• امروز : پنج شنبه - ۹ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : 19 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Thursday - 1 October - 2026
کارشناس مسائل راهبردی مطرح کرد:

انسجام اجتماعی و سرمایه انسانی پایه قدرت ملی

  • کد خبر : 316125
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
انسجام اجتماعی و سرمایه انسانی پایه قدرت ملی
کارشناس مسائل راهبردی گفت: قدرت ملی امروز فراتر از توان نظامی است و انسجام اجتماعی، سرمایه انسانی، اقتصاد، فناوری و دیپلماسی نیز در ساخت قدرت پایدار ایران نقش دارند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «اروم نیوز»؛ تحولات امنیتی و ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر نشان داده است که مفهوم قدرت ملی دیگر در چارچوب توان نظامی کشورها قابل توضیح نیست.

اگر در گذشته قدرت یک کشور عمدتاً با تعداد نیروهای نظامی، تجهیزات دفاعی، منابع اقتصادی و موقعیت جغرافیایی آن سنجیده می‌شد، امروز مجموعه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته، میزان توان یک کشور برای عبور از بحران و تبدیل تهدید به فرصت را تعیین می‌کند.

تجربه درگیری‌های منطقه‌ای نیز نشان داده است که یک بحران امنیتی می‌تواند هم‌زمان اقتصاد، انرژی، فناوری، ارتباطات، افکار عمومی، دیپلماسی و حتی زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

در جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، علاوه بر میدان نظامی، آثار اقتصادی و اجتماعی بحران نیز آشکار شد در تحولات سال ۲۰۲۶ نیز موضوعاتی مانند انرژی، تنگه هرمز، تحریم‌ها و مذاکرات، در کنار مؤلفه‌های نظامی، به بخشی از معادله قدرت تبدیل شده‌اند.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که یک کشور چگونه می‌تواند مجموعه ظرفیت‌های خود را در یک معماری منسجم به کار گیرد؟ پاسخ را نمی‌توان صرفاً در افزایش قدرت دفاعی یا اقتصادی جست‌وجو کرد زیرا حتی برخورداری از منابع گسترده نیز بدون مدیریت، هماهنگی نهادی، سرمایه انسانی و اعتماد اجتماعی الزاماً به قدرت مؤثر تبدیل نمی‌شود.

از این منظر، مردم صرفاً مخاطب سیاست‌های ملی نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت تولید قدرت به شمار می‌روند سرمایه اجتماعی، انسجام، مشارکت، دانش، توان اقتصادی و قدرت تحمل بحران، همگی مؤلفه‌هایی هستند که می‌توانند توان ملی را افزایش یا کاهش دهند.

در سوی دیگر، حکمرانی، تصمیم‌گیری، فناوری، دیپلماسی و قدرت دفاعی زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهند داشت که در یک چارچوب هماهنگ قرار گیرند.

نوذر شریعت‌پناه، کارشناس مسائل راهبردی، در این گفت‌وگوی تفصیلی به بررسی همین موضوع پرداخته و با نگاهی به مفهوم قدرت مردم‌پایه، انسجام اجتماعی، تاب‌آوری ملی و آینده قدرت ایران، بر این نکته تأکید دارد که مسئله اصلی کشور صرفاً میزان برخورداری از منابع قدرت نیست؛ بلکه چگونگی اتصال این منابع و تبدیل آنها به قابلیت، مزیت و دستاورد پایدار ملی است.

اروم نیوز: آقای شریعت‌پناه، اگر بخواهیم از نقطه آغاز بحث کنیم، اساساً قدرت ملی در جهان امروز چه تعریفی دارد و آیا همچنان می‌توان آن را با معیارهای سنتی سنجید؟

 شریعت‌پناه: تصور من این است که تعریف سنتی قدرت ملی دیگر به‌تنهایی پاسخگوی واقعیت‌های امروز نیست قدرت نظامی، اقتصاد، جغرافیا، جمعیت و منابع طبیعی همچنان اهمیت دارند، اما این مؤلفه‌ها در یک محیط بسیار پیچیده‌تر از گذشته عمل می‌کنند امروز کشوری قدرتمند است که بتواند میان توان نظامی، اقتصاد، فناوری، اطلاعات، دیپلماسی، جامعه و نظام حکمرانی خود ارتباط ایجاد کند.

به بیان ساده، داشتن منابع قدرت با توانایی استفاده از آنها یکسان نیست ممکن است کشوری منابع فراوانی در اختیار داشته باشد، اما اگر نتواند آنها را هماهنگ کند، بخشی از این ظرفیت بلااستفاده باقی می‌ماند بنابراین در قرن بیست‌ویکم باید از مفهوم «معماری قدرت ملی» صحبت کنیم؛ یعنی مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها که در کنار یکدیگر کار می‌کنند.

اروم نیوز: در این معماری، مردم چه جایگاهی دارند؟

شریعت‌پناه: مردم در مرکز قدرت ملی قرار دارند این مسئله فقط به حضور سیاسی یا اجتماعی مردم محدود نمی‌شود نیروی انسانی، دانش، تولید، اقتصاد، مشارکت اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی توان جامعه برای تحمل و مدیریت بحران، همگی بخشی از قدرت ملی هستند.

اگر جامعه‌ای در برابر یک بحران بتواند کارکردهای اصلی خود را حفظ کند، تولید ادامه پیدا کند، خدمات عمومی برقرار بماند و مردم احساس کنند آینده کشور برای آنها اهمیت دارد، آن جامعه از سرمایه راهبردی برخوردار است.

به همین دلیل، سرمایه اجتماعی را نباید یک مفهوم تزئینی دانست. اعتماد عمومی، مشارکت و احساس تعلق به سرنوشت کشور، در شرایط بحرانی مستقیماً به توان ملی تبدیل می‌شود.

اروم نیوز: آیا می‌توان گفت انسجام اجتماعی مهم‌تر از یکدستی سیاسی است؟

شریعت‌پناه: قطعاً باید میان این دو مفهوم تفاوت قائل شد انسجام اجتماعی به معنای یکسان فکر کردن همه افراد جامعه نیست جامعه‌ای که در آن اختلاف دیدگاه وجود نداشته باشد، اساساً یک جامعه طبیعی نیست.

مسئله اصلی این است که آیا جامعه با وجود تفاوت‌های سیاسی، نسلی، فرهنگی و اقتصادی می‌تواند بر سر منافع بنیادینی مانند حفظ تمامیت ارضی، امنیت ملی و آینده کشور به اشتراک برسد یا خیر.

از نگاه راهبردی، تکثر اگر به‌درستی مدیریت شود، الزاماً تهدید نیست؛ حتی می‌تواند به یک ظرفیت تبدیل شود مشکل از جایی آغاز می‌شود که تفاوت‌ها به شکاف‌های پایدار و غیرقابل مدیریت تبدیل شوند.

اروم نیوز: بنابراین مدیریت تکثر اجتماعی را باید بخشی از قدرت ملی بدانیم؟

شریعت‌پناه: بله. کشورهایی که توان مدیریت تفاوت‌های درونی خود را دارند، در برابر فشارهای بیرونی نیز ظرفیت بیشتری برای حفظ ثبات نشان می‌دهند، ایران از نظر قومی، فرهنگی، نسلی و اجتماعی جامعه‌ای متکثر است و این تکثر را باید به رسمیت شناخت.

راهکار حذف تفاوت‌ها نیست؛ ایجاد سازوکارهایی برای همگرایی حول منافع ملی است. هر اندازه مردم احساس کنند که در آینده کشور سهم و نقش دارند، امکان تبدیل تکثر به سرمایه ملی بیشتر می‌شود.

اروم نیوز: جایگاه رهبری و انسجام فرماندهی در این معماری قدرت کجاست؟

شریعت‌پناه: در ساختار جمهوری اسلامی ایران، رهبری جایگاهی محوری در سیاست‌های کلی و فرماندهی کل نیروهای مسلح دارد از منظر مدیریت بحران، مسئله مهم این است که تصمیم راهبردی چگونه به هماهنگی نهادی، فرماندهی منسجم و اجرای مؤثر تبدیل می‌شود.

در اینجا باید میان سه نوع انسجام تفاوت قائل شویم؛ انسجام فرماندهی، انسجام نهادی و انسجام اجتماعی. این سه اگرچه به یکدیگر مرتبط هستند، اما الزاماً مترادف یکدیگر نیستند.

قدرت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که تصمیم‌گیری راهبردی، هماهنگی نهادها، اجرای سیاست و همراهی اجتماعی در یک زنجیره منطقی قرار گیرند.

اروم نیوز: مفهوم «میدان» در شرایط امروز چقدر تغییر کرده است؟

شریعت‌پناه: بسیار زیاد، میدان امروز فقط میدان نظامی نیست اقتصاد یک میدان قدرت است، فناوری یک میدان قدرت است، رسانه، فضای سایبری، اطلاعات، دیپلماسی و افکار عمومی نیز همین وضعیت را دارند.

ممکن است کشوری از نظر نظامی توانمند باشد، اما اگر اقتصاد آن در برابر شوک آسیب‌پذیر باشد یا نتواند روایت و دیپلماسی مؤثری داشته باشد، همه ظرفیت نظامی خود را به نتیجه راهبردی تبدیل نمی‌کند.

بنابراین حضور در میدان به معنای حضور هم‌زمان در عرصه‌های مختلف تولید و اعمال قدرت است.

اروم نیوز: با این توضیح، آیا قدرت نظامی دیگر اهمیت سابق را ندارد؟

شریعت‌پناه: خیر؛ اتفاقاً قدرت دفاعی همچنان یکی از پایه‌های امنیت ملی است توان موشکی، پهپادی، پدافندی، اطلاعاتی و سایبری می‌تواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد.

بحث بر سر این است که قدرت نظامی به‌تنهایی کافی نیست قدرت سخت زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که با اقتصاد، فناوری، اطلاعات، دیپلماسی و سرمایه اجتماعی پیوند داشته باشد.

به همین دلیل، مفهوم قدرت هوشمند اهمیت پیدا می‌کند یعنی استفاده هماهنگ از ظرفیت‌های سخت و نرم برای تأمین منافع ملی.

اروم نیوز: یکی از مفاهیم کلیدی در متن شما «تاب‌آوری ملی» است این مفهوم دقیقاً چه معنایی دارد؟

شریعت‌پناه: تاب‌آوری یعنی توانایی کشور برای جذب شوک، حفظ کارکردهای حیاتی، سازگاری با شرایط جدید و بازسازی ظرفیت‌ها پس از بحران.

کشور نباید فقط برای لحظه وقوع جنگ آماده باشد باید برای سه مرحله برنامه داشته باشد؛ پیش از بحران، هنگام بحران و پس از بحران.

پیش از بحران باید پیش‌بینی و آمادگی وجود داشته باشد؛ در زمان بحران باید کارکردهای حیاتی حفظ شود و پس از بحران نیز باید بازسازی و یادگیری اتفاق بیفتد.

این نگاه باعث می‌شود بحران صرفاً یک تهدید تلقی نشود، بلکه به تجربه‌ای برای افزایش ظرفیت ملی تبدیل شود.

اروم نیوز: جنگ‌های اخیر چه تغییری در تعریف پیروزی ایجاد کرده‌اند؟

شریعت‌پناه: یکی از اشتباهات تحلیلی این است که پیروزی را فقط با تعداد حملات، خسارت واردشده یا اهداف نظامی ارزیابی کنیم.

نتیجه یک منازعه را باید در چند سطح بررسی کرد؛ نظامی، دفاعی، اجتماعی، اقتصادی، دیپلماتیک و راهبردی ممکن است یک طرف در یک حوزه دستاوردی داشته باشد، اما در حوزه دیگری هزینه بیشتری متحمل شود.

بنابراین آتش‌بس یا توقف درگیری به‌تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد نتیجه یک منازعه را توضیح دهد ارزیابی نهایی زمانی ممکن است که اهداف اولیه، هزینه‌ها، ظرفیت‌های باقی‌مانده و نتایج سیاسی و اقتصادی پس از بحران در کنار یکدیگر بررسی شوند.

اروم نیوز: در تحولات منطقه‌ای، موضوعاتی مانند تنگه هرمز نشان داده‌اند که یک موقعیت جغرافیایی می‌تواند هم‌زمان ابعاد نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک پیدا کند این مسئله چه اهمیتی دارد؟

شریعت‌پناه: اهمیت آن دقیقاً در همین چندلایه بودن است تنگه هرمز فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ با انرژی، تجارت جهانی، امنیت منطقه‌ای و دیپلماسی ارتباط پیدا می‌کند.

گزارش‌های جاری درباره مذاکرات ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهد که این موضوع در تعاملات دیپلماتیک و اقتصادی به یک مؤلفه مهم تبدیل شده است.

بنابراین جغرافیا زمانی به قدرت تبدیل می‌شود که کشور بتواند از موقعیت جغرافیایی خود در چارچوب یک راهبرد جامع استفاده کند صرف داشتن موقعیت ممتاز کافی نیست قابلیت بهره‌برداری از آن اهمیت دارد.

اروم نیوز: شما از تبدیل «منابع» به «قابلیت» صحبت می‌کنید این فرایند چگونه اتفاق می‌افتد؟

شریعت‌پناه: می‌توانیم این فرایند را در چند مرحله توضیح دهیم.گ، ابتدا منابع وجود دارند؛ منابع انسانی، انرژی، جغرافیا، فناوری، اقتصاد و قدرت دفاعی. مرحله بعد ایجاد قابلیت است؛ یعنی کشور بتواند این منابع را سازماندهی و به کار بگیرد.

پس از آن قابلیت باید به مزیت تبدیل شود و مزیت نیز بتواند قدرت چانه‌زنی و در نهایت دستاورد ملی ایجاد کند.

مشکل بسیاری از کشورها کمبود منابع نیست؛ بلکه ضعف در اتصال منابع و ایجاد هم‌افزایی میان آنهاست.

اروم نیوز: اگر بخواهیم معماری قدرت ملی ایران را ترسیم کنیم، چه لایه‌هایی باید در این معماری وجود داشته باشد؟

شریعت‌پناه: من این معماری را در چند لایه می‌بینم نخست سرمایه انسانی است؛ یعنی دانش، جوانان، متخصصان و نخبگان پس از آن سرمایه اجتماعی قرار دارد که اعتماد، مشارکت و انسجام را شامل می‌شود.

لایه بعد اقتصاد است؛ تولید، انرژی، تجارت و تاب‌آوری مالی و فناوری، به‌ویژه هوش مصنوعی، داده و فضای سایبری، لایه مهم دیگری است.

در کنار اینها قدرت دفاعی، دیپلماسی، حکمرانی و روایت قرار دارند هیچ‌کدام از این لایه‌ها به‌تنهایی کافی نیستند قدرت واقعی زمانی ایجاد می‌شود که این عناصر به هم متصل باشند.

اروم نیوز: در این میان نقش رسانه و روایت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شریعت‌پناه: در جنگ‌های چندلایه، روایت بخشی از قدرت است افکار عمومی داخلی و خارجی، ادراک جامعه، نحوه انتقال اطلاعات و توان مقابله با اطلاعات نادرست، همگی بر رفتار بازیگران تأثیر می‌گذارند.

اما روایت مؤثر نباید صرفاً به تبلیغات تقلیل پیدا کند روایت زمانی پایدار می‌شود که با واقعیت‌های اجتماعی و تجربه مردم فاصله زیادی نداشته باشد اعتماد مخاطب یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های ارتباطی است.

اروم نیوز: آینده قدرت ایران را چگونه می‌توان تصور کرد؟

شریعت‌پناه: آینده را نباید فقط بر اساس یک سناریوی قطعی دید کشور باید قابلیت مواجهه با چند آینده متفاوت را داشته باشد.

یک مسیر می‌تواند ادامه فشار و فرسایش باشد؛ مسیر دیگر سازگاری همراه با تقویت اقتصاد، فناوری و تاب‌آوری و مسیر سوم بازآرایی ظرفیت‌های انسانی، اقتصادی، ژئوپلیتیک و فناوری برای ایجاد الگوی جدیدی از قدرت ملی.

نکته مهم این است که آینده‌پژوهی به معنای پیش‌بینی قطعی آینده نیست بلکه به معنای ساختن قابلیت‌هایی است که کشور را برای شرایط مختلف آماده کند.

اروم نیوز: و در نهایت اگر بخواهید یک مؤلفه را در مرکز این معماری قرار دهید، آن مؤلفه چیست؟

شریعت‌پناه: مردم.

اما تأکید می‌کنم که مردم در اینجا صرفاً به معنای مخاطب سیاست یا نیروی حاضر در مقاطع بحرانی نیستند مردم، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و بخش مهمی از ظرفیت راهبردی کشورند.

قدرت دفاعی بدون پشتوانه اجتماعی پایدار نمی‌ماند؛ اقتصاد بدون نیروی انسانی و اعتماد عمومی نمی‌تواند به ظرفیت کامل خود برسد فناوری بدون دانش و سرمایه انسانی توسعه پیدا نمی‌کند و دیپلماسی نیز بدون پشتوانه ملی قدرت چانه‌زنی محدودی خواهد داشت.

در این میان، «وحدت» را نباید به معنای حذف اختلافات دانست وحدت راهبردی یعنی جامعه بتواند با وجود تفاوت دیدگاه‌ها در مسائل بنیادین مربوط به ایران، تمامیت ارضی، امنیت و آینده کشور، نقاط مشترک خود را حفظ کند.

ایران در طول تاریخ از یک ظرفیت تمدنی و فرهنگی گسترده برخوردار بوده است. استمرار این ظرفیت، بیش از هر چیز به توانایی جامعه و نهادهای کشور برای ایجاد همگرایی، حفظ سرمایه اجتماعی و تبدیل منابع مختلف به قدرت مؤثر بستگی دارد.

به همین دلیل، مسئله اصلی آینده ایران فقط این نیست که «چه میزان قدرت در اختیار دارد»؛ مسئله مهم‌تر این است که آیا می‌تواند منابع مختلف قدرت را به یکدیگر متصل کند و آنها را به قابلیت، مزیت و دستاورد پایدار ملی تبدیل کند یا خیر.

گفتگو و تنظیم: نجیبه معصومی سرای 

انتهای خبر/

لینک کوتاه : https://oroumnews.ir/?p=316125

ثبت دیدگاه

در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.