. به همین دلیل توانستیم در کنار یکدیگر، از تعطیلی مدارس عبور کنیم و آموزش را به خانه‌ها منتقل کنیم.

این معلم فداکار باور دارد که در نظام آموزشی کشور، معلمان نه‌تنها مسئول انتقال علم به نسل آینده هستند، بلکه باید در تمامی عرصه‌های اجتماعی و انسانی نیز نقش ایفا کنند. او گفت: «تمامی تلاش‌های ما در جهت شکل‌دهی به فردای کشورمان است؛ اینکه دانش‌آموزان ما از نظر اخلاقی، اجتماعی و علمی در سطحی بالا قرار گیرند.»

پورفرهاد با اشاره به افتخار بزرگ خود به عنوان یک معلم و خدمت‌گزار به جامعه، تأکید کرد که این مسیر هرگز برای او پایان نخواهد یافت و همیشه آماده است تا در شرایط بحرانی یا روزهای عادی به وظایف خود ادامه دهد. او به‌عنوان یک الگوی عملی، نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری و تعهد به آموزش، حتی پس از بازنشستگی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.

یکی از دانش‌آموزان خانم پورفرهاد گفت: وقتی بزرگ شدم، می‌خواهم دانشمند شوم و برای ایران موشکی بسازم که سریع‌ترین و قوی‌ترین باشد. این موشک نه تنها از امنیت کشورم دفاع می‌کند بلکه برای جلوگیری از هرگونه تهدید خارجی، به‌ویژه از سوی آمریکا، طراحی می‌شود. هدف من این است که هیچ‌گاه هیچ کشوری جرات تهدید ایران را نداشته باشد و رهبران کشورمان همیشه در امنیت باشند.

می‌خواهم برای کشورمان خدمت کنم

یکی دیگر از دانش‌آموزان خانم پورفرهاد که از آموزه‌های معلم خود یاد گرفته بود گفت: معلم من به ما آموخته است که باید انسان خوبی باشیم و در کنار آن برای کشور خود خدمت کنیم. معلمم همیشه می‌گوید که باید به دیگران کمک کنیم و در راه پیشرفت و توسعه کشورمان گام برداریم.

این دانش‌آموز ادامه داد: هر فرد باید مسئولیت‌پذیر باشد و با تلاش و همت خود، به کشورش خدمت کند و در راستای اعتلای جامعه نقش مثبتی ایفا نماید.

گزارش از: رقیه وکیلی

انتهای خبر/ و

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=303713

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.