• امروز : یکشنبه - ۲۲ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : 1 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026

زیارت با طعم کتک بعثی ها!

  • کد خبر : 174297
  • ۰۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۰:۰۰

جعفر عباس نژاد ،یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس خاطرات جالبی از نحوه زیارت اسرا در عتبات عالیات را بازگو کرد. به گزارش سرویس دفاع مقدس اروم نیوز،جعفر عباس نژاد یکی از آزادگان سر افراز دوران دفاع مقدس در یادواره شهدای مردادماه ارومیه به بیان خاطراتی از دوران اسارت خود پرداخت.وی در بیان نحوه اسارت […]

جعفر عباس نژاد ،یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس خاطرات جالبی از نحوه زیارت اسرا در عتبات عالیات را بازگو کرد.

به گزارش سرویس دفاع مقدس اروم نیوز،جعفر عباس نژاد یکی از آزادگان سر افراز دوران دفاع مقدس در یادواره شهدای مردادماه ارومیه به بیان خاطراتی از دوران اسارت خود پرداخت.وی در بیان نحوه اسارت و حال و هوای رزمندگان اینگونه شرح داد:

عملیات رمضان سال ۶۱ بود.بنده بسیجی ۱۶ ساله بودم و اسم گروهان ما دسته شهادت بود.همانطور که از اسمش پیداست ،همه بچه های دسته عاشق شهادت بودند.در یکی از روزها وارد میدانی شدیم که به دست دشمن مین گذاری شده بود،ولی بدون ترس با فریاد یا حسین وارد میدان شدیم و در نتیجه عزیزان زیادی شهید  و عده ای هم زخمی شدند و ما هم به اسارت عراقی ها در آمدیم.

از این اتفاق همگی ناراحت بودیم و برای زخمی ها دعا می کردیم.از آن تعداد باز هم عده ای توفیق شهادت پیدا کردند.ما هم ۶ سال را  زیر شکنجه عراقی ها سپری کردیم.ویژگی اصلی مکانی که ما در آن اسیر بودیم ،این بود که به حرم امام حسین نزدیک بود.پس از مدتی هنگامی که در سال ۶۷ آتش بس شد و ما را از اردوگاه بیرون آوردند، حرم امام حسین را که دیدیم با شور و شوق وصف ناشدنی به طرف حرم رفتیم.حال و هوای عجیبی بود و همه بر در و دیوار حرم  امام حسین(ع) بوسه می زدند.

از ماندن در حرم خسته نمی شدیم و عراقی ها نمی توانستند ما را از حرم بیرون بیاورند.به همین خاطر سربازان عراقی جهت شناسایی اسرایی که در برابر دستور بعثی ها جهت خروج از حرم مطهر مقاومت می کردند ،روی پیراهن آنان علامت گذاشته بودند تا در موقع بازگشت به اردوگاه آنها را شکنجه دهند.

در نهایت ما را به زور از حرم امام حسین(ع) بیرون آوردند.حرم حضرت عباس را که دیدیم دوان دوان به طرف حرم رفتیم.همه که وارد شدند در حرم را بستند،بعد از مدتی سربازان عراقی کابل به دست وارد حرم شدند و همه ما را با کابل کتک زدند.فریاد زدم که گریه نکنید و ناله نکنید.با هر ضربه کابل یا ابوالفضل می گفتیم تا شاید در آن دنیا آقا ما را شفاعت نماید.

ضربه ها که شدید تر شدند خود را به حرم چسباندیم وسر تعظیم فرود آوردیم.کمرهایمان تاول زده بود ،ولی هیچ کس به احترام حضرت عباس(ع) کوچک ترین ناله ای نکرد.آن روز هیچ وقت از خاطرم نمی رود و طعم آن زیارت و حس و حال آن روز در تمامی وجودم ماندگار است.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=174297

برچسب ها

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.