به گزارش اروم نیوز به نقل از تیار؛در مزار شهدا قدم میزدم که از دور دیدم پیرزنی عصا به دست آرام آرام در حالیکه ظرف یکبار مصرفی را به دست گرفته برای پر کردن آن از آب به سمت شیر آب می رود احساس کردم مادر شهید است به سمت او رفتم تا با او هم صحبت شوم.
آرام بر سر مزار شهید نشستم و فاتحه ای خواندم، او مشغول ریختن آب به درخت کنار مزار و شستن سنگ قبر بود پس از فاتحه سوال کردم مادر شهید هستید با افتخار گفت بله.
همصحبتی ما با مادر شهید سمرقندی که خود از زنان فعال ستادهای پشتیبانی دوران هشت سال دفاع مقدس است ،مادری مهربان که تمام حرفهایش درباره فرزندش را با اشک بیان کرد حس و حال عجیبی به انسان می دهد.
آنچه پیش رو دارید، گفت وگوی ما با مادر شهید سمر قندی هست، با هم بخوانیم:
سه دختر و دو پسر دارم که یکی از پسرانم شهید شده ،آن زمان با مادر شهید امینی در ستاد پشتیبانی به همراه سایر خانمها برای رزمندگان لباس و جوراب میبافتیم به جبهه ها وسایل میبردیم بارها به سردشت و خرمشهر رفته ام .
شهید صمد سمرقندی که بنا به گفته مادرش او را باقر صدا می کردند در سال ۱۳۳۳۷ متولد شده و در تاریخ بیست و سوم مهرماه سال ۶۴ به شهادت رسیده سالهای کودکی و جوانی خود را در مساجد و فعالیتهای فرهنگی سپری کرد.
در مورد تاریخها و اینکه زیاد از دوران جوانی و فرزندانش سوال کنیم مطلب زیادی یادش نبود فقط با صدایی که سرشار از عشق به فرزندش بود می گفت جوان درس خوان و مومن و انقلابی بود از همان ابتدا می دانستم که لایق شهادت است.
از او سوال کردم مادر اگر به زمانیکه فرزندتان زنده بود برمی گشتیم آیا دوباره اجازه می دادید که به فعالیتش ادامه دهد با افتخار و صلابت گفت بله فرزندانم را قربانی راه اسلام و قرآن می کنم.
این مادر مهربان که در خانه اش با هدف گسترش فرهنگ معنوی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هیئت راه اندازی کرده است از محبوبیت خاصی در بین مردم محله برخوردار است.
بچه زرنگ، کنجکاو و با استعدادی بود مهربان و غمخوار بود همه تلاشش برا ی خدا بود او عاشق شهدا بود او چون یک فرشته در دستم به امانت بود که به لطف خداوند امانت را به صاحبش سپردم دعایش میکردم من همیشه خیرش را میخواستم نسبت به مادر و خواهرانش بسیار با محبت بود همه فکرش این بود که باید راه شهدا را ادامه بدهیم و پشت سر ولایت فقیه باشیم و دل آقا را به دست بیاوریم. من خوشحالم که پسرم قدم در راه دین، اسلام، قرآن، امام، ولایت و شهدا گذاشت.
اگر امروز پسر دیگرم هم در راه اسلام و قرآن برود من راضیم. اصلاً ناراحت رفتن صمد نیستم او زنده است و من خوشحالم…
درست است که جایش خالی است، این برایم سخت است ولی راضیم به رضای خدا.
محل شهادت، دلی دربند کردستان
از شهادتش چگونه مطلع شدید؟ و از آخرین دیدارتان برایمان بگویید.
عصر بود نشسته بودیم حال عجیبی به من دست داد به اطرافیانم گفتم انگار برادرم را شهید کردند من حال خاصی دارم ،عصر خبر شهادت برادرم را دادند صبح که شد برادر زنم هم آمد گفت باقر زخمی شده حاضر شو برویم عیادتش ،گفتم نه پسرم شهید شده است از پشت به او گلوله زده بودند و آن زمان هم من در خانه انگار از پشت یک گلوله خوردم انگار به من الهام شد.
آخرین دیدار من با او زمانی بود که با التماس زیاد بر سر تابوتش رفتم آن زمان پیکر پسرم را به گلمانخانه برده بودند اما پیکر برادرم به زندان در مسیر جاده دریا انتقال داده بودند رفتم به زخمهای برادرم نگاه کردم تمام بدنش خونین و زخمی بود و با التماس بسیار خواستم تا پسرم را برای آخرین بار ببینم رفتم دیدم فقط جای یک گلوله در بدنش هست و جاهای دیگر بدنش سالم بود .
بر سر تابوت پسرم دورش گشتم از دستها و صورتش بوسیدم خیلی وقت هست که به خوابم نیامده خیلی با محبت بود بارها به جبهه رفته و برگشته بود ولی قسمت الهی این بود که در آنجا شهید شود.
نظرتان راجع به وضعیت فعلی فرهنگی جامعه چیست ؟ در رابطه با حجاب و فرهنگ حجاب اگر مطلب خاصی دارید بیان کنید.
چه بگویم ؟! من فقط وقتی این بدحجابی ها رامیبینم، نمیدانم فردای قیامت جواب خون شهدا را چه باید بدهم؟ یا اینهاچگونه میخواهند جواب شهدا را بدهند؟ من خود را در این وضعیت فرهنگی حاکم برجامعه بیتقصیر نمیدانم، احساسم این است که نتوانسته ام جواب خون شهدا رابدهم، نمیدانم آنها که مستقیماً در این وضعیت فرهنگی دخیلند، چهطورمیخواهند جوابگو باشند ؟! البته وضعیت بد حجاب در جامعه، علتهای زیادیدارد.
به عنوان یک مادر شهید زمانی خواستم چند جوان را امر به معروف کنم ولی با برخورد نامناسب آنها روبرو شدمو به محض مواجهه با چنین صحنه هایی غصه اممضاعف میشود، اما مطمئن هستم که خونهای ریخته شده شهدا، نخواهد گذاشت کهاین مسیر به پایان نرسیده، متوقف شود.
وظایف مسئولان کشور را در خصوص حفظ حجاب و گسترش فرهنگ حجاب چگونه برمیشمرید ؟
من همیشه در این زمینه یک درخواست از مسئولان دارم و آن هم این است کهجوری مدیریت کنند که حضرت آقا، سید اولاد پیغمبر، از آنها راضی باشند یک نکته دیگر هم در خصوص سوالتان بگویم وآن این است که مسئولان اجرایی کشور یک لحظه تصور کنند اگر همین الان امامزمان (عج) ظهور نمایند، آیا شما مدیرها در محضر آن حضرت پاسخی برایشیوههای مدیریتی تان دارید ؟ آیا میتوانید در محضر آن حضرت از عملکردتاندفاع کنید ؟ اگر پاسختان مثبت است، که هیچ، وگرنه باید شیوه مدیریتی شان رااصلاح نمایند و در مسیر منویات امام زمان (عج) و نائب او قدم بردارند.
صحبتی، نصیحتی برای ما داشته باشید و حرف آخرتان را نیز بفرمایید؟
امید داریم انشاءالله شهداء ما را شفاعت کنند. امیدوارم شهداء را بشناسیم و راه آنها را دنبال کنیم، یاد شهداء همیشه باید در متن کارهای ما قرار بگیرد، من همیشه در نمازهایم برای رهبر و مهمتر از همه برای امام زمان(عج) دعا می کنم تا آقا بیاید و همه سختی ها و مصائب تمام شود و ملتهای مظلوم از چنگال متجاوزان رهایی بیابند، از شما نیز تشکر می کنم و امیدوارم راه شهداء را تا ابد ادامه دهید.
امیدوارم همه ما از آن دسته انسانهایی نباشیم که عکس شهدا را به دیوار بزنیم و عکس شهدا عمل کنیم.



