زدیک ششماه از پایان دولت دهم میگذرد، دولتی که هم در زمان بودنش و هم بعد از رفتنش، حاشیهساز بود. حالا مسوولان جدید با خبرنگاران جلسه میگذارند و از اتفاقهایی برای آنها سخن میگویند که بیشتر آنها در سکوت خبری رخ داده است؛ اما نکتهی جالب این است که همهی این موارد، رسانهای نمیشود و آنهایی هم که شانس رسانهای شدن پیدا میکنند، آنگونه که باید مطرح نمیشوند.
البته برخی رسانهها از فضای باز موجود برای بیان برخی مسائل رخداده در دولت گذشته استفاده کردند، اما بسیاری دیگر نه! مدیران رسانهها نیز به نوعی محافظهکاری را پیشه کردهاند و در بیان برخی واقعیتها، با احتیاط و محافظهکاری به پیش میروند. آیا دلیل این محافظهکاری فشارهایی است که در هشت سال گذشته به رسانهها تحمیل شده یا همچنان مانعی بر سر انتشار و باز شدن فضای رسانهای وجود دارد؟
خبرنگار رسانه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با محمدمهدی فرقانی – استاد رشتهی ارتباطات دربارهی اینکه چرا رسانهها در بیان واقعیتهای دولت گذشته کوتاهی میکنند؟ گفتوگو کرد.
او در این زمینه معتقد است: محافظهکاری موجود در رسانهها برای بیان نکردن واقعیتها، حاصل حرفهای نبودن فضای حاکم بر رسانهها و وجود یک اراده برای جلوگیری از انتشار واقعیتهاست.
فرقانی شرایط سیاسی حاکم بر فضای رسانهها را عامل گفته نشدن بسیاری از حقایق مربوط به دولت گذشته دانست و اظهار کرد: بخشی از عواملی که موجب محافظهکاری در رسانهها میشود، سیاسی است. به این معنی که گویا ارادهای وجود دارد که نگذارد بسیاری از مسائل رسانهای شود. در حالی که فلسفهی وجودی رسانهها همین است که قبل از اینکه فساد، نهادینه شود با دادن هشدارهای بهموقع، دست افراد سودجو را ببندند و به دستگاههای مسوول هشدار دهند.
او ادامه داد: رسانهها علاوه بر اینکه در خدمت منافع عمومیاند، چشم و بازوی دولت نیز هستند؛ در صورت آزاد بودن رسانهها بهشکل واقعی، آنها طبق مسوولیت حرفهای خود، یک ابزار مهم برای سالمسازی جامعهاند که دولت به جای اینکه از طریق سازمانهای نظارتی با هزینهی زیاد بخواهد جلوی فساد را بگیرد، میتواند از رسانهها استفاده کند؛ ولی رسانههای ما باید مراقب باشند، چون فضای فعلی در برخی رسانهها سالم نیست.
این استاد رشتهی ارتباطات با تأکید بر اینکه برخی رسانهها آنقدر با مسائل سیاسی برخورد میکنند که «حقیقت» در میان این رفتارهای سیاسی گم میشود، بیان کرد: تهمت زدن، پروندهسازی و بردن آبروی افراد، رویهی برخی رسانههاست که مطابق هیچیک از قسمتهای اصول آزادی رسانهها نیست. رسانهها موظف هستند در یک چارچوب اخلاقی و حرفهای فعالیت کنند.
فرقانی با اشاره به اینکه بخش دیگری از محافظهکاری در رسانهها به خود جامعه رسانه برمیگردد، تصریح کرد: ساختارهای روزنامهنگاری در ایران حرفهای نیستند، به این معنی که روزنامهنگاران ما از نظر مالی تأمین نیستند و بعضا با برخی منابع خبری خود رابطهی مالی دارند. همچنین سیستم سردبیری ما در بعضی موارد درست عمل نمیکند و نظارت و دقت در این سیستم وجود ندارد. البته نظارت نه به جهت خودسانسوری، بلکه در جهت سالمسازی اخبار و رعایت دقت و امانت. متأسفانه بسیاری از خبرنگاران ما با بهوجود آمدن اینترنت، پشت میزنشین شدهاند و با «کپی پیست» کردن مطالب و نقل اخبار بدون ذکر منبع، انجام کار بیدردسر را ترجیح میدهند.
وی ادامه داد: عوامل سیاسی و محدودیتهایی که وجود دارد، در بسیاری از مواقع، جلوی رسانهای شدن بسیاری از مسائل را میگیرد و حتی در صورت رسانهای شدن نیز به رسانهها اعتراض میشود که چرا چنین اخباری را نشر دادهاند، گویا کار خلاف شرع انجام دادهاند! همچنین ضعفهای حرفهای و مشکلات مالی، نبودن اصول و مقررات جامع که بتواند وضع مطبوعات را سامان دهد، از جمله عوامل محافظهکاری رسانهها هستند.
فرقانی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت رویهای که در هشت سال گذشته نسبت به رسانهها در پیش گرفته شد، جسارت روزنامهنگاری را در میان رسانههای ما تهنشین کرد؟ گفت: قطعا همینطور است؛ شرایط سیاسیای که موجب سانسور و خودسانسوری میشود، بعد از مدتی خودسانسوری را به رویهی جاری تبدیل میکند. در بسیاری از مواقع، خط قرمزهایی وجود دارد، اما تحت تأثیر شرایط سیاسی، خطوط قرمز دیگری نیز شکل میگیرد. این خطوط به عادت رسانهها تبدیل میشود و رسانهها را محافظهکار میکند و اجازه نمیدهد آنها مسوولیت حرفهای خود را بهدرستی انجام دهند. عوارض کنترلها و ایجاد محدودیت در ساختارهای رسمی موجب میشود که خودسانسوری در درازمدت بهصورت یک رویهی غالب درآید.
او در پاسخ به اینکه آیا اکنون فضای رسانهها واقعا باز شده است؟ تصریح کرد: واقعیت این است که عنان سیاستگذاری در رسانهها فقط در دست دولت نیست. طبیعتا دولت جدید، گشایشهایی را در فضای رسانهای ایجاد کرده، اما ما همچنان میبینیم اعتراضها، تحرکات و محدودیتهایی از سایر بخشهای جامعه متوجه رسانههاست. بهعنوان مثال، دادن کارت زرد به وزیر ارشاد یک نمونه است، در حالی که وزارت ارشاد با توجه به سیاستهای دولت جدید، رویههایی را در برخورد با تخلفات احتمالی اتخاذ کرده، اما میبینیم چنان فشاری بر رسانهها وارد میشود که عملا از مدیران آنها سلب اختیار شده و آنها ناچار میشوند به فشارهای بیرونی تن دهند.
فرقانی تأکید کرد: محافظهکاری در رسانهها معلول حرفهای نشدن فضای مطبوعات، نبود تشکلهای صنفی حامی حقوق روزنامهها و نبود شورای عالی رسانههاست. اگر این نهادها وجود داشته باشند، یک سازوکار خوداصلاحی بهوجود میآید و به برخوردهای بیرونی نیازی نخواهد بود و در عین حال، به رسانهها اجازه میدهد از دخالتهای نهادهای دیگر در امان باشند.