• امروز : دوشنبه - ۲۳ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 2 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Monday - 14 September - 2026

حکایت یک مادر از اسارت،شهامت و شهادت فرزندش

  • کد خبر : 175276
  • ۰۷ شهریور ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

حسن بدست دموکرات اسیر شد.دو ماه آنجا زیر شکنجه بود.بعد از تحمل شکنجه های فراوان تیر بارانش کردند و جنازه اش را به ارومیه فرستادند. به گزارش سزویس دفاع اروم نیوز, شهید حسن دار نهال متولد سال۱۳۴۴ است که در سال ۱۳۶۲ در منطقه سرو به درجه بزرگ شهادت نائل گشته است.متن زیر حاصل گفتگو با […]

حسن بدست دموکرات اسیر شد.دو ماه آنجا زیر شکنجه بود.بعد از تحمل شکنجه های فراوان تیر بارانش کردند و جنازه اش را به ارومیه فرستادند.

به گزارش سزویس دفاع اروم نیوز,

شهید حسن دار نهال متولد سال۱۳۴۴ است که در سال ۱۳۶۲ در منطقه سرو به درجه بزرگ شهادت نائل گشته است.متن زیر حاصل گفتگو با مادر این شهید است:

لطفا از  نحوه شهادت فرزندتان برایمان بگویید.
حسن بدست دموکرات اسیر شد.دو ماه آنجا زیر شکنجه بود و بعد از تحمل شکنجه های فراوان تیر بارانش کردند و جنازه اش را به ارومیه فرستادند.
یکم تیر ماه بود که با منزل ما تماس گرفتند و به من گفتند که خواهرت با ماشین تصادف کرده است،دلم خیلی گرفت و آن روز سراسیمه بودم.خواهرم با من تماس گرفت و فهمیدم که یک اتفاقی افتاده و همه از من پنهان می کنند ،گفتم خواهرم تو با ماشین تصادف نکرده ای؟جواب داد که خواهرم تو در نزد مادرم فاطمه سربلند شده ای،چون پسرت حسن شهید شده است.زانوهایم سست شد،ولی یک نیروی قوی مرا از زمین بلند کرد و گفتم که به خودت بیا آیا افتخاری از این بزرگتر می خواستی نصیبت شود؟وضو گرفتم و به دیدار پسرم رفتم.همه گریه می کردند،اما به وجود چنین پسری که جان خویش را در راه دفاع از میهن فدا کرده بود،افتخار می کردم.روی صورتش را با پرچم ایران پوشانده بودند.پرچم را کنار زدم و دیدم تمامی صورتش خونین است.از پشت گوشش او را بوسیدم و گفتم که اجرت با امام حسین و اشک در چشمانم حلقه زد و از پسرم شفاعت خواستم.
چند سالش بود که شهید شد؟ از خصوصیات بارز فرزند شهیدتان برایمان بگویید؟
۱۹ ساله بود که شهید شد.پیکر پاکش آنقدر معصوم بود که گویی دائماً به رویت لبخند می زند.او از دوران بچگی عاشق شهادت بود و همیشه در روی بعضی از برگه ها می نوشت:شهید حسن دارنهال.با همه مهربان بود و همه او را دوست داشتند.اخلاقش خیلی خوب بود.با سن و سال کوچکش مگر ما می توانستیم پشتی، طلا و لوازم تزئینی و غیر ضروری بخریم؟! من خودم مقداری طلا داشتم که حسن می آمد ومی گفت که شما طلا دستت می کنی؟ اگر بدانی مردم چقدر گرسنه اند! من هم بعد از حرف های او همه طلاها را رفتم فروختم و پولش را به جبهه هدیه کردم.هر حرفی که بر زبان می آورد حکایتی پند آموز به همراه داشت،وی انسانی کامل بود.
مردم ما برای پیروی از راه شهدا به چه چیزی باید توجه کنند؟
مردم نسبت به خون شهدا وفادارند و تا به حال کاری انجام نداده اند که مغایر با ایثار شهدا باشد،ولی باید بپذیریم که بد حجابی در جامعه افزایش یافته است و بانوان باید بدانند که شهدا به خاطر اسلام و آسایش آنها جان خود را نثار کرده اند.امروز هم شایسته است زنان با حفظ حجاب در جامعه حضور یابند.
امیدوارم ملت با صداقت تمام در تمامی عرصه ها حضور فعال داشته باشند تا یاد و نام شهدا همیشه پایدار باشد و شهدا هم از داشتن مردم غیور به خود ببالند.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=175276

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.