• امروز : جمعه - ۲۷ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 6 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Friday - 18 September - 2026

زن شهیده ای که فریادش را به تنهایی بلند کرد

  • کد خبر : 184833
  • ۰۱ آبان ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

شهیده فاطمه تیموری یگانه زنی بود که فریادش را به تنهایی بلند کرد و در یورش ضد انقلاب ها،از پشت بام خانه اش نفرین سر داد و الله اکبرش طنین انداز کوچه های تنگ و باریک روستا شد به گزارش اروم نیوز, در خطه آذربایجان غربی،زنانی بودند که می خواستند از زخم های حضرت زینب(س)،آوایی […]

شهیده فاطمه تیموری یگانه زنی بود که فریادش را به تنهایی بلند کرد و در یورش ضد انقلاب ها،از پشت بام خانه اش نفرین سر داد و الله اکبرش طنین انداز کوچه های تنگ و باریک روستا شد

به گزارش اروم نیوز,

در خطه آذربایجان غربی،زنانی بودند که می خواستند از زخم های حضرت زینب(س)،آوایی عاشورایی بسرایند که در گوش جان ها طنین انداز باشد،زنانی که با فریاد الله اکبر و باحسین عشق خویش را نسبت به مادر شهیدان و امام امت نشان دادند،و با قدم های راسخ بر پیروزی خون بر شمشیر تلاش نمودند.
شهیده فاطمه تیموری یگانه زنی بود که فریادش را به تنهایی بلند کرد و در یورش ضد انقلاب ها،از پشت بام خانه اش نفرین سر داد و الله اکبرش طنین انداز کوچه های تنگ و باریک روستا شد.
وقتی وارد روستای کهریز شدم و در جستجوی خانواده این شهیده به راه افتادم ،از هر کسی که پرس و جو کردم از شیر زن بودن این شهیده برایم تعریف کرد که انقلاب روح در وجودم پدید آمد.

بابک درویشی ،فرزند بزرگ شهیده فاطمه تیموری در گفتگو با خبر نگار اروم نیوز، از رشادت مادرش سخن به میان آورد.

 

وی گفت:عید نوروز سال ۶۱ بود و من آن زمان ۶ ساله بودم سفره هفت سین را چیده بودیم و مادرم لباس های نو برایمان خریده بود،همگی خوشحال بودیم ولی پدرم در مسافرت بود و جایش در منزل خالی بود،یک دفعه ضد انقلاب ها به منزل ما یورش کردند،مادرم همانند سدی جلوی من و برادرم را گرفت و فریاد نفرین و الله اکبر سر داد و نامسلمانان این فریاد مادرم را در هم شکستند و با ضرب گلوله ای وی را از پا در آوردند و پدر بزرگم که خواست مقاومت نماید او را به گلوله بستند و سر برادر کوچکم را از تن جدا کردند.
وی اظهار کرد:من به تنهایی شاهد این قتل عام ها بودم ،و از آن خانواده صمیمی من ماندم و خواهر کوچک چهار ماهه ام که زیر گهواره افتاده بود و پدرم که در مسافرت بود.
وی افزود:هنوز هم فریاد مادرم در گوشم طنین انداز است و آن فاجعه بزرگ هرگز از تصاویر ذهنم جدا نمی شود،مصیبت خانم فاطمه زهرا به سراغ ما آمد و پدرم که از مسافرت رسید و این فاجعه را فهمید چند روزی در حال خویش نبود.
درویشی گفت:سالهای بی مادری و بدون محبت مادر برای من و خواهر کوچکم سخت بود و من هرگز رشاذت مادرم را فراموش نمی کنم و یاد و خاطره اش همیشه در بین ما زنده است.
اکنون ۳۰ سال است که آتش خانه فاطمه در خاطر سنگر نشینان آذربایجان غربی شراره می کشد و یادها را به طراوت می نشاند و تاریکی ها را از باور ها می زداید.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=184833

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.