
به گزارش اروم نیوز،جهان امروز را با ناامنی، بی ثباتی، خشونت، تروریسم، شکاف طبقاتی میان ملل و جوامع، یک نظام بین المللی هژمون محور با انواع سلطه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، غلبه فقر و بیماری در بخش هائی از جهان و به ویژه وجود کلوب های متعدد قدرت خواهی و دیده بانی تامین منافع فردی-گروهی در روابط بین المللی می شناسیم.
آنچه گفته شد، لایه ای مهم از این روابط بین المللی را به تصویر می کشد و وجود همکاری، ائتلاف ها و تشکل های جهانی، همفکریها و تلاشهای مشترک نیز نتوانسته است وضعیت نامناسب ساختاری و مدیریتی روابط بین المللی را بهبود بخشد. اگر امروز نیز همانند گذشته صلح تنها به عنوان یک «آرمان» و «دور از دسترس» تعریف می شود، معطوف به همین چالشها و نبود زیرساخت هائی است که بتوانند شرایطی بهینه از زندگی امن، رو به رشد، عاری از تهدید و ترور را برای جامعه بشری و جامعه دولتها به ارمغان آورند. در این رابطه، به ویژه ۶ نکته را باید مدنظر داشت:
۱٫در وضعیت کنونی، آرمان صلح جهانی و فراگیر در درجه نخست، با چالشی به نام «نظام بین المللی غیرجهانی» یا «نظام بین المللی دولت محور» روبروست؛ نظامی که هرچند بر برابری حاکمیت «دولتها» استوار است اما عملاً حاکمیت «قدرتها» را به بار نشانده است. از این نگاه، مادامی که سرنوشت جمعی ملل و جامعه بین المللی را برخی قدرتها رقم زنند و دیگر ملتها هرچند صاحب حق برابر باشند ولی نتوانند این حقوق را نیز در عمل به اجرا درآورند، جامعه بین المللی یک قالب صوری و ساختگی خواهد بود که مرکزیت امور آن به صورت گروهی یا باشگاهی یا در پرتو همکاری، رقابت یا خصومت میان قدرتمندان مدیریت می گردد.
اینکه امروزه، برخی بازیگران به محابا خود را «جامعه بین المللی» می شمارند و با چنین نام و عنوانی به پیگیری و جهانی نمائی خواست و اراده خود می پردازند، برگرفته از همین واقعیت است که ساختار جامعه معاصر به آنها امکان داده است تا «بازیگران درجه یک» روابط بین المللی باشند و در بسیاری از موارد در پرتو حقوق ممتازی که به دست آورده اند (همانند وتو)، امور جهانی را بدون نیاز به مشارکت بازیگران درجه دو، مدیریت کنند.
در این رابطه، صلح و امنیت نیز چیزی جز تعریف موردنظر گروه ممتاز نخواهد داشت. بی دلیل نیست که یک واقعه یا وضعیت هنگامی که در حوزه تاثیرگذاری بر قدرت و منافع حیاتی آنها قرار می گیرد، «تهدید صلح» و یا «نقض صلح» شمرده می شود و شورای امنیت به سرعت با آن برخورد از نوع فصل هفتم منشور می نماید ولی زمانی که همان واقعه یا وضعیت در محیط های دیگر بوده یا منافع آنها در پرتو لزوم حفظ وضعیت موجود باشد، سکوت بر نظام تصمیم گیری بین المللی حاکم می گردد.
۲٫ منزلت صلح در استراتژی جامعه بین المللی و کارویژه آن در منظومه روابط بین المللی «موجود و مطلوب»، از وضوح کافی برخوردار نیست. یعنی هنوز معلم نیست که صلح غایت است، وسیله است، مسیر است، ابراز است، یا چیزی دیگر. ضمن اینکه هر یک از این نگرش ها نه تنها بر مبتنی فلسفی و فکری خاص استوار است بلکه یک استراتژی مختص به خود را اقتضا می کند.
غالباً به ویژه با توجه به آنچه در قالب اصول و اهداف سازمان ملل متحد طراحی و تعبیه شده است، صلح به عنوان «هدف» تلقی می شود. این در حالیست که صلح رهیافت های دیگری نیز دارد از جمله اینکه صلح به عنوان «مسیر» دستیابی به هدف و نه خود هدف قابل ترسیم است. به یک تعبیر، «راهی برای صلح وجود ندارد. بلکه صلح خود یک راه است؛ راهی که به تحقق اهداف جامعه بین المللی و بشریت منجر می گردد». در این رهیافت، اهدافی قطعی و درجه یک همانند عدالت وجود دارند که صلح می تواند مقدمه ای برای رسیدن به آن باشد و نه اینکه خود همان هدف تلقی گردد یا جایگزین آن شود.
بر این اساس، دولتها به عنوان هدایت کنندگان اصلی روابط بین المللی، در این زمینه تعهدات و تکالیفی عام دارند که از محدودیت صلاحیتهایشان در قبال همدیگر و بشریت نشات گرفته است. صلح در جامعه بین المللی در صورتی استوار و جاوید می ماند که با عدالت پیوند یافته، موجد و قوام بخش روابطی باشد که با گذار از نابرابریهای درک و تجربه شده گذشته، امید به جهانی سازگار با زیست امن و پایدار برای همگان را جلوه ای عینی بخشد. مطلوب این روابط در چنین گفتمانی عادلانه، تعمیم صلح در همه سطوح ملی و بین المللی، بین انسانی و بین دولتی، بین فرهنگی و بین ادیان و تمدنها است.
۳٫ صلح به عنوان یک مفهوم (و فارغ از اینکه محتوای آن چه باشد) همانند آرمانهای دیگری نظیر عدالت و امنیت، یک ارزشهای انسانی و جهانی است؛ ارزشی که مطلوب همه ملتها است. با این حال، جنبههای مختلف و گوناگون صلح و همچنین محیطهای متعدد آن هم از جنبه نظری و هم عملی، نگرشهای متکثری را در این رابطه شکل داده و نظام بینالمللی و نظامهای ملی معاصر نیز همچنان در این تکثر سیر مینمایند. مدیریت جهانی در دوران معاصر قاصر از ایجاد یک افق مفهومی مشترک در این زمینه بوده است. اینکه هر واقعه یا رویدادی به صورت موردی و گاه با رویکردی متفاوت از موارد مشابه برخورد می شوند، نشات گرفته از همین تفرق و نبود نظام گفتمانی مشترک و جهانشمول است.
۴٫ جابجائی اولویت های دستورکار بین المللی مرتبط با صلح، یکی از الزامات ادراک جهان در حال گذار است؛ جهانی که با پیش بینی های مندرج در مواد مختلف منشور ملل متحد تفاوت بارز دارد. به واقع، منشور ملل متحد که قانون اساسی جامعه بین المللی بعد از جنگ شمرده می شده است، با همان چشم انداز دهه های «گذشته» قابل پیگیری برای ایجاد وضع مطلوب در «آینده» نیست. زیرا بسیاری از تصورات و مولفه های روابط بین المللی که منشور بر پایه آن ایجاد شده است، دگرگون شده است.
در واقع، مساله این است که در وضعیت معاصر و با آشکار شدن اولویت پیش شرطها، بسترها و جنبههای مادی و معنوی نیاز انسان به زندگی در صلح، اهمیت گام برداشتن به سمت برقراری عدالت، توسعه و کرامت انسانی (صلح مثبت) بر پیشگیری از وقوع درگیریهای مسلحانه و خشونتهای کمتر از جنگ (صلح منفی) تقدم یافته است؛ گوئی اندیشه حاکم بر ساختارها و نظام بینالمللی بعد از ۱۹۴۵ که متکی بر اولویت جلوگیری از تکرار جنگهای جهانی استوار بوده، وجاهتی ثانویه یافته و به اتخاذ اقدامات جهانی برای توزیع عادلانه امکانات زندگی و قدرتهای اقتصادی و سیاسی منوط شده است. این در حالیست که با تکیه بر جنبه های سلبی صلح، تنها «وضعیت موجود حفظ» می شود بدون آنکه بتوان بر چالشهای موجود فائق آمد و وضعیت موجود را بهبود بخشید.
۵٫ پارادوکس منافع فردی با صلح همگانی را نیز نباید از نظر دور داشت. برای دولتها که مساله منفعت ملی دلمشغولی بلکه کارویژه اصلی شان را هم در امور داخلی و هم سیاست خارجی تشکیل میدهد، طبیعی است که صلح و جنگ نیز به خودی خود ارزش اثباتی یا سلبی نخواهند داشت. در قدیمیترین تعبیر از منفعت ملی برآمده از مفهوم حاکمیت مطلق دولت، جنگ نیز میتوانسته ابزاری برای تحقق منافع ملی جلوه کند. در نظام بینالمللی معاصر که از نسبیت حاکمیت دولتها به دلیل شکل گیری یک منفعت مشترک دفاع می شود، هنوز هم کم نیستند بازیگرانی که جنگ و بی ثباتی در جهان را استراتژی سیاست خارجی خود می شمارند.
به واقع، روابط بین الدولی، ویژگیها و خصایصی منحصر به فرد دارد و تلاش برای همسازکردن ماهیت حاکمیت (آزادی عمل) دولتها با منفعت مشترک (محدودیت آزادیها در محورهائی معین هرچند حداقلی) جامعهای که از حضورشان منتج شده است، اصلی ترین شاخص در این رابطه به نظر میرسد. در چنین گستره ای، صلح نیز به مثابه وضعیتی از این همسازیها جلوه گر میشود که در آن، روابط بین دولتها از کاربرد زور گذر نموده، التزام شان به هنجار عدم جنگ افروزی به هسته سخت مفهوم صلح هم در محیطهای منطقهای (روابط بین الدولی محدود) و هم جهانی (روابط بین الدولی فراگیر و عام) تبدیل گردد.
۶٫ یک بُعد صلح جهانی نیز به جایگاه این مقوله در فرهنگ جهانی مربوط می شود. در این زمینه، فرهنگی کردن صلح و صلح¬آمیز کردن فرهنگ موضوعیت می یابد. کارکرد فرهنگ صلح، همساز کردن فرهنگ با صلح و هماهنگ نمودن ظرفیتهای آن دو را راستای تحقق هدفی مشترک از طریق هم افزائی است: از یک سو، اینکه فرهنگ به عنوان یکی از مولفههای اساسی محیط زندگی انسانی، به منظور و در راستای تحقق مفهوم صلح بکار گرفته شوند (فرهنگی کردن صلح)؛ و از سوی دیگر، فرهنگها هم از جدال و تعارض فاصله گیرند و با تزاید در اشتراکات و نقاط مشترک شان، به صلح و مسئولیتهای مبتنی بر آن ملتزم شوند (صلح آمیز شدن فرهنگها).
گفتگو در سطح ادیان، تمدنها و فرهنگها که در سال ۲۰۱۳ یونسکو آن را به «تقریب فرهنگها» تبدیل کرده و دستورکار خود برای ۲۰۲۳-۲۰۱۳ قرار داده است، از محوری ترین ابزارهای مدنی تحقق همین بخش یعنی افزایش تعامل و نزدیکی فرهنگهای مختلف با همدیگر و کم رنگ شدن تدریجی تقابلها و افتراقات آنها و نهایتاً شکل گیری صلحی پذیرفته شده در همه فرهنگها و دارای مبنای محکم در آنها است. البته چنین کارکردی نیازمند اصول و ملاحظاتی است که به هژمونی های فرهنگی گذشته دامن نزده و رافع چالشهای موجود در این عرصه باشد.
به هر حال، بر خلاف آنچه تا کنون در تدوین نقشه راه برای جامعه بین المللی و یا مدیریت روابط بین المللی تصور شده است، «صلح» نباید ساده به نظر آید و پیچیدگی های آن و وضعیت غامض ناشی از محیط آن از نظر دور بماند. با درنظر گرفتن گذشته پژوهی و چشم انداز آینده، استقرار حداقل های صلح جهانی به ویژه در پرتو نظم جدیدی که در حال شکل گیری است، به نظر می رسد با فروریختن شالوده های نظام بین المللی هژمون، وضعیت صلح جهانی در این چشم انداز امیدوارکننده خواهد شد؛ البته به شرط اینکه در طراحی نظم جدید خطاهائی که در نظم گذشته وجود داشته است تکرار نشود و ساخت «جامعه بین المللی» به جای قدرت برتر و مسلط گروهی، بر اساس الزامات یک «جامعه جهانی» واقعی پایه ریزی شود.
تسنیم



