به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، شاهرخ احمدزاده فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: اربیل، جولانگاه جدید جنگ روایتها در جغرافیای سیاسی پرآشوب خاورمیانه، گاهی آنچه در ویترین رسانهها به عنوان یک حادثه امنیتی عرضه میشود، با آنچه در اتاقهای فکر و لایههای پنهان اطلاعاتی طراحی شده، تفاوتی بنیادین و ماهوی دارد. حادثه اخیر در اربیل و حمله به مقر نخستوزیری اقلیم کردستان عراق (در ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ / ۱۷ اوت ۲۰۲۶)، پیش از آنکه یک رخداد نظامی میدانی باشد، جبههای جدید در جنگ روایتها علیه جمهوری اسلامی ایران است.
کالبدشکافی مفهوم عملیات پرچم دروغین در پازل اربیل اصطلاح عملیات پرچم دروغین دقیقاً در نقطهای اهمیت پیدا میکند که عامل واقعی جنایت یا آشوب، با پنهان کردن هویت خویش، میکوشد مسئولیت اقدام خود را به گردن حریف بیندازد تا افکار عمومی و دولتها را به سوی متهمی کاذب هدایت کند. در ماجرای اخیر، ادعای استفاده از پهپادهای حدید ۱۱۰ علیه دفتر مسرور بارزانی، بلافاصله با واکنش هوشمندانه دستگاه دیپلماسی ایران مواجه شد.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با صراحت اعلام کرد: هیچ چیزی حمله نابخردانه به دفتر نخستوزیر بارزانی را توجیه نمیکند اما دوستان کرد ما باید در برابر ترفندهای پرچم دروغین که با هدف ایجاد اختلاف میان همسایگان طراحی شده، هوشیار باشند. این موضعگیری نشاندهنده اشراف اطلاعاتی تهران بر سناریویی است که قصد دارد ایران را به عنوان عامل بیثباتی در اقلیم معرفی کند.
اربیل از بنبست امنیتی تا سکوی فشار اربیل برای جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست اقلیم کردستان عراق در چهارراه منافع ایران، عراق، ترکیه و بازیگران فرامنطقهای قرار دارد. از نگاه راهبردی تهران، امنیت اقلیم کردستان پارهتنی از امنیت کل عراق و در نهایت ضامن ثبات مرزهای غربی ایران است.
با استناد به گفته های رسانهای منابع بلندپایه امنیتی، تاکید دارند که هرگونه تلاش برای تبدیل اربیل به لانه زنبور یا سکویی برای فعالیتهای ضدایرانی (اعم از حضور عناصر موساد یا گروههای تروریستی تجزیهطلب) با حساسیت و پاسخ دقیق تهران مواجه خواهد شد. اما نکته ظریف اینجاست: ایران همواره عملیاتهای خود را به صورت رسمی و صریح بر عهده میگیرد.
عدم پذیرش مسئولیت حادثه اخیر از سوی تهران و توصیف آن به عنوان یک اقدام مشکوک، پرده از یک طراحی پیچیده برای تخریب روابط حسنه تهران-بغداد-اربیل برمیدارد. ذینفعان تنش، چه کسی از آشوب سود میبرد؟ در تحلیل سیاسی حرفهای، همواره باید پرسید (چه کسی سود میبرد؟).
افزایش تنش میان ایران و اقلیم کردستان در این مقطع زمانی، دقیقاً در راستای منافع جریانی است که از نزدیکی بیش از پیش بغداد به تهران هراس دارد. بازیگران فرامنطقهای: حضور پررنگتر نیروهای مداخلهگر تحت بهانه تأمین امنیت اقلیم رژیم صهیونیستی: ایجاد انحراف در تمرکز راهبردی ایران و درگیر کردن تهران در جبهههای فرعی جریانهای تجزیهطلب: بهرهبرداری از فضای اتهامزنی برای بازسازی شبکههای نیمهجان خود در شمال عراق به نقل از المیادین، ایران بیش از هر طرف دیگری از شفاف شدن حقیقت سود میبرد.
شفافیت در این پرونده، نه تنها اتهامات را از تهران دور میکند، بلکه نیت طراحان مهندسی روایت را برای افکار عمومی منطقه فاش میسازد. پیوندهای ناگسستنی فراتر از پروتکلهای امنیتی منافع ایران در اقلیم کردستان صرفاً در لایههای سخت امنیتی خلاصه نمیشود. پیوندهای تاریخی، اقتصادی و فرهنگی میان ملت ایران و کردهای عراق، ریشهای عمیق در تاریخ معاصر دارد.
همانطور که وزیر خارجه کشورمان یادآوری کرد، ایران در روزهای سخت مبارزه با رژیم بعث و در روزهای سیاه هجوم داعش، نخستین کشوری بود که به یاری برادران کرد خود شتافت. ثبات در اربیل، ضامن رونق بازارهای مرزی، ترانزیت کالا و امنیت پایدار ملی است. لذا، منطق حکم میکند که جمهوری اسلامی ایران هرگز دست به اقدامی نزند که ثبات این منطقه را به مخاطره بیندازد.
حمله به دفتر یک مقام سیاسی، رفتاری است که با دکترین همسایگی مقتدرانه و سازنده تهران در تضاد مطلق است. ضرورت هوشیاری در برابر تروریسم رسانهای مهمترین پیام رخدادهای اخیر برای نخبگان سیاسی و رسانهای، ضرورت هوشیاری در برابر مهندسی روایتها است. دشمن در پی آن است تا با اجرای عملیاتهای میدانی مشکوک و بلافاصله پیوست کردن روایتی اتهامآمیز به آن، ایران را در موضع تدافعی قرار دهد. پاسخ هوشمندانه تهران در این مقطع، ترکیبی از بررسی فنی-اطلاعاتی مشترک با بغداد، مطالبه شفافیت از مقامات اربیل و تبیین دقیق پشتپردهها برای رسانههای منطقه است. امنیت ایران از مسیر یک عراق واحد، باثبات و مقتدر میگذرد عراقی که اجازه ندهد خاکش به جولانگاه توطئههای پرچم دروغین علیه همسایه صادق خود تبدیل شود.
در پایان، باید بر این نکته پای فشرد که اگر در ماجرای اربیل پای یک عملیات فریب در میان باشد، شناخت طراحان این سناریو به اندازه شناسایی عوامل میدانی اهمیت دارد. معادلات منطقه در حال تغییر است و این بار، هوشیاری تهران و اربیل میتواند تهدید جنگ روایتها را به فرصتی برای تقویت همکاریهای امنیتی دوجانبه تبدیل کند.




