به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «ارومنیوز» بیش از دو ماه از جنگ رمضان میگذرد؛ روزهایی تلخ و پرالتهاب که از صبح شنبه نهم اسفند ماه سال گذشته با حملات ناجوانمردانه دشمن آغاز شد و مناطق مختلفی را هدف قرار داد. در آن روزها، مراکز درمانی، مدارس، خانههای سالمندان، مناطق مسکونی و بیمارستانها نیز از آتش کینهتوزی دشمن در امان نماندند و مردم بیدفاع، آماج این تجاوز قرار گرفتند.
اما در دل همان دود، آوار و اضطراب، مردانی بودند که بیهیچ تردیدی دل به حادثه زدند؛ مردانی که از جان خود گذشتند تا جانی را نجات دهند. نیروهای خدماترسان و آتشنشانان، نخستین کسانی بودند که پس از هر انفجار، راهی صحنه حادثه میشدند و در میان شعلهها، آوار و فریادها، به جستوجوی مجروحان و نجات گرفتارشدگان میپرداختند. در آن لحظات سخت، وقتی همهچیز رنگ ترس و ویرانی به خود میگرفت، تنها شمارهای که برای مردم بوی امید میداد، ۱۲۵ بود؛ شمارهای که با شنیدنش دلها آرام میشد و صدای آژیر خودروهای امدادی، نوید رسیدن فرشتگان نجات را به شهر میرساند.
برای روایت رشادتها و خدمات این نیروهای فداکار، راهی سازمان آتشنشانی ارومیه شدیم؛ جایی که هنوز رد خاطرات آن روزهای سخت در چهره مردانش پیداست. در فضایی آرام و صمیمی، پای صحبت آتشنشانانی نشستیم که از شبهای پرالتهاب جنگ، مأموریتهای نفسگیر، صحنههای تلخ شهادت و لحظات غرورآفرین نجات انسانها سخن گفتند. اینجا، هر نگاه روایتگر ایثاری خاموش است و هر سکوت، قصهای ناگفته از مردانی که در روزهای جنگ رمضان، سپر بلای مردم شدند و بیادعا، در خط مقدم خدمت ایستادند.

در میان رفتوآمد خودروهای امدادی و صدای بیوقفه بیسیمها، چهرههایی دیده میشد که گذر زمان و سختی روزهای بحران را بر پیشانی خود دارند؛ اما در نگاهشان هنوز همان صلابت روزهای جنگ موج میزند. اینجا هر گوشه، خاطرهای از ایثار را در خود پنهان کرده است؛ از شبهایی که نیروها فرصت دیدن خانوادههایشان را نداشتند تا لحظاتی که برای نجات جان مردم، خود را به دل خطر میزدند.
آتشنشانان ارومیه میگویند جنگ رمضان برای آنان تنها یک مأموریت نبود؛ آزمونی بود برای سنجش تعهد، غیرت و عشق به سرزمین. آنان در حالی از آن روزها سخن میگویند که گاه صدایشان از یادآوری صحنههای تلخ میلرزد و گاه با افتخار از همکارانی میگویند که بیهیچ چشمداشتی، شب و روز در میدان ماندند. برای ثبت این روایتها، پای صحبت نیروهایی نشستیم که در خط مقدم خدمت ایستادند؛ مردانی که شاید نامشان کمتر شنیده شده باشد، اما سهم بزرگی در آرامش شهر و امنیت مردم داشتند. روایت پیش رو، قصه همان مردان بیادعاست؛ خدمترسانانی که از جنگ رمضان تا امروز، عهد خود با وطن را حفظ کردهاند.
در میان راهروهای ایستگاه راهروهای ایستگاه، سکوتی سنگین جریان داشت؛ سکوتی که گویی از دل دهها حادثه و مأموریت دشوار به جا مانده بود. خودروهای امدادی آماده در محوطه ایستاده بودند و لباسهای عملیاتی، یادآور شبهایی بودند که این نیروها فرصت استراحت نداشتند و هر لحظه چشمانتظار آژیر مأموریت بعدی بودند. آتشنشانان ارومیه میگویند در روزهای جنگ رمضان، زمان معنای دیگری پیدا کرده بود. شب و روز درهم آمیخته بود و خستگی جایی در میان مسئولیتها نداشت.
هر تماس، خبری از انفجار یا حادثهای تازه میآورد و نیروها بیدرنگ راهی میشدند؛ بیآنکه بدانند در مقصد چه چیزی انتظارشان را میکشد. تنها یک هدف داشتند؛ نجات جان مردم. یکی از نیروها از شبی روایت میکند که دقایقی پس از بازگشت از مأموریتی سنگین، دوباره آژیر به صدا درآمد. هنوز لباسش را از تن درنیاورده بود که سوار خودرو شد و راهی حادثهای دیگر شد.
ایستگاه آتشنشانی خانه دوم ما شد
آتشنشانان میگویند آن روزها فرصت فکر کردن به خودمان نبود. فقط میخواستیم اگر کسی زیر آوار مانده، اگر مجروحی نیاز به کمک دارد، زودتر برسیم. در گوشهای دیگر، آتشنشانی از همکارانش میگوید که هفتهها رنگ خانه را ندیدند و ایستگاه را خانه دوم خود کردند. بسیاری تنها در فاصلهای کوتاه میان دو مأموریت، دقایقی استراحت میکردند و دوباره به میدان بازمیگشتند.
آنچه آنان را سرپا نگه میداشت، نه اجبار اداری، بلکه حس مسئولیت، عشق به مردم و غیرت نسبت به خاک وطن بود. با این حال، تلخترین بخش روایتها، خاطراتی است که از جانباختگان و مجروحان در ذهنشان مانده است. صحنههایی که هرگز فراموش نمیشود؛ کودکانی که هراسان به دنبال خانواده میگشتند، سالمندانی که میان دود و آوار گرفتار شده بودند و مردمی که چشمانتظار رسیدن نیروهای امدادی بودند. اما همین صحنههای تلخ، به گفته آنان، انگیزهای شد تا استوارتر بمانند. هر حادثه، عزمشان را برای خدمت بیشتر میکرد و هر شهادت، مسئولیتشان را سنگینتر. آنان باور داشتند که در آن روزهای دشوار، باید ستون امید مردم باشند؛ امیدی که با صدای آژیر ۱۲۵ به کوچهها و خیابانهای شهر بازمیگشت.

تا آخرین نفس پای کار ایرانیم
وحید فروزینمهر، رئیس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری ارومیه در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» ضمن مرور لحظات آغازین جنگ رمضان، از آمادگی کامل تیمهای امدادی، جانفشانی همکارانش و تأثیر شهادتها در افزایش روحیه مقاومت سخن گفت و عنوان کرد: نیروهای خدماترسان تا آخرین قطره خون برای دفاع از خاک ایران ایستادهاند.
وی با اشاره به پیشبینیهای انجامشده پیش از جنگ گفت: حدود ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه صبح بود که بچهها خبر آوردند تهران مورد اصابت قرار گرفته. ما تیمبندیهای از پیش تعیینشده را بلافاصله فعال کردیم و تمهیدات لازم برای نجات مصدومان و مقابله با حملات اختمالی انجام شد.
رئیس آتشنشانی ارومیه تجربه جنگ ۱۲ روزه پیشین را زمینهساز آمادگی بهتر در جنگ رمضان دانست و افزود: در شرایط عادی، نیروهای خدماترسان ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت دارند، اما در این جنگ، یکی از همکاران ۳۰ روز از ۴۰ روز جنگ را بدون مراجعه به خانه در ایستگاه آتشنشانی مستقر بود و فقط دقایقی استراحت میکرد.
فروزینمهر این روحیه را ناشی از عرق ملی و تعصب دینی دانست و از شهادت یکی از سربازان امری بر اثر اصابت راکت رژیم صهیونیستی یاد کرد و گفت: همکارانم پیکر او را در تابوت قرار دادند، صحنه بسیار دردناکی بود. همچنین دیدن مجروحیت و شهادت مردم عادی برای ما طاقتفرسا بود.
وی عنوان کرد: هر ترور و شهادتی نهتنها روحیه نیروها را تضعیف نکرد، بلکه عزم آنها را برای خدمت مضاعف کرد. در عملیاتی بود که جنگندهها بالای سر نیروهای خدماتی بود اما یک لحظه هم منطقه را ترک نکردند.
فروزینمهر در پایان تأکید کرد: ما همقسم شدهایم تا زمانی که خون در رگ داریم، نگذاریم یک وجب از خاک ایران غصب شود. تا آخرین قطره خون به مردم نجیب و شهیدپرور این سرزمین خدمت خواهیم کرد.» وی از مردم به عنوان الهامبخش اصلی این ایثارگری یاد کرد.

بابایی یکی آتشنشانان نیز در گفتگو با خبرنگار «اروم نیوز» گفت: آنچه در این ایام رخ داد، برای من و همکارانم تجربهای بسیار سنگین و فراتر از توصیف در قالب یک گفتگو است.
در این روزهای دشوار، از دست دادن هموطنان عزیز، مجروح شدن آنان و تخریب اموال عمومی، برای همه ما بسیار دردناک بود. اما در ذات این حرفه، مواجهه با چنین صحنههایی و ادامه خدمترسانی، بخشی جداییناپذیر از مسئولیت ماست؛ مسئولیتی که با وجود تمام تلخیها، با امید و تعهد ادامه مییابد تا بتوانیم هرچند اندک، یاریگر مردم باشیم.
روایت این روزهای جنگ، یکی از سختترین تجربههای کاری من و همکارانم در طول دوران خدمت بوده است. مواجهه با حجم بالای آوار، تعداد زیاد جانباختگان و مجروحان، چیزی فراتر از تجربیات پیشین ما در عملیاتهای معمول یا حوادث انفجاری بود و همین موضوع، فشار روحی زیادی بر همه نیروها وارد کرد.
در این شرایط، حضور نیروهای آتشنشانی بسیار پررنگتر از حالت عادی بود. برخلاف بسیاری از سازمانها که با ظرفیت محدودتری فعالیت میکردند، همکاران ما با آمادگی کامل و لغو مرخصیها، بهصورت صددرصدی در صحنه حاضر بودند.
حتی در مواردی، نیروها به شکل داوطلبانه اعلام آمادگی میکردند تا در کنار همکاران خود بمانند و خدماترسانی ادامه یابد. اگر در شرایط عادی حدود ۱۰۰ نفر در شیفتها حضور داشتند، در این ایام تعداد نیروهای فعال به شکل قابل توجهی افزایش یافت و با تمام توان در خدمترسانی مشارکت کردند.
از نظر تجربه انسانی، شاید نتوان از «شیرینی» در چنین شرایطی سخن گفت؛ زیرا هر عملیات موفق، در واقع به معنای نجات یک جان و بازگرداندن یک زندگی است. این تنها نقطه روشن ماجراست که میتواند آرامشی نسبی برای نیروها به همراه داشته باشد.
در مقابل، مواجهه با پیکرهای بیجان، بهویژه کودکان، تلخترین و دشوارترین لحظات کاری ما را رقم میزند. در کنار این شرایط، همراهی خانوادهها نیز بسیار ارزشمند و در عین حال دشوار بوده است. هر بار خداحافظی نیروها با خانواده، میتواند به معنای یک خداحافظی نامطمئن باشد، چرا که در شرایط بحران هیچ تضمینی برای بازگشت وجود ندارد.
با این حال، خانوادهها با وجود نگرانیهای شدید، همواره پشتیبان نیروها بودهاند و هر صدای حادثهای، اضطراب را در خانهها افزایش میدهد تا زمانی که از سلامت نیروها اطمینان حاصل شود. در مجموع، با لطف خداوند و تلاش همکاران، در سازمان آتشنشانی ارومیه در این ایام تلفات جدی از میان نیروها گزارش نشده و همگی با سلامت نسبی به خدمترسانی ادامه دادهاند.
گزارش از: رقیه وکیلی
انتهای خبر/ و
لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=303948