علی محمدیان در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه تحلیلی «ارومنیوز»، با اشاره به شرایط حساس کنونی، اظهارکرد: در برهههایی که غبار فتنهها فضا را میپوشاند و تهدیدهای بیگانه بر این سرزمین سایه میگسترد، نخستین و ژرفترین سپر دفاعی یک ملت، نه تسلیحات، که همبستگی ملی است و امروز که کشور درگیر رویارویی تمامعیار با آمریکاست، تنها عاملی که اراده دشمن را در هم میشکند، وحدتی است که مردم ایران، فارغ از هرگونه تفاوت قومی و مذهبی، در ماههای اخیر به شکلی بیسابقه به نمایش گذاشتهاند.
این کارشناس حقوق بینالملل ادامه داد: در چنین فضای ملتهبی، رسانهها و بهویژه زبان نمایندگان مجلس، باید آتش این همدلی را شعلهور سازند، نه اینکه با دامن زدن به شکافهای قومی و مذهبی، خوراک به دست دشمن دهند. هر سخنِ تفرقهانگیز، حتی اگر ناخواسته، گامی در مسیری است که دشمن برای گسست صفوف ملت ترسیم کرده است. هیچکس نمیخواهد در زمین حریف بازی کند، اما هرگونه خدشه به وحدت، دقیقاً همان بازی در زمین دشمن است، هرچند با پوشش ادبیاتی دیگر.
وی تصریح کرد: در چنین بزنگاهی، اظهارات نمایندهای مبنی بر اینکه «اهل تسنن رهبری ندارند و رهبری تنها برای شیعیان است»، فراتر از یک خطای لفظی، یک اشتباه راهبردی چندلایه با ابعاد حقوقی، سیاسی و اخلاقی نگرانکننده است. این گفته، آشکارا با قانون اساسی در تعارض است.
محمدیان اظهار کرد: اصل دوازدهم قانون اساسی، ضمن تعیین مذهب رسمی کشور، بر احترام کامل به سایر مذاهب اسلامی تأکید دارد و اصل نوزدهم نیز هرگونه امتیاز طبقاتی بر پایه قوم، زبان یا مذهب را نفی میکند. نمایندهای که سوگند پاسداشت این قانون را خورده، نمیتواند بخشی از شهروندان را از شمول رهبری نظام خارج سازد و آنان را به شهروندانی درجهدو م بدل کند.
این کارشناس حقوق بینالملل گفت: از منظر امنیت ملی، این سخن دقیقاً پروژههای قومیتی و فرقهای دشمنان را تقویت میکند؛ همان روایتی که نظام را به نمایندگی از یک مذهب خاص معرفی و دیگران را حاشیهنشین نشان میدهد. رهبری در ساختار سیاسی ایران، یک مقام حقوقی و فراگیر برای اداره کل کشور است، نه مرجعی صرفاً مذهبی. تقلیل آن به یک مذهب، خیانتی به اصل بیطرفی و جامعیت نهادهای حاکمیتی است.
محمدیان یادآورشد: فراتر از خطاهای حقوقی و سیاسی، این اظهارات در باطن، رقابتهای جناحی را پنهان کرده که در آن، میلیونها انسان دارای کرامت و حقوق مسلم، به برگهای برای امتیازگیری تبدیل میشوند. اهالی سنت ایران با پیشینهای درخشان در دفاع از میهن، شایسته چنین هزینهای در منازعههای سیاسی نیستند. این رویکرد، بحرانی اخلاقی در نگاه به مردم را آشکار میسازد، چنانکه گویی شهروندان، فقط ابزاری برای بازی سیاسیاند.
وی تصریح کرد: شنیدن این زخمزبان از کسی که سالها در استانی خدمت کرده که مهد همزیستی شیعه و سنی است، بسیار تلخ است. مردمان آن دیار با فرهنگ غنی خود، ثابت کردهاند که تفاوتهای مذهبی نه تهدید، که فرصتی برای همافزایی است. آنان با تمام وجود پای این کشور ایستادهاند و خون فرزندانشان در دفاع از ایران آمیخته شده است. حال آنکه استاندار سابقشان، آنان را از دایره ملت خارج و فاقد رهبری میداند، زخمی عمیق بر دل مردمی مینشاند که هرگز انتظار چنین جفایی نداشتند.
این کارشناس حقوق بینالملل خاطرنشان کرد: ما را با افراد و جزییات مناظره کاری نیست، اما آنچه نمیتوان نادیده گرفت، این اصل بدیهی است که توهین به کرامت میلیونها ایرانی، تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نیست. سکوت در برابر چنین گفتمانی، به معنای عادیسازی تبعیض و گامی خطرناک به سوی حذف بخشی از ملت از دایره حقوق برابر و شهروندی است.
انتهای خبر/ و




