به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» رقیه وکیلی در یادداشتی نوشت: انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا را باید یکی از ملموسترین جلوههای مشارکت مدنی دانست؛ رویدادی که مستقیماً با کیفیت زندگی روزمره شهروندان گره خورده است. برخلاف بسیاری از انتخابات ملی که تصمیمهای کلان و دور از زندگی عادی مردم را رقم میزنند، شوراها در نزدیکترین سطح به مطالبات عمومی قرار دارند.
از ساماندهی معابر و حملونقل محلی گرفته تا مدیریت پسماند، توسعه فضای سبز و نظارت بر بودجههای شهری، همه و همه در حوزه اختیارات نهادی است که با رأی مستقیم مردم شکل میگیرد. همین نزدیکی، شوراها را به یکی از مهمترین بسترهای بازسازی اعتماد عمومی تبدیل میکند.
اعتماد اجتماعی زمانی تقویت میشود که شهروندان احساس کنند رأی آنان اثرگذار است و انتخابشان به تغییرات واقعی منجر میشود. اگر مردم ببینند تصمیمهای شوراها شفاف اتخاذ میشود، وعدهها پیگیری میگردد و نتایج اقدامات در زندگی آنان قابل لمس است، مشارکت در انتخابات دیگر صرفاً یک تکلیف قانونی نخواهد بود؛ بلکه به کنشی داوطلبانه و امیدبخش بدل میشود.
در چنین شرایطی، صندوق رأی نماد اثرگذاری شهروندان خواهد بود، نه صرفاً یک آیین تشریفاتی. با این حال، اعتماد عمومی پدیدهای شکننده است. هرگونه ابهام در فرآیند انتخابات، نبود رقابت سالم، یا فاصله گرفتن شوراها از مطالبات واقعی مردم میتواند به بیتفاوتی سیاسی دامن بزند.
اگر شوراها پس از تشکیل، از شفافیت فاصله بگیرند یا در برابر تصمیمهای خود پاسخگو نباشند، سرمایه اجتماعی به سرعت تحلیل میرود. از این رو سلامت انتخابات، انتشار دقیق اطلاعات، دسترسی آزاد شهروندان به مصوبات و گزارش هزینهها، از ارکان اساسی تقویت اعتماد است. پاسخگویی حلقه تکمیلی این فرآیند است.
شوراهایی که جلسات خود را علنی برگزار میکنند، گزارش عملکرد دورهای ارائه میدهند و امکان نظارت عمومی را فراهم میسازند، زمینه شکلگیری حس تعلق و همدلی را تقویت میکنند. مردم زمانی با نهادهای محلی همراه میشوند که احساس کنند در جریان امور قرار دارند و صدایشان شنیده میشود.
این همراهی، به تدریج فرهنگ مشارکت را نهادینه میکند و شهروندان را از مصرفکنندگان صرف خدمات شهری به کنشگران مسئول تبدیل میسازد. در این میان، نقش نامزدهای انتخاباتی نیز تعیینکننده است. رقابت اخلاقمدار، پرهیز از وعدههای غیرعملی و احترام به رقبا، پیام مثبتی به جامعه ارسال میکند.
تخریب، اغراق یا بهرهگیری نادرست از امکانات عمومی نه تنها اعتماد را تقویت نمیکند، بلکه زمینه سرخوردگی اجتماعی را فراهم میآورد. بنابراین، کیفیت رفتار انتخاباتی به اندازه نتایج نهایی در شکلدهی سرمایه اجتماعی اهمیت دارد. شوراها در حقیقت آیینه رابطه مردم و مدیریت شهریاند.
اگر این آیینه شفاف باشد، تصویر مشارکت و همبستگی در آن منعکس میشود؛ اما در صورت غفلت از اصول حکمرانی محلی، حتی تصمیمهای درست نیز با بدبینی مواجه خواهد شد. آموزش مستمر اعضا، تقویت سازوکارهای نظارتی و توجه به شایستهسالاری میتواند ضامن پایداری این نهاد مردمی باشد.
در نهایت، انتخابات شوراها فرصتی ارزشمند برای ترمیم پیوند میان شهروندان و ساختار مدیریت شهری است. هرچه این فرآیند با صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری بیشتری همراه باشد، امید اجتماعی تقویت شده و مسیر توسعه پایدار شهری هموارتر خواهد شد. اعتماد عمومی پیشنیاز مشارکت است و مشارکت آگاهانه، زیربنای پیشرفت جامعه محلی.



