به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»، در جهان امروز که گردش اطلاعات با سرعتی بیسابقه مرزهای جغرافیایی و زمانی را درنوردیده است، «ذهن انسان» به یکی از مهمترین اهداف راهبردی قدرتها تبدیل شده است. در چنین فضایی، مفهومی با عنوان «جنگ شناختی» بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه تحلیلگران سیاسی و امنیتی قرار گرفته است؛ جنگی که برخلاف نبردهای کلاسیک، نه بر میدانهای نظامی بلکه بر ادراک، باور و تصمیمسازی انسانها متمرکز است.
جنگ شناختی تلاشی هدفمند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و هدایت رفتار اجتماعی بدون توسل به ابزارهای سخت و نظامی است. در این نوع نبرد، رسانهها، شبکههای اجتماعی، تولید محتوای جهتدار و عملیات روانی جایگزین سلاح و گلوله شدهاند و هدف اصلی، تغییر محاسبات ذهنی جامعه و ایجاد شکاف در انسجام اجتماعی و فرهنگی کشورهاست.
بررسی رخدادها و اغتشاشات سالهای اخیر در کشور نشان میدهد که بخش قابل توجهی از افراد درگیر، از میان نوجوانان و جوانان بودهاند. این مسئله تصادفی نیست؛ بلکه بیانگر آن است که دشمن پس از ناکامی در مواجهه مستقیم و نظامی با جمهوری اسلامی ایران و درک اقتدار بازدارنده کشور، مسیر راهبردی خود را تغییر داده است. تحلیلگران بر این باورند که دشمن با دستیابی به سطحی از شناخت نسبت به قدرت دفاعی و توان بازدارندگی ایران، جنگ روانی و شناختی را بهعنوان کمهزینهترین و مؤثرترین ابزار برای نفوذ انتخاب کرده است. تمرکز بر نسل نوجوان و جوان، که در مرحله شکلگیری هویت فکری و اجتماعی قرار دارند، بخشی از این راهبرد محسوب میشود.
در این چارچوب، القای ناامیدی، تحریف واقعیتها، برجستهسازی نارضایتیها و ایجاد دوگانگیهای کاذب، از جمله تاکتیکهایی است که با هدف تضعیف سرمایه اجتماعی و ایجاد فاصله میان مردم و نظام دنبال میشود. در نهایت، مقابله با جنگ شناختی بیش از هر چیز نیازمند افزایش سواد رسانهای، تقویت قدرت تحلیل، آگاهیبخشی مستمر و هوشیاری خانوادهها و نهادهای فرهنگی است؛ چرا که در این میدان، پیروزی نه با سلاح، بلکه با بصیرت و آگاهی رقم میخورد.
در این میان، نقش نهادهای آموزشی، فرهنگی و رسانهای در خنثیسازی جنگ شناختی بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. مدارس، دانشگاهها و خانوادهها بهعنوان نخستین حلقههای شکلگیری اندیشه و هویت اجتماعی نسل نوجوان و جوان، باید مجهز به ابزار آگاهیبخشی و تحلیل صحیح شوند تا بتوانند در برابر موج گسترده اطلاعات جهتدار و اخبار تحریفشده ایستادگی کنند.
کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین خلأهای موجود، ضعف در آموزش مهارت تفکر انتقادی و سواد رسانهای است؛ مهارتی که به افراد کمک میکند میان خبر صحیح و جعلی، تحلیل واقعبینانه و القای هدفمند تمایز قائل شوند. در شرایطی که شبکههای اجتماعی به میدان اصلی جنگ شناختی تبدیل شدهاند، بیتوجهی به این آموزشها میتواند زمینهساز تأثیرپذیری سریع و عمیق مخاطبان کمتجربه شود.
از سوی دیگر، تولید محتوای جذاب، اقناعی و مبتنی بر واقعیت برای نسل جوان، ضرورتی انکارناپذیر است. صرف هشدار یا برخورد سلبی نهتنها کارآمد نیست، بلکه میتواند نتیجه معکوس به همراه داشته باشد. در مقابل، گفتگوی صادقانه، پاسخگویی شفاف به شبهات و روایت دقیق واقعیتها میتواند اعتماد عمومی را تقویت و زمینه نفوذ دشمن را محدود کند.
همچنین تقویت سرمایه اجتماعی و امیدآفرینی در جامعه، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله با جنگ شناختی به شمار میرود. دشمنان با تمرکز بر القای ناکارآمدی و بزرگنمایی مشکلات، تلاش میکنند حس بیاعتمادی و ناامیدی را گسترش دهند؛ در حالی که ارائه تصویر واقعی از پیشرفتها، ظرفیتها و توانمندیهای کشور میتواند این پروژه را ناکام بگذارد.
در نهایت، جنگ شناختی یک نبرد مستمر و پیچیده است که پایان مشخصی ندارد و تنها با هوشیاری دائمی میتوان در برابر آن ایستاد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که آگاهیبخشی هدفمند، ارتقای سطح تحلیل جامعه و توجه ویژه به نسل نوجوان و جوان، مهمترین مؤلفههای مصونسازی کشور در برابر این تهدید نوین به شمار میروند. بیتردید آینده این نبرد نه در میدانهای نظامی، بلکه در ذهنها رقم میخورد؛ جایی که بصیرت، آگاهی و اعتماد اجتماعی میتواند سد محکمی در برابر هرگونه جنگ نرم و شناختی ایجاد کند.

تقابلها از عرصه نظامی به حوزه ذهن و ادراک
محمد سلیمی، کارشناس مسائل اجتماعی، در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «ارومنیوز» با اشاره به گسترش جنگ شناختی در عصر ارتباطات، اظهار کرد: در دنیای امروز، میدان اصلی تقابلها از عرصه نظامی به حوزه ذهن و ادراک انسانها منتقل شده و دشمنان با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، بهدنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند.
وی افزود: جنگ شناختی برخلاف جنگهای کلاسیک، بدون استفاده از سلاح فیزیکی و با هدف تغییر باورها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی طراحی میشود و در این فرآیند، نوجوانان و جوانان به دلیل ویژگیهای سنی و تأثیرپذیری بیشتر، در معرض هدفگذاری مستقیم قرار دارند.
سلیمی با اشاره به حوادث و ناآرامیهای سالهای اخیر تصریح کرد: بررسیهای اجتماعی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از افراد درگیر در این رخدادها را نوجوانان تشکیل میدادند؛ موضوعی که نشاندهنده تغییر راهبرد دشمن از تقابل مستقیم به جنگ روانی و شناختی است، چرا که اقتدار و توان بازدارنده جمهوری اسلامی ایران امکان هرگونه رویارویی نظامی را از دشمن سلب کرده است.
این کارشناس مسائل اجتماعی ادامه داد: دشمن با القای ناامیدی، برجستهسازی مشکلات و تحریف واقعیتها، تلاش میکند سرمایه اجتماعی را هدف قرار دهد و میان نسل جوان و ساختارهای حاکمیتی فاصله ایجاد کند. در این میان، ضعف سواد رسانهای و ناتوانی در تحلیل محتوای فضای مجازی میتواند زمینه نفوذ این جریانها را تقویت کند.
وی تأکید کرد: مقابله با جنگ شناختی نیازمند رویکردی فرهنگی و آموزشی است و صرفاً با اقدامات امنیتی نمیتوان با این پدیده مقابله کرد. تقویت مهارت تفکر انتقادی، آموزش سواد رسانهای و ایجاد بستر گفتگوی سازنده با نسل نوجوان و جوان، از مهمترین الزامات مقابله با این تهدید نوین است.
سلیمی در پایان خاطرنشان کرد: خانوادهها، نظام آموزشی و رسانههای داخلی نقش کلیدی در افزایش آگاهی عمومی دارند و با تعامل، شفافیت و اعتمادسازی میتوان ذهن جامعه را در برابر هجمههای روانی و شناختی مصون نگه داشت.

آگاهی نوجوانان؛ کلید مقابله با جنگ شناختی
زینب خسروداد، کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور خانواده، در گفتگو با پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز » با تأکید بر اهمیت شناخت جنگ شناختی برای نوجوانان اظهار کرد: نوجوانی مرحلهای حساس و بحرانی در شکلگیری هویت، باورها و نگرشهای فردی است. در این دوران، نوجوانان به دلیل نیاز به تأیید هویت، پذیرش اجتماعی و کنجکاوی ذهنی، بهشدت تحت تأثیر اطلاعات و پیامهای محیطی قرار میگیرند.
وی ادامه داد: در سالهای اخیر، بررسی رفتارهای اجتماعی نوجوانان نشان میدهد که دشمنان با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، بهدنبال نفوذ به افکار این گروه هستند. این نوع نفوذ، بخشی از جنگ شناختی است که هدف آن تغییر نگرشها، جهتدهی به رفتارها و ایجاد تردید در اعتماد اجتماعی و نظامهای فرهنگی و سیاسی است.
خسروداد تصریح کرد: نقص در سواد رسانهای و مهارت تحلیل محتوای دیجیتال، موجب میشود نوجوانان نسبت به اطلاعات جهتدار و اخبار تحریفشده آسیبپذیر شوند. بنابراین، آگاهسازی و آموزش مهارتهای تفکر انتقادی از مهمترین ابزارهای پیشگیری به شمار میرود.
وی با اشاره به نقش خانواده و نهادهای آموزشی بیان کرد: «والدین و مربیان میتوانند با گفتگوی صادقانه، ایجاد فضایی امن برای پرسشگری و ارائه تحلیل واقعبینانه، ذهن نوجوان را در برابر عملیات روانی و شناختی مقاوم کنند. مهم این است که نوجوانان نه صرفاً از خطرها آگاه شوند، بلکه مهارت تشخیص اطلاعات صحیح از غلط را در خود پرورش دهند.
کارشناس ارشد روانشناسی افزود: تقویت اعتماد به نفس، تقویت حس تعلق اجتماعی و توانمندسازی نوجوانان در مواجهه با چالشهای اطلاعاتی، به همان اندازه آموزش آگاهی نسبت به جنگ شناختی اهمیت دارد. بدون این زیرساختها، هر گونه تلاش برای مقابله صرفاً به سطح آگاهی محدود میماند و اثرگذاری پایدار نخواهد داشت.
خسروداد در پایان تأکید کرد: آموزش آگاهانه و هدفمند نوجوانان درباره جنگ شناختی، نه یک گزینه بلکه یک ضرورت اجتماعی است. نسل امروز، آینده کشور را میسازد و حفاظت از ذهن و بصیرت آنان، کلید مقابله موفق با تهدیدات نرم و شناختی دشمن محسوب میشود.

ماهیت تهدیدات دشمن تغییر کرده است
قاسم حبیبزاده در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» با اشاره به شرایط حساس کنونی کشور، نسبت به تکرار تجربههای پرهزینه تاریخی هشدار داد و تأکید کرد: غفلت از رضایتمندی مردم و ناکارآمدی در مدیریت اقتصادی میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر برای کشور به همراه داشته باشد.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مقایسه وضعیت امروز ایران با دوران تحمیل قرارداد ترکمنچای در اسفند ۱۲۰۶، اظهار کرد: در آن مقطع تاریخی، ضعف ساختاری حکومت، ناآگاهی عمومی و ناتوانی نظامی، زمینه تحمیل قراردادی ننگین را فراهم کرد که نسلهای بعدی آن را مایه شرمساری ملی دانستند.
این تحلیلگر سیاسی افزود: عباس میرزا با وجود تلاشهای خود، به دلیل کمبود تجهیزات، ضعف پشتیبانی و عدم همراهی کافی مردم، نتوانست مانع از تحمیل اراده قدرت سلطهگر شود؛ شرایطی که محصول ناکارآمدی حاکمیت قاجار و فاصله آن با مردم بود.
حبیبزاده با اشاره به تحولات امروز تصریح کرد: اکنون تزار روس جای خود را به دونالد ترامپ داده و بهجای ترکمنچای، طرحهایی مانند «محورهای پیشنهادی ویتکاف» مطرح است؛ اما تفاوت اساسی اینجاست که ایران امروز، ایران قرن نوزدهم نیست.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران نهتنها از توان بازدارندگی و اقتدار منطقهای برخوردار است، بلکه مردم آن نیز آگاه، هوشیار و دارای تجربه تاریخیاند. فرماندهی کل نظام نیز طی دهههای گذشته، حکمت، شجاعت و درایت خود را در بزنگاههای حساس به اثبات رسانده است.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر تغییر ماهیت تهدیدات دشمن گفت: دشمن امروز بیش از جنگ نظامی، بر فشار اقتصادی، عملیات روانی و جنگ شناختی متمرکز شده و تلاش میکند از طریق رسانهها و شبکههای متنوع، سرمایه اجتماعی نظام را هدف قرار دهد.
حبیبزاده خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، رضایتمندی عمومی از عملکرد دولتها در حوزه اقتصاد و معیشت مردم، نقشی تعیینکننده در عبور موفق از این مقطع تاریخی دارد.
وی در پایان هشدار داد: اگر هر یک از ارکان کشور، بهویژه قوای مجریه، مقننه و قضائیه، در انجام مسئولیت تاریخی خود و پاسخ به مطالبات مردم کوتاهی کنند، این خطر وجود دارد که تصمیماتی پرهزینه بر ملت تحمیل شود؛ تصمیماتی که آیندگان هرگز آن را نخواهند بخشید.
گزارش از: رقیه وکیلی
انتهای خبر/ و



