به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: در علم سیاست و روابط بینالملل، اطلاعات همواره به عنوان یک سلاح استراتژیک در کنار مؤلفههای نظامی و اقتصادی عمل میکند. با این حال، وقتی یک ابرقدرت برای پنهان کردن شکافهای عمیق راهبردی خود به تکرارِ دروغ متوسل میشود، این نشاندهنده یک بحران ساختاری در اتاق فکر آن کشور است.
گزارش اخیر شبکه (سیانان) مبنی بر ۳۷ بار دروغگویی دونالد ترامپ درباره توافق با ایران طی دو ماه گذشته، تنها یک خبر ژورنالیستی نیست؛ بلکه کالبدشکافی یک استیصال تمامعیار است. شکست راهبرد فشار حداکثری و پایان قریبالوقوع بیش از ۱۰۰ روز از آغاز کارزار نظامی ایالات متحده علیه ایران میگذرد، کارزاری که قرار بود در چند روز با تکیه بر برتری هوایی و سایبری، به زعم طراحان آن، به فروپاشی درونی و نابودی توان دفاعی ایران منجر شود.
اما آنچه در واقعیت رخ داد، با نقشههای روی کاغذ تفاوت بنیادین داشت. نه تنها پهپادها و موشکهای ایران زمینگیر نشدند، بلکه بستهشدن تنگه هرمز، نبض انرژی جهان را در اختیار ایران قرار داد. در این میان، ترامپ به جای بازنگری در سیاستهای شکستخوردهاش، به پوپولیسم دیپلماتیک پناه برده است.
او به خوبی میداند که اقتصاد آمریکا به شدت به قیمت سوخت وابسته است و بحران در بازار انرژی، کابوس هر سیاستمدار آمریکایی در آستانه انتخابات است. بنابراین، او با تکرار کلیدواژههایی چون توافق سعی دارد دو هدف را همزمان پیش ببرد.
نخست، آرام کردن بازارهای جهانی نفت و جلوگیری از جهش قیمتها و دوم، حفظ موقعیت خود در برابر رایدهندگان آمریکایی که حالا با واقعیت تلخ اهای نبارخالی مخازن استراتژیک روبرو هستند. رویترز در گزارشهای اخیر خود به نکتهای اشاره کرده که سیانان آن را به نوعی مکمل کرده است.
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به پایینترین سطوح خود رسیده است. مخازن کوشینگ در اوکلاهما که قلب تپنده ذخیرهسازی انرژی ایالات متحده است، اکنون در وضعیت هشدار قرار دارد. این یعنی ترامپ دیگر ابزار اقتصادی موثری برای مهار قیمتها در اختیار ندارد. در چنین شرایطی، دروغگویی پیدرپی، دیگر یک تکنیک مذاکره نیست، بلکه تنفس مصنوعی به جسد سیاست خارجی آمریکا است.
اما مشکل اینجاست که در دنیای سیاست، حافظه حرف اول را میزند. وقتی یک سیاستمدار ۳۷ بار متوالی وعدهای میدهد که محقق نمیشود، عملاً (اعتبار) خود را در سطح بینالملل به حراج میگذارد. تحلیلگران غربی که اکنون به افشای دروغهای ترامپ پرداختهاند، ناخواسته به یک حقیقت بزرگتر اعتراف میکنند
ایران نه تنها شکست نخورده، بلکه در موضع قدرت ایستاده است. سکوت و پایداری ایران در برابر فشارهای ترکیبی (نظامی و اقتصادی)، نشاندهنده آن است که تهران برای یروزی در جنگ ارادهها برنامهریزی کرده است.
ترامپ در سخنرانیهای انتخاباتی خود برای سناتورهایی نظیر گراهام، مدعی پیروزی کامل میشود، اما این کلمات دیگر حتی برای مخاطبان داخلی آمریکا نیز خریداری ندارد. واقعیت این است که بستهماندن تنگه هرمز، یک خسارت تریلیون دلاری بر پیکره اقتصاد غرب وارد کرده و این یعنی، توازن قوا در منطقه غرب آسیا بهطور دائم تغییر کرده است. استراتژی دروغدرمانی ترامپ به نقطه پایان خود رسیده است.
او در دامی گرفتار شده که خودش پهن کرده بود. گزارش سیانان، ناقوس مرگذاعتبار سیاسی ترامپ در پرونده ایران است. برای ما در جبهه رسانهای انقلاب، این گزارش نه تنها یک سند پیروزی بر جنگ رسانهای دشمن، بلکه نشانهای از آن است که چگونه حقایق، حتی در قلب امپراتوری رسانهای غرب، نمیتوانند برای همیشه زیر بار دروغهای سیاسی دفن شوند. ترامپ همچنان در توهم پیروزی قریبالوقوع غرق است، اما جهان امروز، متفاوت از آن چیزی است که او در محاسبات خود متصور بود. حقیقت صحنه نبرد در هرمز و میدانهای انرژی، بسیار سختتر از آن است که با چند توییت یا وعدهی انتخاباتی تغییر کند. کاخ سفید باید بداند حنای توافق خیالی دیگر رنگی ندارد.



