• امروز : سه شنبه - ۲۸ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : 9 - جماد أول - 1448
  • برابر با : Tuesday - 20 October - 2026
یادداشت؛

وقتی بی‌تاریخ‌ها تاریخ می‌سازند

  • کد خبر : 317744
  • ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۸:۰۰
وقتی بی‌تاریخ‌ها تاریخ می‌سازند
یک تحلیلگر مسائل سیاسی با انتقاد از استناد مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به نبردهای ایران و یونان باستان، این رویکرد را استفاده ابزاری از تاریخ برای بازتعریف تقابل ایران و غرب دانست و تأکید کرد که روایت‌های گزینشی از گذشته نمی‌تواند ریشه‌های عمیق تمدنی و هویت تاریخی ملت ایران را خدشه‌دار کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» شاهرخ احمدزاده تحلیل‌گر مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: در هنگامی که مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، برای تبیین جایگاه امروز غرب در برابر ایران به نبرد آتن و سپاه خشایارشا در ۴۸۰ پیش از میلاد متوسل می‌شود، پیش از هر چیز، احساسی از شگفتی همراه با تاسف بر هر ایرانی آگاه و تاریخ‌شناس مستولی می‌گردد. کمدی تلخ روزگار ما این است که سیاست‌مداران کشوری که تاریخ تاسیس آن حتی به سه قرن نمی‌رسد و تمام هستی ژئوپلیتیک خود را بر غصب سرزمین‌های بومیان و استعمار بنا نهاده است، امروز مضحکانه در نقش مورخ و پاسدار تمدن باستان ظاهر می‌شوند!

ارجاع یک مقام ارشد آمریکایی به رویدادی در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، صرفاً یک یادآوری تاریخی معصومانه یا علاقه‌مندی آکادمیک نیست؛ بلکه روایتی کاملاً مهندسی‌شده، کینه‌توزانه و دست‌چین‌شده از گذشته است. واشنگتن که در عصر حاضر با بحران‌های عمیق مشروعیت، افول هژمونی تک‌قطبی و گسست‌های بنیادین در نظام سرمایه‌داری مواجه شده، تلاش می‌کند با بازسازی ساختگی «روایت هویتی غرب»، دشمنان امروز خود را بر اساس افسانه‌های تحریف‌شده دیروز تعریف کند. خطر اصلی در این دستکاری مغرضانه این است که تاریخ، از ابزاری برای درک پیچیدگی‌های انسانی و فرهنگی، به سلاحی ایدئولوژیک برای هراس‌افکنی عمومی، بازسازی مرزهای هویتی و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تقابلی تبدیل می‌شود.

مستندات زیست سیاسی یک تندرو در ساختار قدرت آمریکا

برای درک چرایی و کارکرد این تحریف تاریخی، باید شناسنامه سیاسی و کارنامه عملکردی مارکو روبیو

(Marco Antonio Rubio) را بر اساس مستندات معتبر تاریخی و زندگینامه‌ای واکاوی کرد روبیو متولد ۲۸ مه ۱۹۷۱ در میامی فلوریدا، فرزند مهاجران کوبایی است که در سال ۱۹۵۶—در دوران دیکتاتوری فولخنسیو باتیستا و دو سال و نیم پیش از انقلاب کوبا به ایالات متحده آمدند. بررسی‌های اسنادی از جمله گزارش‌های افشاگرانه واشنگتن پست نشان می‌دهد که روبیو در طول حیات سیاسی خود بارها با ادعای ساختگی فرار والدینش از حکومت کمونیستی کاسترو کوشید برای خود مشروعیت و اعتبار ویژه‌ای در میان تبعیدیان راست‌گرای فلوریدا دست‌وپا کند ادعایی که بعدها مشخص شد تحریف تاریخچه خانوادگی برای بهره‌برداری انتخاباتی بوده است.

مسیر صعود روبیو در ساختار قدرت آمریکا با ورود به شورای شهر وست میامی ۱۹۹۸و سپس راهیابی به مجلس نمایندگان فلوریدا(۲۰۰۰تا ۲۰۰۸)آغاز شد. او در نوامبر ۲۰۰۶ به عنوان نخستین آمریکایی کوبایی‌تبار به ریاست مجلس نمایندگان فلوریدا رسید. روبیو در سال ۲۰۱۱۰ با موج‌سواری بر افراط‌گرایی  «جنبش تی‌پارتی» (Tea Party) و اتخاذ مواضع شدیداً محافظه‌کارانه به سنای ایالات متحده راه یافت. او در سال ۲۰۱۶ نامزد انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه شد که در برابر دونالد ترامپ شکست خورد، اما متعاقباً به یکی از حامیان و اهرم‌های اصلی سیاست خارجی ترامپ تبدیل گردید.

کارنامه روبیو در سنای آمریکا (۲۰۱۱ تا ۲۰۲۵)—به‌ویژه در دوران نایب‌رییسی و سرپرستی کمیته منتخب امور اطلاعاتی سنا و حضور در کمیته روابط خارجی—حاکی از یک خط‌مشی تهاجم است. مواضع مستند روبیو درباره ایران و منطقه شامل موارد زیر است:

مخالفت سرسختانه با برجام و دیپلماسی: روبیو از اصلی‌ترین طراحان و حامیان لغو توافق هسته‌ای (برجام) بود و با ارائه طرح‌های متعدد قانونی، خواستار اعمال تحریم‌های فلج‌کننده علیه برنامه هسته‌ای، تسلیحاتی و ساختار اقتصادی ایران گردید

حمایت صریح از تروریسم دولتی و ترور شهید سردار سلیمانی: روبیو در ژانویه ۲۰۲۰ با صدور بیانیه‌ای رسمی، از اقدام تروریستی دولت ترامپ در به شهادت رساندن سپهبد قاسم سلیمانی به شدت حمایت کرد و در مصاحبه‌های رسانه‌ای خود  حضور مشروع ایران در منطقه را جرم‌انگاری کرده و توجیه‌گر حضور نظامی تجاوزکارانه آمریکا باشد.

جانبداری مطلق از رژیم صهیونیستی و نفی حقوق فلسطین: او با راهکار دو دولتی مخالفت کرده، از انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس حمایت نمود و در جریان جنگ غزه صریحاً خواستار نابودی کامل افکار عمومی فلسطین و رد هرگونه آتش‌بس گردید.

صعود به مقام وزرات امور خارجه(۲۰۲۵) با انتصاب روبیو به عنوان هفتاد و دومین وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در دولت دوم ترامپ (و سرپرستی همزمان مشاور امنیت ملی)او به عنوان نخستین لاتین‌تبار در این مسند، سکان دستگاه دیپلماسی آمریکا را بر عهده گرفت. بنابراین، ادبیات تهاجمی او درباره باستان‌شناسی سیاسی، بیانگر رویکرد رسمی دستگاه دیپلماسی کاخ سفید است.

این سوابق نشان می‌دهد که ارجاع روبیو به نبرد سال ۴۸۰ پیش از میلاد، نه یک شتاب‌زدگی کلامی، بلکه تداوم ارگانیک پرونده سیاهی است که او در طول دو دهه فعالیت سیاسی علیه استقلال و امنیت ملی ایران دنبال کرده است.

شکوه کثرت‌گرایی ایرانی در برابر توهم تقابل تمدنی و عقد فرادستی غرب

بزرگ‌ترین مغالطه و تحریف مبتذل روبیو و دستگاه تبلیغاتی پنتاگون، تقلیل تاریخ پربار، پویا و شکوهمند شاهنشاهی هخامنشی به یک دشمنی دائمی و ذات‌پندارانه با غرب است. جنگ‌های ایران و دولتشهرهای یونانی در سده پنجم پیش از میلاد، برخلاف ادعای مضحک غربی‌ها، نزاع میان بربریت و آزادی نبود، بلکه منازعه‌ای کاملاً طبیعی در بستر مناسبات قدرت، رقابت‌های منطقه‌ای و منطق ژئوپلیتیک امپراتوری‌های آن عصر به شمار می‌رفت.

تاریخ حقیقی شهادت می‌دهد که ایران باستان، به‌ویژه در عصر هخامنشیان و فرمانروایی خشایارشا، نماد بی‌نظیر کثرت‌گرایی فرهنگی، رواداری مذهبی، مدیریت دادگرانه و دادوستد گسترده بود. نخستین منشورهای حقوق بشر، ساخت راه‌های ارتباطی جهان سیستم پستی شگفت‌انگیز چاپارخانه و احترام به آیین‌ها و باورهای تمام ملل زیر پرچم هخامنشی دستاوردهایی بودند که غرب یونانی با ساختار برده‌داری و محدود خود حتی تصورش را هم نمی‌کرد. روابط ایران و یونان تنها محدود به جنگ نبود بلکه آمیزه‌ای از تجارت پویای بین‌المللی، تبادل اندیشه‌های فلسفی، دیپلماسی پیچیده و دادوستد هنری بود. تقلیل این تاریخ غنی به داستانی ساده‌لوحانه از تهدید ابدی شرق علیه غرب ناشی از حس حقارت عمیق نظام سرمایه‌داری در برابر عظمت دیرپای تمدن ایرانی است.

 کارکرد رسانه‌ای و ژئوپلیتیک تحریف، توجیه تحریم و فشار حداکثری

چرا دستگاه سیاست خارجی واشنگتن امروز به افسانه‌سازی‌های باستانی نیاز دارد؟ پاسخ در کارکرد مکمل این ادبیات برای سیاست مهار و فشار حداکثری نهفته است. در عرصه بین‌المللی، سال‌هاست که ایران هدف تحریم‌های اقتصادی ظالمانه، فشار معیشتی بر مردم، تهدیدهای نظامی مستقیم و محاصره همه‌جانبه رسانه‌ای قرار دارد. زمانی که دولتمردان آمریکایی بتوانند منازعه معاصر با ایران را نه یک اختلاف سیاسی قابل‌حل، بلکه ادامه یک نبرد باستانی ۲۵۰۰ ساله میان تمدن غرب و تهدید شرقی جا بزنند، توجیه فشار اقتصادی بر مردم ایران و کنار گذاشتن دیپلماسی برای افکار عمومی غرب بسیار آسان‌تر خواهد شد.

این زبان سیاسی، بستری روانی ایجاد می‌کند که در آن هرگونه تحریم، تجاوز و نقض حقوق بشر علیه ملت ایران، به عنوان دفاع از ارزش‌های تمدن غرب افکار عمومی را شست‌وشوی مغزی می‌دهد. روبیو و ساختار حاکم بر آمریکا می‌کوشند تا با تبدیل منازعات ملموس معاصر به یک نبرد ایدئولوژیک و نژادی دیرینه، گزینه‌های دیپلماتیک را مسدود کرده و زمینه را برای عادی‌سازی خشونت و تقابل نظامی هموار سازند.

 بطلان حقوقی استناد به تاریخ در منشور ملل متحد و هشدار به اروپا

از منظر حقوق بین‌الملل و موازین استوار منشور ملل متحد، توسل به روایات یا خاطرات ساختگی تاریخی برای توجیه اقدام نظامی یا تحریم‌های اقتصادی، مطلقاً فاقد اعتبار حقوقی و مشروعیت قانونی است. منشور ملل متحد بر اصل برابری حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امور داخلی و ممنوعیت تهدید یا توسل به زور استوار است. هیچ کشوری نمی‌تواند با استناد به جنگ‌های ۲۵۰۰ سال پیش، قانون اساسی بین‌الملل را زیر پا بگذارد و توسل به زور را مشروع جلوه دهد.

در این میان، کشورهای اروپایی باید نسبت به این تله ساختاری واشنگتن هوشیار باشند. آمریکا می‌کوشد با ارجاع به میراث یونان باستان، هویتی کاذب و مشترک میان دو سوی اقیانوس اطلس بازسازی کند تا کشورهای اروپایی را به پیاده‌نظام سیاست‌های تهاجمی خود در خاورمیانه تبدیل نماید. اما حقیقت آن است که امنیت و استقلال راهبردی اروپا با بازتولید هراس‌های باستانی تضمین نمی‌شود، بلکه در گرو ارزیابی واقع‌بینانه، حفظ روابط سازنده با ایران و پایبندی به دیپلماسی مستقل از اهداف امپریالیستی کاخ سفید است.

ایستادگی غرورآفرین ملی،گسست توهم هژمونی و شکست تحریف تاریخی

ملت بزرگ و تاریخ‌ساز ایران برای صیانت از تمامیت ارضی، هویت ملی و جایگاه رفیع خود در جهان، نیازی به بازتولید دشمنی‌های باستانی ندارد. هویت ایرانی بر بنیانی استوار از حکمت، قانون‌مداری، ایستادگی در برابر متجاوزان و غنای فرهنگی بنا شده است. ایرانِ امروز، وارث تمدنی است که امپراتوری‌های متعددی را آمده و رفته دیده است و نظام‌های سلطه‌گر معاصر نیز در برابر اراده و ریشه‌های عمیق این سرزمین، ذره‌ای بیش نیستند.

تاریخ هنگامی چراغ راه بشریت است که به فهم متقابل ملت‌ها و احترام به ثبات جهانی کمک کند، نه آنکه به ابزاری در دست کاسبان جنگ، سیاست‌مداران افراطی نظیر روبیو و سردمداران نظام تک‌قطبی برای ساختن دشمنان موهوم تبدیل شود. تحلیل‌های مبتذل و هراس‌افکنانه امثال مارکو روبیو نه تنها غنای تمدنی ایران را مخدوش نمی‌سازد، بلکه بار دیگر نشان می‌دهد که جهان سرمایه‌داری در برابر عظمت تاریخی و مقاومت ملی ایرانیان، دچار عجز فکری شده و راهی جز پناه بردن به افسانه‌های تحریف‌شده نیافته است. پرچم هویت و غرور ایرانی با این بادهای ظاهری نخواهد لرزید و تاریخ، دادگاه نهایی برای افشای تحریف‌گران خواهد بود.

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=317744

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.