به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»؛ شبهای ارومیه، این روزها معنایی دیگر یافته است. از آن روز تلخی که خبر شهادت امام خامنهای در بمباران دشمن صهیونیستی، مثل صاعقه بر سر مردم نشست، شهری که همیشه به غیرت و تعصبش شهره بود، رنگ دیگری به خود گرفت.
نه از آن رو که در ماتم رهبرش سیاهپوش شد، که از این جهت که هر شب، خیابانها و میدانهایش میزبان جمعیتی است که انگار قرار نیست غمشان تمام شود و عزمشان، لحظهای سست گردد.
غروب که میشود، مردم ارومیه کمکم از خانهها بیرون میریزند پیرمردی که عصازنان خود را به دستههای عزاداری میرساند، زن میانسالی که پرچم سیاه بر سر در خانه اش نصب کرده و حالا با چادر نماز به خیابان آمده، است.
نوجوانی که تصویر شهید خامنهای را بر سینه چسبانده و نگاهش اما به آسمان است، جایی که گاهی صدای جنگندههای متجاوز، سکوت شب را میشکافد. اینجا اما هیچ کس به عقب برنمیگردد؛ اینجا ارومیه است، شهری که در روزهای جنگ و در شبهای بمباران، عزاداریهایش تعطیل بردار نیست.
و عجیبتر آنکه در میان این هیاهوی غم و خطر، ناگهان فریاد «لبیک یا خامنهای» از دل جمعیت برمیخیزد دستها، مشتهای گره کرده به نشانه بیعت با رهبر جدید، بالا میرود.
انگار شهادت سیدعلی خامنهای، نه تنها مردم را نترسانده، که عهد و پیمانشان را محکمتر کرده است. درست در لحظهای که دشمن گمان میکند با زدن سران یک ملت، میتواند آنها را به زانو درآورد، این مردم خیابانها را پر میکنند و به جهانیان ثابت میکنند که مکتب حسین (ع)، شهادت را نه پایان راه، که سرآغاز فصلی تازه از مقاومت میداند.
شبهای ارومیه، آینه تمامنمای مردمی است که جنگ را با ترک میدان پاسخ نمیدهند، که با هر تیر و موشکی که از آسمان میگذرد، استوارتر در خیابانها میمانند. آنها میخواهند به دشمن بفهمانند که اگر رهبرشان را گرفتهاند، ولی خدا را از دلشان نمیتوانند بگیرند.
اینجا نه خبری از ترس است، نه نشانی از هراس. اینجا فقط عشق است و غیرت و یکپارچگی. این حکایت امشب مردم ارومیه است، در شبی دیگر از شبهای بیپایان مقاومت.
اینجا کسی ترس را به دل راه نمیدهد

حاج اکبر مولایی، ۶۷ ساله، بازنشسته در گفتگو با خبرنگار اروم نیوز گفت: من سه جنگ را به چشم خودم دیدهام یک جنگ تحمیلی را، بمبارانهای صدام را، اما هیچوقت ندیدم مردم اینگونه پای آرمانهایشان ایستاده باشند.
وی افزود: نهم اسفند همان روزی خبر شهادت آقا سیدعلی را آوردند، من داشتم نماز صبح را میخواندم، دخترم با گریه آمد گفت: بابا، تلویزیون رو ببین. باورم نمیشد. باورم نمیشد که سید ما، آن مرد بزرگ، به شهادت رسیده باشد. اما حالا که اینجاییم، در خیابان، با این جمعیت، میبینم که او زندهتر از همیشه است.
وی افزود: شب گذشته، که صدای جنگنده آسمان ارومیه را پر کرد؛ یکی از جوانها بلند گفت: ما از موشک نمیترسیم، از بیغیرتی میترسیم. گریهام گرفت. این مردم، این جوانها، امانتدار خوبی برای خون شهدا هستند.
دشمن بداند شهادت، پایان راه نیست

سعید کریمی، ۲۸ ساله، دانشجوی دکتری نیز به خبرنگار اروم نیوز گفت: من در دانشگاه ارومیه درس میخوانم. چند روز پیش یکی از دوستانم در خارج از کشور زندگی میکند با دیدن عکسها و فیلمها در فضای محازی با کمال تعجب از من پرسید؛ شما چطور در این شرایط جنگی، شبها توی خیابانها میمانید؟ گفتم: این برای ما عادت شده. ما از بچگی یاد گرفتهایم که در برابر زورگویان بایستیم.
وی افزود: شهادت امام خامنهای برای ما یک نقطه عطف بود، دشمن فکر میکرد با حذف فیزیکی رهبر، میتواند انقلاب را زمین بزند اما نمیدانست که این مردم، رهبر را در قلبشان جای دادهاند.
این شهروند بیان کرد: من هر شب اینجا هستم، با دوستانم تصویری از آقا سیدعلی را همیشه همراه داریم و شب با وجود حمله اسرائیل به کشورمان در میدان ایستاده و شعار میدهیم؛ ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند، دشمن بداند شهادت برای ما پایان راه نیست، تازه اولش است.
میخواهم دنیا ببیند ایران خلوت نمیشود
زهرا زارع خبرنگار ارومیه گفت: این روزها کار من شده رفتن به میان مردم و ثبت لحظههایشان. هر شب از خیابانهای ارومیه عکس و فیلم میگیرم هر کدام از تصاویری که ثبت میکنم برایم تازگی داشته و در دلم امید تازهای جوانه میزند میخواهم با این تصاویر دنیا ببیند که ایران خلوت نمیشود.
اینجا ارومیه، هر شب عاشوراست

شب گذشته در میان جمعیت، کودکی را دیدم که روی شانههای پدرش نشسته بود و پرچم در دست پرسیدم: دخترم، این چیه؟ گفت: این پرچم خون خامنهای است. باورم نمیشد یک بچه اینطور مفهوم شهادت را فهمیده باشد.
ارومیه در این روزها تبدیل به یک حسینیه بزرگ شده است و زن و مرد، پیر و جوان، همه آمدهاند تا بگویند راه سیدعلی ادامه دارد.
من هر شب بعد از نماز مغرب به خیابان میآیم. مردم در کنار عزاداری، برای رهبر جدیدشان هم دعا میکنند. دیشب یکی از مداحان اهل بیت، شعر تازهای خواند که یک بیتش این بود؛ اسرائیل بداند، ما زندهایم و با هر نفس، عهد خود را بستهایم. اینجا ارومیه است، هر شب عاشوراست و هر شب ظهور.
انتهای خبر/ م



