از وقتی قصه تو را شنیدم همیشه آرزو داشتم ببینمت؛ آن روزی را که تکیه زدی بر دیوار کعبه و ندای رسای انا المهدی را سر میدهی و همه جهان را خبر میکنی، میخواهم ببینم. پیش خودم فکر میکردم چقدر لذتبخش است که این همه عمر کنی؛ بهاندازه تاریخ و همه چیز را ببینی. کسی […]