به گزارش گروه احتماعی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» رقیه وکیلی در یادداشتی نوشت: امروزه یکی از نگرانکنندهترین چالشهای حوزه سلامت عمومی، کاهش سن گرایش به مصرف دخانیات و حتی ورود زودهنگام نوجوانان به چرخه رفتارهای پرخطر اعتباری است؛ پدیدهای که زنگ خطر جدی برای آینده اجتماعی و سلامت نسل جوان به صدا درآورده است.
آمارها و مشاهدات میدانی نشان میدهد نخستین تجربه مصرف سیگار، قلیان یا محصولات نوپدیدی مانند ویپ، دیگر محدود به بزرگسالان نیست و در برخی موارد به سالهای ابتدایی نوجوانی رسیده است. کارشناسان علوم رفتاری معتقدند هیجانات کنترلنشده، احساس کنجکاوی، تمایل به دیدهشدن و نیاز به هویتیابی از مهمترین عوامل سوقدهنده نوجوانان به سمت مصرف دخانیات است.
در دوره نوجوانی، مغز بهویژه در بخش تصمیمگیری و کنترل تکانهها هنوز به بلوغ کامل نرسیده و همین مسئله باعث میشود فرد بیش از آنکه پیامدهای بلندمدت رفتار خود را بسنجد، تحت تأثیر هیجانات لحظهای و فشار همسالان قرار گیرد. از سوی دیگر، ناآگاهی نسبت به مضرات واقعی دخانیات نیز نقش پررنگی در این روند دارد.
بسیاری از نوجوانان تصور میکنند مصرف تفننی سیگار یا قلیان اعتیادآور نیست یا محصولات جدیدی مانند سیگارهای الکترونیکی بیخطرند؛ در حالی که مطالعات علمی نشان دادهاند نیکوتین، صرفنظر از شکل مصرف، مادهای وابستگیآور است و میتواند در مدت کوتاهی الگوی مصرف منظم ایجاد کند.
وابستگی زودهنگام به نیکوتین نهتنها سلامت جسمی، بلکه تمرکز، حافظه و عملکرد تحصیلی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. نقش خانواده در این میان تعیینکننده است. نبود گفتوگوی مؤثر میان والدین و فرزندان، سبکهای تربیتی سختگیرانه یا برعکس، نظارت حداقلی، میتواند زمینه گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر را تقویت کند.
نوجوانی که مهارت «نه گفتن» را نیاموخته و از حمایت عاطفی کافی برخوردار نیست، در مواجهه با پیشنهاد دوستان برای تجربه نخستین مصرف، آسیبپذیرتر خواهد بود. فضای مجازی و بازنماییهای رسانهای نیز بیتأثیر نیستند. عادیسازی مصرف دخانیات در برخی تولیدات تصویری یا تبلیغات غیرمستقیم در شبکههای اجتماعی، تصویری کمخطر و حتی جذاب از این رفتار ارائه میدهد.
این در حالی است که سازمانهای جهانی سلامت نسبت به پیامدهای گسترده جسمی و روانی مصرف زودهنگام دخانیات هشدار دادهاند؛ از افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی و ریوی گرفته تا بالا رفتن ریسک مصرف سایر مواد در سالهای بعد. برای مقابله با این روند، رویکردهای تکبعدی کافی نیست.
آموزش مهارتهای زندگی در مدارس، آگاهیبخشی مستمر به والدین، محدودیتهای جدیتر در دسترسی نوجوانان به محصولات دخانی و تولید محتوای رسانهای مسئولانه، باید همزمان و هماهنگ دنبال شود. همچنین تقویت برنامههای مشاورهای در مدارس و ایجاد فضاهای سالم برای تخلیه هیجانات نوجوانان، مانند فعالیتهای ورزشی و هنری، میتواند جایگزینهای مناسبی برای رفتارهای پرخطر فراهم کند. کاهش سن گرایش به دخانیات صرفاً یک مسئله فردی نیست؛ این موضوع با سلامت عمومی، بهرهوری اجتماعی و حتی توسعه پایدار جامعه گره خورده است. هرچه مداخلهها علمیتر، زودهنگامتر و مبتنی بر شواهد باشد، میتوان امید داشت که نسل آینده در برابر وسوسههای پرخطر، آگاهانهتر و مقاومتر عمل کند.



