به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز» به نقل از ورزش سه، سالن ۱۲ هزار نفری آزادی برای والیبال ایران چیزی فراتر از یک سازه بتنی و صندلیهای رنگی بود. جایی بود که نخستین قهرمانی آسیا در آن رقم خورد؛ جایی که صدای فریاد تماشاگران با هر امتیاز در سقف بلندش میپیچید و تاریخ نوشته میشد. همانجا بود که جام قهرمانی آسیا برای اولین بار در دستان بازیکنان ایران بالا رفت و هزاران نفر با اشک و لبخند، لحظهای را دیدند که دههها در انتظارش بودند.
خیلی بعد از افتتاح سالن برای بازیهای آسیایی تهران – ۱۹۷۴، زمانیکه ایران قدمهای بزرگی به سوی میزبانی رویدادهای بزرگ جهانی برمیداشت و اعتماد به نفس خود را برای ارسال درخواست برای مسابقات المپیک هم در راه بود. البته نغمه پیروزی در این سالن بیشتر متوجه کشتی و سپس فوتسال بود که در آنجا به قهرمانی آسیا رسید اما والیبال پس از انجام مسابقات باشگاهی شلوغ در دهه ۱۳۶۰ در نهایت به صاحب اصلی سالن تبدیل شد.
این مجموعه سفید رنگ زیبا در دل خود نخستین میزبانیهای جهانی والیبال ایران را جای داده است؛ جایی که تیمهای بزرگ دنیا قدم به آن گذاشتند و فهمیدند تهران فقط یک میزبان نیست، بلکه خانه یکی از پرشورترین تماشاگران والیبال جهان است. در همان زمین بود که ایران برای اولین بار برابر قدرتهایی مثل آمریکا و لهستان پیروز شد؛ پیروزیهایی که نه فقط یک نتیجه ورزشی، بلکه یک اعلام حضور بزرگ برای والیبال ایران در جهان بود و برای اولین بار موقعیت این رشته ورزشی را به حدنصابی رساند که فوتبال در برابر آن احساس عقبماندگی میکرد.
۱۲ هزار نفری آزادی دو بار جشن قهرمانی آسیا را به خود دید. دو بار جام بالا رفت، دو بار سرود قهرمانی در میان موج تماشاگران طنین انداخت و دو بار تاریخ ورق خورد. هر صندلی آن سالن، هر راهرو و هر گوشهاش، شاهد لحظههایی بود که نسلها دربارهاش حرف زدند و خواهند زد.
برای مربی بزرگی مثل خولیو ولاسکو هم این سالن جای خاصی داشت. او بارها گفته بود تمرین و بازی در ۱۲ هزار نفری را دوست دارد؛ جایی که حتی در تمرین هم حس مسابقه جریان داشت. انرژی سکوها، نزدیکی تماشاگران به زمین و آن فضای خاص، چیزی بود که کمتر سالنی در دنیا میتوانست ایجاد کند.
از نظر استاندارد هم این سالن یکی از بهترینها برای میزبانیهای بزرگ جهانی بود؛ سالنی که پنجاه سال پیش قبل ساخته شد، اما بسیاری از کشورها تازه امروز به فکر ساختن ورزشگاههایی با آن سطح امکانات افتادهاند.
گرچه سالن زیبای ما، با همه عظمتش، خاطرههای سادهتری هم از خود بجا گذاشته که با شسته شدن در مسیر زمان آن هم قشنگ به نظر میرسد. مثل سقفی که گاهی سوراخ میشد و هنگام باران قطرهها از آن میچکید. دغدغه کوچکی که بخشی از هویت این سالن شده و محل صحبت و بحث و نقد بود.
حالا که سالن آزادی در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی تخریب شده، فقط یک ساختمان از بین نرفته؛ بخشی از خاطرات، فریادها، اشکها و افتخارهای والیبال ایران زیر آوار رفته و حتی اگر بگوییم دوباره شبیه ان را میسازیم، هیچ سالنی برای ما آزادی نخواهد شد. میزبان مهربانی که درونش میخریدیم و فریاد میزدیم و از پیروزی به هیجان آمده و در شکست همدیگر را در آغوش میگرفتیم.
بدرود غول زیبای ورزش ایران.
انتهای خبر/



